اگر بندهای توافق چارچوبی تازه میان ایران و آمریکا را کنار برجام ۲۰۱۵ قرار دهیم، یک تناقض بزرگ آشکار میشود: توافقی که دولت ترامپ سالها آن را نماد شکست دیپلماسی آمریکا معرفی میکرد، امروز در قالبی جدید دوباره در حال بازتولید شدن است.
به گزارش انصاف نیوز به نقل از لوموند، بر اساس متن منتشرشده، ایران تنها یک تعهد اصلی را پذیرفته است؛ اینکه به دنبال ساخت سلاح هستهای نرود و درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده وارد مذاکره شود. در مقابل، واشنگتن مجموعهای از امتیازهای اقتصادی، مالی و امنیتی را روی میز گذاشته که یادآور مهمترین دستاوردهای برجام برای تهران است.
شباهت اول؛ هستهای در برابر رفع تحریم
در برجام، ایران محدودیتهایی را بر برنامه هستهای خود پذیرفت و در مقابل قرار بود تحریمهای بینالمللی و آمریکایی رفع شوند.
در توافق جدید نیز همان فرمول تکرار شده است. آمریکا متعهد شده روند لغو تحریمهای اولیه و ثانویه را آغاز کند، برای صادرات نفت ایران معافیت صادر کند، دسترسی تهران به داراییهای بلوکهشده را تسهیل کند و حتی درباره پایان دادن به تحریمهای شورای امنیت و آژانس گفتوگو کند.
در واقع، ستون اصلی توافق همچنان همان معامله قدیمی است: محدودیت هستهای در برابر کاهش فشار اقتصادی.
شباهت دوم؛ پذیرش حق ادامه برنامه هستهای
یکی از مناقشهبرانگیزترین بخشهای مذاکرات سال ۲۰۱۵ موضوع غنیسازی بود. دولت اوباما در نهایت پذیرفت ایران تحت نظارتهای گسترده به غنیسازی ادامه دهد.
اکنون نیز توافق جدید نه تنها غنیسازی را ممنوع نکرده، بلکه موضوع «سطح و چارچوب غنیسازی» را به مذاکرات آینده موکول کرده است.
این مسئله با مواضع چند ماه گذشته واشنگتن تفاوت چشمگیری دارد؛ مواضعی که بر انتقال کامل ذخایر اورانیوم از ایران و پایان دادن به ظرفیت غنیسازی تأکید میکردند.
شباهت سوم؛ نقش محوری آژانس
در برجام، آژانس بینالمللی انرژی اتمی مهمترین نهاد راستیآزمایی بود.
در توافق تازه نیز حداقل راهکار مورد توافق برای ذخایر اورانیوم، رقیقسازی آن در داخل ایران زیر نظر آژانس عنوان شده است؛ موضوعی که نشان میدهد ساختار نظارتی توافق جدید همچنان بر همان الگوی برجام استوار است.
اما تفاوتها کجاست؟
با وجود شباهتهای فراوان، توافق جدید چند تفاوت مهم با برجام دارد.
نخست اینکه این بار پرونده تنها به موضوع هستهای محدود نشده است. آتشبس در لبنان، وضعیت تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی و حتی بازسازی اقتصاد ایران نیز وارد متن شدهاند.
دوم اینکه آمریکا پیش از دستیابی به توافق نهایی، بخشی از امتیازهای اقتصادی را اعطا کرده است؛ از جمله معافیت صادرات نفت و آزادسازی منابع مالی. منتقدان میگویند این اقدام یکی از مهمترین اهرمهای فشار واشنگتن را از بین میبرد.
سوم اینکه برخلاف برجام که پس از سالها مذاکره فنی تدوین شد، این توافق تنها یک چارچوب اولیه است و بسیاری از جزئیات حساس، از جمله سطح غنیسازی، نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم و زمانبندی رفع تحریمها هنوز مشخص نشدهاند.
چرا اسرائیل نگران است؟
در متن توافق تقریباً هیچ اشارهای به برنامه موشکی ایران، شبکه متحدان منطقهای تهران یا حمایت از گروههایی مانند حزبالله لبنان و انصارالله یمن دیده نمیشود.
این دقیقاً یکی از نقاطی است که اسرائیل و برخی کشورهای عربی را درباره برجام خشمگین میکرد: محدود شدن مذاکرات به پرونده هستهای و نادیده گرفتن سایر مؤلفههای قدرت منطقهای ایران.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران اسرائیلی این توافق را نه یک پیروزی، بلکه عقبنشینی واشنگتن از اهداف اولیه جنگ میدانند.
بازگشت به نقطه آغاز؟
دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ با این استدلال از برجام خارج شد که توافق، برنامه موشکی ایران را پوشش نمیدهد، محدودیتهای هستهای آن دائمی نیست و در نهایت منابع مالی بیشتری در اختیار تهران قرار میدهد.
اکنون منتقدان میپرسند توافق جدید چه تفاوت بنیادینی با همان توافق دارد؟
در حالی که کاخ سفید آن را توافقی متفاوت معرفی میکند، متن منتشرشده نشان میدهد بخش قابل توجهی از امتیازهای اقتصادی برجام دوباره احیا شدهاند؛ از رفع تحریمهای نفتی گرفته تا آزادسازی داراییهای بلوکهشده و پذیرش ادامه فعالیت هستهای تحت نظارت آژانس.
به همین دلیل شاید مهمترین پرسش امروز این نباشد که آیا توافق جدید موفق خواهد شد یا نه؛ بلکه این باشد که آیا واشنگتن پس از سالها فشار، جنگ و تحریم، ناچار شده به همان منطق توافقی بازگردد که زمانی آن را شکستخورده میدانست.
انتهای پیام




