کریستین امانپور کیست؟

وبسایت برترین‌ها نوشت: دیشب شبکه‌های اجتماعی پر شد از تصاویر و برش‌هایی از کنفرانس امنیتی مونیخ؛ نشستی که بیشتر به‌ واسطه ترکیب حاضرانش خبرساز شد. پشت یک میز، چهار چهره با چهار پیشینه متفاوت نشسته بودند: یک سناتور آمریکایی، یک مجری ایرانی-بریتانیایی، یک سیاستمدار اروپایی و یک پژوهشگر ایرانی. همین چیدمان، به‌تنهایی کافی بود تا بحث به زمین تفسیرهای سیاسی و رسانه‌ای کشیده شود.

سایتت

در یک سوی میز، لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا، چهره‌ای است که در ماه‌های اخیر با مواضع تند و رادیکال علیه نظام حاکمیتی  ایران شناخته می‌شود؛ سناتوری که بی‌پرده از اقدام نظامی علیه ایران سخن می‌گوید. در سوی دیگر میز، کریستین امانپور نشسته بود؛ مجری باسابقه سی‌ان‌ان که سال‌هاست یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های رسانه‌ای غرب در پوشش تحولات جهان محسوب می‌شود و به روایت برخی منابع، جزو پردرآمدترین ژورنالیست‌های جهان است. روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا، ضلع سوم این پنل بود و کریم سجادپور، پژوهشگر ایرانی هم – که شایعاتی پیرامون ارتباط نزدیک او با نازنین بنیادی است –  ضلع آخر را مال خود کرده بود.

031

با این حال، تمرکز اصلی واکنش‌ها نه بر گراهام بود و نه متسولا؛ بلکه توجهات حالا بیشتر روی کریستین امانپور معطوف است. مجری‌ای که از شب گذشته، به‌طور معناداری مورد توجه و حمایت بخشی از سمپات‌های ساختار رسمی در ایران قرار گرفته. استدلال این طیف روشن است: به‌زعم آنها، امانپور در این پنل چهار نفره، به شکلی غیرمستقیم توانسته جایگاه رضا پهلوی را به‌عنوان اپوزیسیون فعال متزلزل کند و این پیام را مخابره کند که حتی در معادلات آمریکاییِ ضد ایران نیز اجماعی جدی حول او وجود ندارد.

HBD1N5LakAEIFeE

این تحلیل بر یک برش مشخص از گفت‌وگو استوار است؛ جایی که امانپور مستقیماً از لیندزی گراهام درباره رضا پهلوی می‌پرسد و پاسخ منفی سناتور، به‌سرعت به سوژه اصلی شبکه‌های اجتماعی بدل می‌شود. برای عده‌ای، این «نه» نشانه عبور آمریکا از رضا پهلوی است و  برای گروهی دیگر، ماجرا به شکلی متفاوت تفسیرپذیر است. اما فارغ از تفسیرها، همین پرسش و پاسخ کافی بود تا دوباره نام امانپور به مرکز توجه بازگردد.

از امانپور چه می‌ می‌دانیم؟ 

مجری برنامه معروف “امانپور” در سی ان ان متولد لندن است، اما بخشی از کودکی‌اش را در ایران گذرانده. پس از آن برای تحصیل به بریتانیا رفته و با وقوع انقلاب، مسیر مهاجرت دائمی‌اش تثبیت شد. در روایت‌های رسمی موجود  از او، بارها تکرار شده که درهایی که به روی بسیاری از خبرنگاران بسته مانده، به روی امانپور گشوده شده است. او با محمد خاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمود احمدی‌نژاد، حسن روحانی و محمدجواد ظریف گفت‌وگو کرده و عملاً با چهار رئیس‌جمهور ایران وارد مصاحبه مستقیم شده؛ جایگاهی که کمتر خبرنگار خارجی  به آن دست یافته است. شاید آن لبخندها در دیدار با رفسنجانی ارجاع‌پذیرترین لحظه از امانپور در ذهن ایرانی‌هاست.

39cbec347225b2c21c5ceb40381af16c

البته رابطه او با ساختار رسمی در طول این چند دهه بدون تنش هم نبوده. سال ۱۴۰۱، به‌دلیل نپذیرفتن پروتکل‌های پیشنهادی برای دیدار با ابراهیم رئیسی، به ایران نیامد و به هر حال آخرین تصویر پررنگ از او برای ایرانی‌ها در مونیخ رقم خورده است.

پیامی که از قم برای او مخابره شد

شاید گویاترین نشانه از موقعیت خاص امانپور، نقل‌قولی باشد که سال‌ها پیش از زبان استاندار قم، مذهبی‌ترین استان ایران، منتشر شد؛ جایی که او از خبرنگاران خواست چهره‌هایی چون حسنین هیکل، اوریانا فالاچی و کریستین امانپور را الگوی شجاعت و حرفه‌ای‌گری خود قرار دهند. جمله‌ای که بیش از هر توضیحی نشان می‌دهد امانپور چگونه، همزمان بیرون از ساختار رسمی ایستاده و در عین حال، در چارچوب آن تا حدی به رسمیت شناخته شده است.

00

همین موقعیت دوگانه است که باعث می‌شود هر بار حضور او پیرامون نام ایران بیش از یک گفت‌وگوی رسانه‌ای ساده تفسیر شود؛ حضوری که هنوز می‌تواند معادلات اپوزیسیون، روایت‌های رسمی و حساسیت‌های سیاسی را به هم گره بزند.

بانک صادرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا