سلبریتیها و محاسبه بقا در سیاست | مسعود فروزنده
مسعود فروزنده تاریخ پژوه در گفتوگو با انصاف نیوز حمایت برخی سلبریتیها و چهرههای شناختهشده از ایده پادشاهی را در چارچوب نظریه انتخاب عقلانی و فشار نهادی تحلیل میکند.
او معتقد است این تغییر مواضع بیش از آنکه محصول هیجانهای مقطعی با ادراک اینستاگرامی باشد، تابع محاسبه هزینه ـ فایده، فشار افکار عمومی، اقتصاد توجه و تحولات اجتماعی است. استدلال اصلی او این است اگر میدان اجتماعی متحول نمیشد چنین گرایشی پدید نمیآمد.
او اضافه میکند که وقتی جامعه وارد دورههای پر رنج و تنش و رخدادهای بزرگ میشود، میدان اجتماعی دگرگون میشود. انسان در خلأ زندگی نمیکند و نمیتواند همیشه در یک ایدئولوژی ثابت بماند. گفتمان رسمی با بحران مواجه میشود و کنشگران را به پذیرش و نگاه به دیگر گفتمانها دعوت میکند. لحظههایی در تاریخ هست که شدت و عمق رخدادها باورهای قدیمی را از جا میکند و افراد را وادار میکند موقعیت و موضع خود را دوباره تعریف کنند. این تغییر محصول واقعیتهای اجتماعی است، نه ضعف فردی و نه توطئه.
مسعود فروزنده درباره تغییر مواضع برخی سلبریتیها، کنشگران سرشناس و حتی سیاستمداران توضیح میدهد: این پدیده را میتوان در چارچوب نظریه انتخاب عقلانی اینگونه تحلیل کرد که افراد با سنجش هزینه و فایده و با در نظر گرفتن اقتصاد توجه و موقعیت آینده خود، دست به انتخاب میزنند. در چنین وضعیتی حفظ موقعیت اجتماعی آینده در تصمیمگیری افراد نقش مهمی دارد.
او با اشاره به نگاه نهادی میگوید: افکار عمومی و رسانهها بخشی از نهادهای اثرگذار بر کنشگران هستند و محدودیتهایی برای آنان خلق میکنند. برخی را به سکوت وا میدارند و برخی را به حمایت برمیانگیزانند. آنان ناچار میشوند بین همگرایی عاطفی یا سکوت یکی را انتخاب کنند.
روند افزایش تمایل به پادشاهیخواهی از سال ۱۳۹۶ آغاز شد و رخدادهای سال ۱۳۹۸ و سال ۱۴۰۱ نیز در تشدید و گسترش این گرایش نقش داشت.
آنچه در نظرسنجیها و مشاهدات میدانی دیده میشود این است که گرایش یاد شده در هشت سال گذشته در بخشی از گروههای جوان و برخی لایههای فرودست جامعه شتاب بیشتری داشته است و گروه های طبقه متوسط شهری در رخداد امسال با احتیاط به این روند ملحق شدند. اینکه انتخاب این گروهها چقدر تحت تأثیر ناامیدی از وضعیت موجود و ناکارآمدی دولت و چقدر بر اساس نوستالژی و به چه میزان بر اساس مطالعه سیاسی بوده نیاز به پژوهش مستقل دارد.
فروزنده هشدار میدهد که برخی تحلیلگران با نگاهی تقلیل گرایانه، تغییر مواضع سلبریتیها و حتی کنشگران عادی را صرفا تحت تأثیر ادراک اینستاگرامی و اختلالات شناختی تحلیل میکنند و واقعیتهای موجود اجتماعی اقتصادی را نادیده میگیرند.
مسعود فروزنده در پایان میگوید: تغییر مواضع سلبریتیها را باید در ترکیبی از انتخاب عقلانی و فشار نهادی تحلیل کرد؛ پدیدهای که هم ریشه در تحولات میدانی دارد و هم متأثر از افکار عمومی است.
انتهای پیام




