سعید رضویفقیه، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگویی با انصاف نیوز با اشاره به شیوهی مواجهه با جریان مخالف توافق و مذاکره در دورهی روحانی و ظریف میگوید که اگر به جای برچسبزنی گفتوگویی جدی با منتقدان شکل میگرفت برجام و بسیاری از سیاستهای آن دوره سرنوشت دیگری داشت. به باور او این تجربهای است که باید در هر توافق احتمالی در حال حاضر مورد توجه قرار بگیرد.
آقای رضویفقیه با اشاره به تجربه مذاکرات هستهای و برجام، تأکید کرد که هیچ پروژه سیاسی بزرگی بدون جلب حداقل ممکنی از همراهی مخالفان به سرانجام پایدار نمیرسد و بیتوجهی به اقلیتهای اثرگذار، یکی از دلایل ناکامی تجربه برجام بود.
او گفت: سالها پیش در یادداشتی تحت عنوان «آرامش با حضور دیگران» به این مضمون نوشته بودهام که «برای ایجاد تحولات بزرگ، حتی اقلیتهای کوچک را هم نمیتوان نادیده گرفت.» به اعتقاد او، تجربه توسعه آمرانه در دوره پهلوی اول و دوم و نیز تجربه برخی سیاستها در دهههای نخست پس از انقلاب نشان داده است که هیچ جریان سیاسی نمیتواند بدون اقناع طیفهای مختلف جامعه، قواعد و هنجارهای جدیدی را به شکل دستوری تثبیت کند.

رضویفقیه با اشاره به برخی سیاستهای فرهنگی و همچنین تجربهی کشف حجاب اجباری در دوره رضاشاه گفت: هر دو تجربه نشان دادند که سیاستهای آمرانه، هرچند ممکن است در کوتاهمدت و در سطح اجرایی شوند، اما در بلندمدت با مقاومت اجتماعی روبهرو خواهند شد.
او نمونه ترکیه را نیز مثال زد و گفت: پس از دههها سیطره کمالیسم، در نهایت جریانهای اسلامگرا دوباره به قدرت رسیدند و بخشی از دستاوردهای دوره کمالیسم را کنار گذاشتند.
این تحلیلگر سیاسی با تعمیم این تجربه به فضای سیاسی ایران افزود اصلاحطلبان نیز در دوران قدرت، بهویژه در دولت اصلاحات و سپس در دوره حسن روحانی، تصور کردند که به دلیل برخورداری از رأی اکثریت، میتوانند مخالفان خود را نادیده بگیرند؛ در حالی که همانها، سهم قابل توجهی از قدرت سیاسی، اقتصادی، امنیتی و رسانهای را در اختیار داشت.
او گفت: حتی اگر یک جریان تنها ۱۰ یا ۲۰ درصد جامعه را نمایندگی کند، نمیتوان آن را از معادلات حذف کرد؛ زیرا این گروهها از نفوذ و ابزارهایی برخوردارند که میتوانند مسیر اجرای هر سیاست کلان را تغییر دهند.
رضویفقیه یکی از عوامل ناکامی اصلاحطلبان را تلاش نکردن برای جلب توافق مخالفان دانست و گفت: اگر آن زمان گفتوگویی جدی با منتقدان شکل میگرفت و آنان برای اجرای یک دوره از برنامههای دولت قانع میشدند، شاید سرنوشت برجام و بسیاری از سیاستهای آن دوره متفاوت رقم میخورد.
او در ادامه با اشاره به رفتار روحانی و ظریف گفت: بخشی از منتقدان برجام، به جای آنکه وارد یک گفتوگوی سیاسی شوند، با برچسبهایی مانند بیسوادی یا ناآگاهی سیاسی مواجه شدند؛ در حالی که بسیاری از آنان، حتی اگر تخصص دیپلماتیک هم نداشتند، از تجربه و «شم سیاسی» برخوردار بودند و حذف یا تحقیر آنان تنها فضای تقابل را تشدید کرد.
او گفت: اگرچه همه مخالفان الزاماً قانعشدنی نبودند و برخی از آنان بر اساس منافع یا ملاحظات دیگری عمل میکردند، اما بخش قابل توجهی از منتقدان میتوانستند از طریق گفتوگوی برابر و محترمانه به تفاهم برسند.
او تأکید کرد گفتوگو زمانی نتیجهبخش خواهد بود که از موضع برابر انجام شود، نه از موضع بالا به پایین؛ زیرا در غیر این صورت، طرف مقابل احساس حذف یا تحقیر میکند و طبیعی است که به سمت تقابل حرکت کند.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به برخی تجربههای تاریخی، از جمله اختلافات میان سازمان مجاهدین خلق و دیگر نیروهای سیاسی پیش از انقلاب در زندان و همچنین تجربههای سالهای بعد، گفت: یکی از مشکلات مزمن سیاست ایران، «خودحقپنداری مطلق» و «دیگرباطلپنداری مطلق» است؛ وضعیتی که هر جریان سیاسی خود را حقیقت مطلق میداند و مخالفان را فاقد صلاحیت گفتوگو تلقی میکند.
رضویفقیه در پایان، تجربه برجام را الگویی برای آینده دانست و گفت: اگر قرار باشد توافق مهم دیگری در کشور شکل بگیرد، موفقیت آن در گرو ایجاد وفاق عمومی، احترام متقابل و گفتوگو میان جریانهای مختلف سیاسی است. زیرا تا زمانی که نیروهای سیاسی در حلقههای بسته با همفکران خود گفتوگو کنند و صدای مخالف را نشنوند، هر جریان تنها روایت خود را حقیقت مطلق خواهد پنداشت و امکان رسیدن به توافقی پایدار فراهم نخواهد شد.
انتهای پیام





