محمد عرفان خانی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «معمای اپوزوسیون؛ از ستایش تا نکوهش جنگ» نوشت:
جنگ ترکیبی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد مراحل حساسی شده و تنش های نظامی جاری در جنوب ایران به کانون توجه رسانه ها و افکار عمومی تبدیل شده است. در این میان، نکته قابل توجه، ابراز همدردی و همدلی جبهه رسانهای اپوزیسیون و شبکه صهیونیستی اینترنشنال با مردم جنوب ایران است.
جریانی که بی صبرانه منتظر ازسرگیری دوباره جنگ و آغاز حمله نظامی بود و از حمله نظامی نیروی خارجی به ایران با عنوان ارسال کمک به مردم ایران یاد می کرد، در کمال شگفتی با سوز و گداز از مصائب به وجود آمده برای مردم مظلوم جنوب در اثر جنگ سخن می گوید و به ترحم و دلسوزی برای اهالی جنوب می پردازد!
این جریان گویا به کلی از یاد برده که نقشی ویژه و بی بدیل در فراهمسازی زمینه های حمله نظامی و مشروع نمایی جنگ و تنش ایفا کرده است. اپوزیسیون سالها بر لزوم آغاز جنگ اصرار داشت و بر القاء این انگاره پافشاری می کرد. تا جایی که هر صدای ضد جنگ و صلح طلبانهای در محافل رسانهای معاند سرکوب می شد. اپوزیسیون جنگ طلب به اسم آزادی خواهی به تمام نیروهای صلح طلب و ضد جنگ داخل و خارج کشور حمله می کرد و هیچ نیروی ضد جنگی از این قاعده مستثنا نبود.
به عنوان مثال، وقتی در جریان حوادث ۱۴۰۱، سران اپوزیسیون از جمله رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون، عبدالله مهتدی و شیرین عبادی به دنبال فراهمسازی زمینه های حمله نظامی بودند و احمد زیدآبادی در قامت یک روزنامهنگار و فعال سیاسی ضد جنگ، بدون هرگونه تخریب و توهین و کاملا مؤدبانه، حامد اسماعیلیون را به پرهیز از فعالیت سیاسی توصیه کرد، با موج غیر منتظرهای از فحاشی، اهانت، تهدید به قتل و… مواجه شد.
احمد زیدآبادی با توجه به اثرگذاری کینهتوزی های شخصی بر نوع فعالیت سیاسی و موضعگیری های جنگ طلبانه حامد اسماعیلیون، گفته بود: به آقای اسماعیلیون توصیه میکنم که با این حجم از خشم و کینهای که به حق به دل گرفته، وارد سیاست نشود» به خاطر همین موعظه و نصیحت محترمانه، چنان از سوی اپوزیسیون و هواداران حامد اسماعیلیون به زیدآبادی توهین و فحاشی شد که تصمیم گرفته بود عرصه روزنامهنگاری و کنشگری سیاسی را برای همیشه ترک کند!
در جریان این ماجرا، سطح فحاشی ها و اهانت ها به جایی رسید که زیدآبادی وقاحت اپوزیسیون را اینگونه توصیف کرد: «مرگ را بر هموطنی با چنین افرادی ترجیح میدهم.» حالا امروز جبهه رسانهای اپوزیسیون با چنین کارنامه سیاه و جنگ طلبانهای که مورد فوق تنها یکی از موارد بی شمار آن است، نقش آفرینی اثرگذار خود در وقوع جنگ را انکار می کند.
اپوزیسیون به جای پذیرش مسئولیت حمایت از حمله نظامی، اتهام جنگ افروزی و صلح ستیزی را به جمهوری اسلامی نسبت می دهد و از این اتهام اعلام برائت می کند.
چرا که در شرایطی فعلی، استمرار حمایت اپوزیسیون از جنگ، موج خشم ناشی از جنگ افکار عمومی را به سمت این جریان سرازیر می کند و اپوزیسیون برای گریز از این خشم عمومی، چارهای جز اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ندارد و با مقصر نمایی حاکمیت ایران، به همدلی و همراهی با مردم اندوهگین از جنگ، تظاهر می کند.
این جریان اتهام جنگ افروزی را از خود سلب کرده و به حاکمیت ایران نسبت می دهد تا از طریق برجسته نمایی خسارات ناشی از جنگ، عواطف عمومی را علیه جمهوری اسلامی تحریک کند.
اما با چنین تناقض غیر قابل انکاری مواجه است: اگر شما اپوزیسیون معتقدید جنگ منشأ شر است، چرا سالها با تشویق مکرر نیروی خارجی به حمله نظامی، از آغاز جنگ استقبال کردید و بی صبرانه مشتاق شروع جنگ بودید؟ و اگر معتقدید جنگ منشأ خیر است، چرا نقش اثرگذار خود در زمینه سازی حمله نظامی را انکار می کنید و علت وقوع جنگ را به عوامل دیگری نسبت می دهید؟
انتهای پیام





