یادداشت یک رسانه درباره جنگ روایت های رسمی و اپوزیسیون

وبسایت برترین ها نوشت
: تحولات دو روز گذشته در مونیخ تصویری چندلایه و متناقض از موقعیت کنونی ایران در عرصه بینالمللی ترسیم کرده است؛ تصویری که همزمان نشانههایی از فشار، انزوا، تحرک اپوزیسیون و نیز تلاش برای گشایش دیپلماتیک را در خود دارد. از نشست امنیتی سالانه مونیخ گرفته تا گردهماییهای ایرانیان خارج از کشور و حواشی پیرامون توییت عباس عراقچی، مجموعه این رخدادها نشان میدهد که دستکم در یکی دو ماه آینده، فضا بیش از همیشه گنگ، دوپهلو و غیرقابل پیشبینی خواهد بود.
مونیخ؛ از نشست امنیتی تا «سیرک مونیخ»
کنفرانس سالانه امنیتی مونیخ که با حضور مقامهای ارشد غربی برگزار شد، امسال بدون دعوت از نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران همراه بود؛ موضوعی که واکنش عباس عراقچی را در پی داشت. او در توییتر، این رویداد را «سیرک مونیخ» نامید و آن را نشانه تغییر رویکرد کشورهای اتحادیه اروپا و تشدید فضای سیاسی علیه ایران توصیف کرد. این ادبیات تند، بازتابی از دلخوری تهران نسبت به حذف از یکی از مهمترین تریبونهای امنیتی غرب بود.
همزمان، گفتوگوی کریستین امانپور با رضا پهلوی در حاشیه این نشست، بر ابعاد رسانهای ماجرا افزود. حضور چهرههایی مانند لیندزی گراهام نیز به حساسیتهای سیاسی پیرامون مونیخ دامن زد. از نگاه ناظران، حذف رسمی ایران از نشست و همزمان برجسته شدن صدای مخالفان جمهوری اسلامی در همان شهر، حامل پیامی نمادین درباره تغییر موازنههای ارتباطی در اروپا بود.

در حاشیه این تحولات، خبر حذف تیک آبی حساب کاربری برخی از مقامات رسمی ایرانی نظیر عراقچی، لاریجانی، محسنی اژهای و قالیباف در پلتفرم X (توییتر سابق) که مالک آن ایلان ماسک است، به موضوعی جنجالی بدل شد. همزمان گزارش شد فردی با خرید اشتراک تأیید هویت، حسابی جعلی به نام او ایجاد کرده و محتوایی مغایر با مواضع رسمی منتشر کرده است؛ رخدادی که نشان میدهد حتی در عرصه دیجیتال نیز جنگ روایتها ادامه دارد.
گردهماییهای موازی؛ دو روایت از خیابان
در کنار نشست رسمی، مونیخ شاهد گردهمایی گروهی از ایرانیان مهاجر بود که در حمایت از رضا پهلوی برگزار شد. چهرههایی مانند علی کریمی و شاهین نجفی در تجمعات خارج از کشور مورد توجه قرار گرفتند و نامهایی چون “هیچکس” نیز در فهرست حاضران مطرح شد. همزمان در شهرهایی چون لسآنجلس و تورنتو نیز تجمعاتی برگزار شد که شرکتکنندگان خود را حامی رضا پهلوی معرفی میکردند.

رسانههای رسمی ایران اما تصویری متفاوت ارائه دادند. برخی خبرگزاریها شمار حاضران در مونیخ را حدود پنج هزار نفر اعلام کردند و برخی روزنامهها مدعی شدند بخش قابل توجهی از جمعیت را غیرایرانیها تشکیل میدادند. حتی توصیفهایی چون «کمرمق» یا «بیآبرو» برای این گردهمایی به کار رفت. در مقابل، ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی که در ادبیات رسمی «رسانههای معاند» خوانده میشوند، تلاش داشتند تصویری پرشمار و پرشور از تجمعها نشان دهند. این دوگانه روایی، شکاف عمیق در برداشت از واقعیت میدانی را برجسته میکند.
در آستانه ژنو؛ دیپلماسی حداقلی یا تشدید شکاف؟
تمام این تحولات در حالی رخ میدهد که قرار است نشستی میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان در ژنو برگزار شود؛ نشستی که برخی آن را تلاشی برای رسیدن به «توافق حداقلی» توصیف میکنند. از یک سو، کشورهایی چون عمان، قطر و ترکیه میکوشند سطح تنش در منطقه را مدیریت کنند و مسیر گفتوگو را باز نگه دارند. از سوی دیگر، مواضعی مانند بیانیه اخیر دولت کانادا مبنی بر عدم همکاری دیپلماتیک تا زمان تغییر رژیم، نشاندهنده سختتر شدن مواضع در بخشی از غرب است.

در داخل ایران نیز راهپیمایی ۲۲ بهمن همزمان با سالگرد انقلاب با مشارکت گسترده برگزار شد؛ رویدادی که حامیان حکومت آن را نشانه تداوم مشروعیت مردمی میدانند. این همزمانیِ نمایش قدرت در داخل و تحرک اپوزیسیون در خارج، فضای سیاسی را دو قطبیتر کرده است.
برآیند این رخدادها حاکی از دورهای پرابهام است. از یک سو پنجرهای برای توافقی محدود گشوده به نظر میرسد و از سوی دیگر، فشارهای سیاسی و رسانهای در حال افزایش است. همین گوشههای مخدوش و متناقض نشان میدهد که یکی دو ماه، یا حتی سه ماه آینده، میتواند صحنه تغییرات پیشبینیناپذیر باشد؛ دورهای که در آن، هم دیپلماسی و هم تقابل، به موازات هم پیش خواهند رفت.
