فیلم | چین در سایهی جنگ ایران و آمریکا اما تعیینکننده؛ روایت حامد وفایی

حامد وفایی، کارشناس مسائل چین، معتقد است برخلاف تصویر کمسروصدای پکن، این کشور یکی از فعالترین بازیگران جنگ اخیر بوده؛ از دیپلماسی رفتوبرگشتی و ارائه طرحهای صلح تا تأثیرگذاری بر روند مذاکرات. او با تأکید بر تفاوت رویکرد چین با بازیگرانی چون ولادیمیر پوتین، این مقطع را «فرصتی طلایی» برای بازتعریف روابط تهران و پکن میداند. فرصتی که به گفتهی او، استفاده از آن بیش از هر چیز به ابتکار عمل ایران بستگی دارد.
فیلم کامل گفتگوی انصاف نیوز با حامد وفایی را اینجا ببینید یا گزارش خلاصهای از آن را در زیر بخوانید:
چین؛ بازیگری کمهیاهو اما مؤثرتر از روسیه
حامد وفایی، کارشناس مسائل چین، در مقایسهی رفتار چین و روسیه در خلال جنگ ایران و آمریکا، نقش پکن را پررنگتر ارزیابی میکند. به گفتهی او، رفتار چین تفاوت معناداری با مسکو دارد و برخلاف نمایشهای رسانهای ولادیمیر پوتین، بیشتر بر اقدامات عملی و کمسروصدا استوار است.
از دیپلماسی فعال تا ارائه طرحهای صلح
وفایی با اشاره به عملکرد چین از ابتدای جنگ، مجموعهای از اقدامات این کشور را برمیشمارد: محکوم کردن حمله آمریکا به ایران، فعال شدن دیپلماسی رفتوبرگشتی، اعزام فرستاده ویژه به خاورمیانه، وتوی قطعنامه بحرین و عربستان و همچنین شکلگیری طرح پنجمادهای مشترک چین و پاکستان. به گفتهی او، طرح چهاربندی شی جینپینگ برای صلح و ثبات در خاورمیانه نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
چین؛ بازیگر پنهان یا آشکار؟
این کارشناس با این گزاره که چین در این جنگ «بازیگر پنهان» بوده موافق نیست و تأکید میکند نقش پکن کاملاً قابل مشاهده است. با این حال، او میپذیرد که در مذاکرات اسلامآباد، چین تا حدی غیرمستقیم عمل کرده و در عین حال در ترغیب ایران برای پذیرش طرح مطرحشده نیز اثرگذار بوده است.


