«رضا شریفی» عضو حزب ندا در یادداشتی تلگرامی با عنوان «آیا ترکیب کابینه دوازدهم دور از انتظار است؟» نوشت:
بالاخره انتظارها به سر آمد و رییس جمهور روحانی، لیست پیشنهادی همکارانش را برای چهار سال آینده به مجلس فرستاد تا نمایندگان درباره آنها تصمیم بگیرند. در این میان زمزمههایی از سوی برخی اصلاحطلبان مبنی بر همسو نبودن این ترکیب با خواست ۲۴ میلیون حامی رای دهنده به روحانی شنیده میشود. در این زمینه اشاره به چند نکته خالی از لطف نیست:
یکم. در سال ۹۲ روحانی به عنوان یک سیاستمدار نه چندان مشهورِ محافظهکار، گزینه پرشانسی برای پیروز شدن در انتخابات نبود، اما رد صلاحیت مرحوم هاشمی و به دنبال آن انصراف عارف این زمینه را ایجاد کرد که با حمایت اصلاحطلبان بخش قابل توجهی از مردم نام او را در برگه رایشان بنویسند. در انتخابات اخیر اما بر خلاف دوره قبلی اولا روحانی یک چهره کاملا شناخته شده بود و نیاز به واسطه برای معرفی نداشت و ثانیا با ادبیات نسبتاً اصلاحطلبانهای که در هفته پایانی تبلیغات انتخاب کرد عملا واسطهگری اصلاحطلبان را بلاموضوع کرد. بنابراین شاید چندان دلیلی نمیبیند بخواهد خود را مدیون افرادی که به صورت حرفهای عنوان اصلاحطلب را یدک میکشند بداند و این حق را برای خودش محفوظ میداند که به روشی که خود صلاح بداند به رای پایگاه اجتماعی اصلاحات پاسخ گوید.
دوم. سوء تفاهم گروهی از اصلاحطلبان از آنجا ناشی میشود که تصور میکنند روحانی فاقد پایگاه اجتماعی اصیل است و این اصلاحطلبان بودند که سخاوتمندانه سبد ۲۴ میلیونی رای خودشان را به او تقدیم کردند و الان بابت آن حمایت سهمیه مناسبی در کابینه ندارند. به نظر میرسد این تصور از اساس محل مناقشه است چون معتقدان به این تحلیل هوشمندی و ذکاوت روحانی در مناظرات، تبحّر وی در جلب نظر ارکان حاکمیت برای تایید صلاحیت و در عین حال مدیریت درست او در فرآیند انتخابات برای کسب اعتماد میلیونها رای دهنده را در نظر نمیگیرند. به علاوه از دید روحانی دو قطبی رقیب در انتخابات اصلا اصولگرایی/ اصلاحطلبی نبوده که اصلاحطلبان بخواهند خود را برنده انتخابات بدانند بلکه رقابت همچنان بین اعتدالگرایی/ افراطیگری است و در این رقابت جبهه اعتدالگرایی (اعم از اصولگرایان یا اصلاحطلبان معتدل) برنده شده بنابراین از دید روحانی انحصار این پیروزی در چهارچوب تاریخی اصلاحطلبی که ممکن است بسیاری از حامیان روحانی و حتی خود وی در آن نگنجند منصفانه نیست.
سوم. حتی با فرض صحت تصور اعتباری بودن رای روحانی، باید توجه داشت که تعیّن این رای فقط در روحانی امکان داشته است. چرا که بر خلاف سال ۹۲ که اصلاح طلبان گزینهای مثل عارف را در صحنه داشتند و به درستی تصمیم به انصراف او گرفتند، در این انتخابات اساساً گزینه جدی دیگری جز حمایت از روحانی نداشتند و اینکه بخواهیم جهانگیری را جایگزین بدون ریسکی برای روحانی بدانیم قطعا به خطا رفتهایم. چون در این انتخابات از ابتدا تاکید شده بود جهانگیری یار کمکی و نامزد پوششی است و به علاوه خودش هم تمایلی برای رقابت با روحانی نداشت. و البته دقیقا به دلیل همین ناچاری بود که برخی گروههای مشهور و مدعی اصلاحطلب ماهها مانده به انتخابات با امضای چک سفید حمایت از روحانی گوی سبقت از هم میربودند. آنچه مشخص است دلیل این حمایتهای زودهنگام قطعاً سهم خواهی نبوده وگرنه باید برای بلاهت برخی اصلاحطلبان که بعد از چهار سال هنوز شخصیت روحانی را نشناخته بودند و چشم بسته و به امید واهی از او حمایت کردند افسوس خورد.
در مجموع باید اذعان کرد ریاست جمهوری روحانی همچنان محصول یک موقعیت منحصر به فرد تاریخی و اجتماعی است که البته هوشمندی خودش هم در تعیّن یافتن ۲۴ میلیون رای تحولخواهان در او بی تاثیر نبوده است. بنابراین بهترین و تنها کاری که اصلاحطلبان میتوانستند بکنند و به درستی هم انجام دادند حمایت از روحانی (با تمام ویژگیهای مثبت و منفی قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی او) بوده و الان هم که کابینه معرفی شده کاملا معتدل و غیرافراطی (برمبنای تفسیر روحانی از رای ۲۴ میلیونی خودش) بسته شده شاید بهتر باشد دوستان اصلاحطلب به تصمیم خودشان و پایگاه اجتماعیشان احترام بگذارند و به جای شبهافکنی و القای ناامیدی اجازه بدهند روحانی نه با نام وزرایش بلکه با کارآمدی و خروجی عملکرد کابینهاش پاسخ شایستهای برای مطالبات رای دهندگان داشته باشد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید