مهدی یزدانیان در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «وحشت از دیدن پلیس» نوشت:
۱- خیلی غم انگیز است. خانواده ای از سقز با شادی برای دیدن بستگان عازم تهران می شوند. اما جنازه دختر جوانشان را به دوش گرفته و به شهرشان بر گردند. کاروان شادی به قافله عزا تبدیل می شود. چرا؟ چون مامور گشت ارشاد حجاب آن دختر را نامناسب تشخیص داده است. شاید شانس می آورد و با ماموری برخورد می کرد که اشکالی در حجاب او نمی دید و امروز زنده می ماند.
۲- پلیس نماد اقتدار در تامین امنیت و آرامش شهروندان باید باشد. نیروهای پلیس در برخورد با اراذل جانشان را به خطر می اندازند. از کودکی پلیس را حافظ جان و مال می دانستیم و حافظ شعری در ستایش پلیس بودیم. ولی ورود این ارگان به مسئله ای فرهنگی، کج سلیقگی است. مسائلی چون فوت مهسا امینی، اقدامات مثبت پلیس را کمرنگ می کند.
۳- نیروی پلیس نمی تواند در مسائل فرهنگی دخالت کند. چون اطلاعات لازم و البته سعه صدر کافی را ندارد. اگر هم داشته باشد، صورت مسئله وحشتناک است. چشم باز کنی و بی هوا پلیس امنیت را مقابلت ببینی که تو را مجرم می داند. سابق اگر دختری مزاحمی داشت به نزدیکترین پلیس مراجعه می کرد. آیا با شنیدن این مسائل باز هم به پلیس اعتماد می کند؟ بگذارید تصویر مثبتی که از پلیس در ذهنها بوده است باقی بماند.
۴- در پایان، ستادی به نام امر به معروف و نهی از منکر با ردیف بودجه وجود دارد. اگر این ستاد متولی امر و نهی است، پلیس چه کاره است و اگر پلیس مجری امر و نهی است، فلسفه تشکیل این ستاد چیست؟ شاید این ستاد فقط امر می کند، پلیس اجرا می کند! لطفا این ستاد، درباره فلسفه وجودی و اقدامات صورت گرفته ، توضیح دهد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید