علی نیلی، انصاف نیوز:
گزارش اخیر یک روزنامه اسرائیلی درباره جزییات عملیات روانی اسرائیل در ایران، بار دیگر یکی از مهمترین ضعفهای دیوار دفاعی ایران در برابر دشمن را عیان کرده و نشان داده است بیاعتنایی و غفلت از رسانه و جنگ روایت، چگونه برای دشمن «پل پیروزی» میسازد. مرور تجربهای شخصی در این باره خالی از لطف نیست.
چند ماه قبل از جنگ ۱۲روزه، در یکی از مراسمهای ختم و یادبود مسجد نور میدان فاطمی تهران، سردار اسماعیل قاآنی فرمانده سپاه قدس را دیدم. نمیدانم چه شد که بچههای حفاظت ایشان مانع نشدند و توانستم با سردار همقدم شوم.
خودم را و شغلم را معرفی کردم و طبیعتا خواستار وقت مصاحبه شدم.
سردار گفتند: میدانی که حرف نمیزنم.
این جوابی غیرمنتظره و ناآشنا نبود.
همه اهل رسانه و خبر در طول دوره کاریشان بارها چنین پاسخی شنیده و میداند چنین حرفی به معنای کفایت مذاکرات است و حداقل در این لحظه، طرفی نمیبندند و سوژه تن به گفتوگو نخواهد داد.
گفتم: میدانم اما شما هم میدانید چقدر سوال و ابهام زیاد است. کسی مثل شما باید با مردم حرف بزند و سوال این بچهها را جواب دهد، این کار هم از صداوسیما و سخنرانی برنمیآید. بیایید انصاف یا اجازه دهید ما بیاییم، راضی نبودید منتشر نمیکنیم.
سردار قاآنی لحظهای مکث و نگاهم کرد و گفت: حالا هماهنگ کنید، ببینیم چه میشود.
آن گفتوگو ممکن نشد و بعد هم که دورهای از جنگ و شرایط جنگی پیش آمد که عملا امکان گفتوگو با فرمانده سپاه قدس و خلف قاسم سلیمانی فراهم نیامد.
مساله اما همین است که آن گفتگو نه با انصاف نیوز و نه با هیچ رسانه مستقل دیگری انجام نشد. مساله این است که ارتباط بخش مهمی از نظام تدبیر کشور با مردم قطع است.
حالا و به اعتبار گزارش روزنامه اسرائیلی اسرائیلهیوم میشود مدعی بود که اتفاقا جنگ و شرایط جنگی اقتضا میکرد و میکند که سرداران و امیران حافظ امنیت و پاسداران مرزهای ایران با مردم سخن بگویند.
سردار قاآنی حتما یکی از مطلعترین چهرههای امروز ایران از توطئههای دشمنان این کشور است و خیلی قبلتر اسرائیلهیوم میتوانست به مخاطب رسانههای مستقل بگوید موساد در تدارک چیست و چگونه عمل میکند.
در این مسیر، حتما مسائلی هم به میان میآمد که سردار مجبور به سکوت میشد یا تایید و تکذیبش حاشیه میساخت اما به هزاران دلیل این حواشی مقبولتر و محترمتر از افشاگریهای برنامهریزیشده موساد بود و دستاوردهای زیادی در جلب اطمینان و بازسازی اعتماد مردم داشت.
به اعتبار همان گزارش میتوان فهمید سردار محمد باقری و دکتر علی لاریجانی باید خیلی پیشترها با رسانهها به گفتوگو مینشستند و با مردم حرف میزدند.
اسرائیلهیوم به ما میگوید موساد نزدیک به یک دهه است روی شکاف دولت ملت ایران کار کرده و دیواری بلند از بیاعتمادی بین مردم و مسئولین کشیده است.
اسرائیلهیوم به ما میگوید شبکههای اجتماعی یکی از مهمترین بسترهای کارزار تبلیغاتی روانی موساد علیه کشور بوده است و ما میدانیم مهمترین جلوه حضور مسئولین بلندپایه کشور در شبکههای اجتماعی، محدود است به حضور چند ساعته مرحوم لاریجانی در کلابهاوس که اتفاقا بسیار هم پربسامد شد.
به اعتبار گزارش روزنامه اسرائیلی و به اعتبار تجربه زیسته ۶ ماه اخیر، قرار بوده و قرار است جمهوری اسلامی ایران ابتدا در اذهان مردمش فروبریزد و بنابراین ممانعت از این فروپاشی ذهنی، کمتر از دفاع موشکی و عمق استراتژیک و وحدت ساحات مقاومت نیست.
اگر شبکهها و رسانههای اجتماعی بستر کارزار فروپاشی نظام ایراناند، که هستند، سردار قاآنی و قاآنیها، جناب ذوالقدر و ذوالقدرها باید به این جبهه هم توجه و برای هماوردی در آن فکری کنند.
این جبههایست با قواعد و قوانین خودش که مانند دفاع موشکی، برنامهریزی هوشمندانه میطلبد.
در جبهه رسانه، متاسفانه یا خوشبختانه سلسلهمراتب نظامی و گزارههای بفرموده کار نمیکند که اگر میکرد اینک صداوسیما، وجهه و و کارکرد و اعتباری دیگر داشت.
این جبههایست که ما در آن بیسلاح نیستیم اما سلاحهایمان خالی از مهمات است شاید چون سردار قاآنی و قاآنیها هنوز آن را به رسمیت نمیشناسند یا اعتماد لازم را به سربازان و سرداران جبهه رسانه ندارند.
هر چه که هست، به گواه حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه و هلهلهی جماعتی در اسفند ۴۰۴، به نظر میرسد تا این معادله معکوس نشود، اسرائیل میتواند به فتح خاکریزهای اذهان و افکار عمومی در ایران امیدوار باشد.
انتهای پیام