فرصت طلایی برای بازتعریف روابط ایران و چین
وفایی معتقد است این جنگ میتواند «پنجرهای طلایی» در روابط ایران و چین باز کند. به گفتهی او، چین پیشنهادهای خود را ارائه کرده و اکنون این ایران است که باید با طرحی مشخص وارد تعامل شود. در این چارچوب، ایران میتواند از یک شریک صرفاً اقتصادی فراتر برود و چین نیز به وزنه تعادل در منطقه تبدیل شود.
این نامعادله نیاز به قدرتی بزرگتر از عمان و پاکستان یعنی چین دارد
او در تحلیل وضعیت جنگ، به عدم توازن میان طرفین اشاره میکند: از یک سو آمریکا و اسرائیل و از سوی دیگر ایران. به گفتهی وفایی، برخلاف جنگ ۱۲روزه که نوعی تعادل نسبی وجود داشت، در شرایط فعلی چنین توازنی دیده نمیشود. از همین رو، او معتقد است میتوان برای ایجاد تعادل از ظرفیت چین بهره گرفت، چرا که این سطح از مداخله از توان کشورهایی مانند عمان و پاکستان فراتر است.
ابزار چین؛ جئواکونومی بهجای مداخله نظامی
وفایی تأکید میکند که نوع حضور چین با آمریکا متفاوت است و ابزار اصلی این کشور «ژئواکونومیک» است؛ هرچند در مواردی و با ملاحظات خاص، در حوزههای امنیتی نیز ورود میکند.او در همین زمینه به یک ضربالمثل چینی اشاره میکند: «کسی که گردن ببر را میبندد، خودش هم باید آن را باز کند.» به گفتهی او، چینیها با این تعبیر در مذاکرات خود تأکید میکنند که آغازگران جنگ باید مسئول پایان دادن به آن نیز باشند.
چرا ورود نظامی چین بعید است؟
در پاسخ به احتمال استفاده چین از پایگاه نظامیاش در بابالمندب، وفایی این سناریو را بسیار بعید میداند. او معتقد است چین تا اینجای کار به بسیاری از اهداف خود رسیده: کاهش نگرانی درباره امنیت مسیرهای کشتیرانی، افزایش نفوذ در غرب آسیا بدون شلیک حتی یک گلوله، جلب توجه رهبران منطقه و پیشبرد روندهایی مانند دلارزدایی. با چنین دستاوردهایی، نیازی به مداخله نظامی وجود ندارد.
بیطرفی با حمایت از قوانین بینالمللی؛ چارچوب سیاست چین
وفایی در جمعبندی، سیاست چین را «بیطرفی همراه با حمایت از قواعد بینالمللی» توصیف میکند. به گفتهی او، این حمایت مشروط است و تا زمانی ادامه دارد که ایران در چارچوب حقوق بینالملل حرکت کند؛ در غیر این صورت، همانطور که در دوره محمود احمدینژاد رخ داد، چین میتواند علیه ایران نیز موضع بگیرد.
فاصله گرفتن چین از اسرائیل، نزدیکی به ایران
او همچنین به تغییر توازن روابط چین در منطقه اشاره میکند و میگوید هرچند پکن همواره روابطی متوازن با ایران و اسرائیل داشته، اما در شرایط کنونی و بهدلیل عملکرد اسرائیل در غزه و نقض آتشبس، فاصله آن با چین بیشتر شده و در مقابل، ایران به پکن نزدیکتر شده است.
جنگ؛ فرصت ناخواسته برای چین
در پاسخ به این پرسش که آیا این جنگ برای چین یک فرصت بوده، وفایی این برداشت را رد میکند و میگوید برنامههای کلان چین نیازمند ثبات است. با این حال، به گفتهی او، چینیها توانایی بهرهبرداری از شرایط بحرانی را دارند و میتوانند حتی در جنگ نیز منافع خود را تأمین کنند.

تایوان؛ تلهای آمریکایی که چین از آن پرهیز میکند
وفایی در بخش دیگری از تحلیل خود، به مقایسه این جنگ با وضعیت شرق آسیا و مسئله تایوان میپردازد و این دو را غیرقابل قیاس میداند. به گفتهی او، در صورت بروز جنگ در آن منطقه، بهدلیل گستردگی شبکههای اقتصادی چین، همه طرفها آسیب خواهند دید و چین کمترین آسیب را متحمل میشود.او تأکید میکند که چینیها تایوان را «تله آمریکا» میدانند و تلاش میکنند وارد آن نشوند. همچنین به سفر برخی چهرههای اپوزیسیون تایوان به چین اشاره میکند و آن را نشانهای از تلاش پکن برای هدایت این جزیره در مسیری متفاوت از اهداف آمریکا میداند.
توصیه به ایران؛ ابتکار عمل پیش از دیدار ترامپ و شی جین پینگ
وفایی توصیه میکند که ایران پیش از دیدار احتمالی میان شی جینپینگ و دونالد ترامپ، طرح مشخص خود را به چین ارائه دهد. به گفتهی او، در حال حاضر طرح کشورهای عربی روی میز پکن قرار دارد و صرف تماسهای دیپلماتیک در سطح وزیر خارجه کافی نیست.
ابهام درباره کمک اطلاعاتی و ماهوارهای چین به ایران | تجربهی بلگراد
در نهایت، او درباره گمانهزنیها پیرامون کمک اطلاعاتی چین به ایران، از جمله ارائه دادههای ماهوارهای، میگوید نمیتواند این موضوع را تأیید یا رد کند. با این حال تأکید میکند که اگر چنین کمک مستقیمی وجود داشت، احتمالاً واکنش آشکاری از سوی آمریکا مشاهده میشد.وفایی برای توضیح این موضوع به تجربه جنگ بالکان اشاره میکند؛ زمانی که کمکهای نظامی چین به یوگسلاوی با واکنش مستقیم آمریکا و هدف قرار گرفتن سفارت چین در بلگراد همراه شد.
انتهای پیام




