مهدی نورمحمدزاده در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «منطق «اکثریت – اقلیت»!» نوشت:
برخلاف اعتراضات و اغتشاشات پیشین که اغلب مبتنی بر منطق دوقطبی «انقلاب و ضد انقلاب»، «قانونمدار و قانون شکن» و «مردم و دشمن» تفسیر می شد، در بحران جاری منطق «اکثریت-اقلیت» نیز پررنگ شده است. هر دو طرف ماجرا اصرار دارند که اکثریت جامعه هستند و طرف مقابل در اقلیت قرار دارد. اصل طرح شدن منطق اکثریت-اقلیت نشانه واضحی از تحولات عمیق اجتماعی و پشت سر گذاشتن برخی انگاره های قطعی سالهای گذشته است، همچنانکه کارکرد گشت ارشاد در دهه هفتاد و هشتاد بیشتر با منطق «امر به معروف و نهی ازمنکر» تبلیغ و اجرا می شد و در سالهای اخیر بیشتر روی منطق «رعایت قانون» مانور داده می شود!
هرچند منطق اکثریت-اقلیت لزوما خروجی عقلانی ندارد، اما برای انسان امروز به شدت اقناعی است و به همین جهت یکی از پایه های مهم دموکراسی محسوب می شود. نکته مهم در کاربرد این منطق و تن دادن به آن، فراهم نمودن و به رسمیت شناختن مقدمات و لوازم آن است. انتخابات شفاف و رقابتی، نظرسنجی های علمی و دقیق، رسانه ها و مطبوعات مستقل و اعتراضات آزاد و رفراندوم بخش مهمی از لوازم سنجش و پیاده سازی منطق اکثریت-اقلیت است. متاسفانه در جامعه ما علی رغم تظاهر در وفاداری به این منطق، به لوازم مقدماتی و منطقی آن تن داده نمی شود و تاویلات شخصی، جناحی و حتی دینی جای مکانیزمهای منطقی و تخصصی سنجش را گرفته است.
نه با روسری برداشتن چند هزار نفر می توان مدعی مخالفت اکثریت مردم ایران با اصل حجاب شد و نه راهپیمایی چند صد نفری دانشجویان مدافع انقلاب را می توان به نام اکثریت دانشجویان فلان دانشگاه فاکتور زد! نه حضور بدون مجوز و شعار تند هزاران نفر در خیابانها قیام «اکثریت» علیه حکومت است و نه راهپیمایی تشویق شده هزاران نمازگزار به معنی بیعت «اکثریت» با نظام!
شاید بدترین و تلخ ترین اتفاق در کاربرد منطق اکثریت-اقلیت، همین تقلیل لوازم سنجش نظرات و آراء به کف خیابان باشد. اینکه جای نظرسنجی های مستقل علمی و آمار انتخابات را عکس های «جمعیت پرشمار» فلان اعتراض یا فیلم های هوایی «حضور میلیونی» بهمان راهپیمایی پر کند، نتیجه ای جز تحریک طرفین درگیر ماجرا و سوق دادن آنها به سمت خشونت بیشتر ندارد!
به گمانم اگر در سوابق ذهنی جامعهمان استفاده از ظرفیت قانونی رفراندوم را داشتیم، یا انتخابات پرشور با حضور همه سلایق را تجربه می کردیم، یا شاهد اصلاحات جدی برآمده از نقادی رسانه های آزاد و منطبق بر واقعیت جامعه بودیم، این قدر مشتری خیابان نمی شدیم!
ما زیرمتن انتخابات اخیر را درست نفهمیدیم، حماسه فتح سرودیم و فراموش کردیم تلخی پیروزی رییس جمهوری را که در غیاب اکثریت ۵۲ درصدی جامعه و با غلبه بر آرای باطله به پاستور رسید!
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید