مخاطب نعرههای پیروزی ترامپ کیست؟

عظیم محمودآبادی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
جنگی که اکنون در حال از سر گذراندن آن هستیم هنوز به انتهایاش نرسیده که بتوان پیروز آن را تشخیص داد. لذا میبینیم در عرصه جهانی، دولتهای مختلف، کارشناسان مسائل نظامی و بینالمللی از ملیتهای گوناگون و رسانههای بزرگ و مشهور جهان – و در میان آنها حتی روزنامهنگاران آمریکایی – تا کنون نگفتهاند پیروز نهایی این میدان چه کسی است و حتی پیشبینی خاصی هم در این زمینه نکردهاند.
علیرغم واقعیت فوق اما یکی از طرفهای درگیری اصرار موکد دارد که پیروز این جنگ بوده است چنانکه یکی از روزنامههای غربی حدود ۱۰ روز پیش در گزارشی احصا کرده و گفته بود که تا آن زمان رییسجمهور آمریکا ۹ بار اعلام پیروزی کرده است! ترامپ معمولا در این کوس پیروزی زدنها، هر بار از ارتش کشورش تعریف و تمجید کرده که ما بزرگترین ارتش و بهترین نیروها و … را داریم.
اما چنانکه گفتهاند مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید! به نظر میرسد اگر واقعیت میدان چنان بود که ترامپ میگوید اساسا نیازی نبود که او صبح و شام در مصاحبه، نشست خبری، سخنرانی، پیام و … اعلام پیروزی کند در جنگی که هنوز تمام نشده است!
اما مخاطبان این حرفها به نظرم نه ایران است، نه دولتهای منطقه، نه دولتهای صاحب کشتیهای صف کشیده در خلیج فارس! بلکه به احتمال بسیار بالا تنها مخاطب این حرفها خودِ نظامیان آمریکا و در اولویت بعدی مردم این کشور هستند. آنهایی که منتظر بودند یا جنگی با ایران شروع نشود – چون قبل از اینها و صرفا با تهدید معتبر ایران حتما تسلیم خواهد شد و یا درصورتی که درگیری دربگیرد، حداکثر تا ۷۲ ساعت خاتمه خواهد یافت! نظامیان و مردم آمریکا اما الان با دیوار سخت واقعیت مواجه شدهاند و حالا که نزدیک به ۸۹۰ ساعت به آن ۷۲ ساعت وعده داده شده اضافه شده، میبینند نه جنگ پایان یافته و نه نقطه پایانی و نه چشمانداز نسبتا روشنی برای آن متصور است!
لذا این فریادهای پیروزی صرفا با هدف اعتماد بهنفس دادن به فرماندهانی که یکی پس از دیگری استعفا میدهند، افسران، سربازان، خانوادههای آنها و نهایتا مردم آمریکا سر داده میشود که به هیچ وجه برای چنین روزهایی آماده نبودند. برای قیمت تصاعدی بیسابقه انرژی و تنگهای که از هر زمان دیگری تنگتر شده و سربازان و خلبانانی که حالا احتمال هلاکت یا اسارتشان از هر زمان دیگری بیشتر شده است.
ضمنا در ماجرای سقوط جنگندهها و نجات خلبانان فراموش نکنیم که خبر اصلی سقوط جنگندهها بود. حالا اینکه آیا ارتش آمریکا توانسته خلبانان مجروح شده یا به هلاکت رسیده را از ایران خارج کند یا نه، در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
مساله اصلی برای سربازان و خلبانان آمریکایی در حال حاضر این است که خلبانی که از این پس میخواهد قبول ماموریت کند با ریسک بسیار بالاتری نسبت به بازگشت خود باید فکر کند و تصمیم بگیرد و این یکی از اصلیترین چالشهای دولت آمریکا و وزارت جنگاش خواهد بود.
لذا نعرههای مستانه این روزهای ترامپ بیش از آنکه پیروزمندانه باشد، ناظر به کنترل اعتماد بهنفس از دست رفته ارتشیان – به ویژه خلبانان – در درجه اول و افکار عمومی آمریکاییها در درجه دوم است.
انتهای پیام




