روزنامه جهان صنعت نوشت: یکم- دبیر ستاد توسعه اقتصاد دانشبنیان مواد و ساخت پیشرفته معاونت علمی ریاستجمهوری با اشاره به ابلاغ سند ملی مواد و ساخت پیشرفته و آغاز برنامههای اجرایی این ستاد گفت: با تعیین ۶۷قلم کالای راهبردی کشور، ۱۹قلم آن قرار است از سوی دانشبنیانها بومیسازی شود.
از مجموع ۶۷قلم کالای راهبردی کشور، ۱۹ قلم به حوزه مواد و ساخت پیشرفته اختصاص دارد که قرار است این اقلام از سوی شرکتهای دانشبنیان در کشور بومیسازی شود. فهرست اقلام راهبردی یک فهرست ثابت نیست و پیشبینی شده است که این اقلام بهصورت سالانه مورد بازنگری و بهروزرسانی قرار گیرند تا متناسب با نیازهای جدید کشور اولویتهای حمایتی نیز اصلاح شود.
دوم- درست حدس زدید. پرسش نخست درباره اسم این ستاد است که بهنظر میرسد طولانیترین اسم برای یک نهاد است. البته این پرسش هم وجود دارد که آیا معاون علمی ریاستجمهوری در درون خود نیاز به ستاد هم دارد؟
پرسش بعدی این است که اقتصاد دانشبنیان دیگر چیست؟ مگر در دنیا اقتصادی داریم که دانشبنیان نباشد؟ آیا میتوانیم یک اقتصاد غیردانشبنیان معرفی کنیم؟
سوم- پرسش بعدی این است که بومیکردن یعنی چه؟ آیا این اصطلاح همان اصطلاح خودکفایی دهه۶۰ است که به تاریخ سپرده شده است؟ بومی کردن اگر غیراقتصادی باشد چه فایدهای برای کشور دارد؟
چهارم- پرسش دیگر این است که این ۱۹ قلم کالا آنهم در بخش مواد و ساخت پیشرفته چه ویژگیهایی دارند و چگونه انتخاب شدند و برای بومی کردن قرار است کدام بنگاهها این بومیسازی را انجام دهند؟
پنجم- آیا بهتر نیست این ستاد را به نهادهای دیگری واگذار کنیم و بهطور مشخص کار را به دست اقتصاد دهیم. در دنیای امروز هیچ کالایی نیست که راهبردی نباشد. مهم این است که تولید آن اقتصادی باشد و جامعه تشخیص دهد.




