اپوزیسیون و تئوریزه کردن جنگ علیه میهن

محمد عرفان خانی، در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «اپوزوسیون و تئوریزه کردن جنگ علیه میهن» نوشت:

وقوع جنگ ۴۰ روزه، اپوزیسیون ایران را بار دیگر رسوا و بی آبرو کرد. اپوزیسیونی که سالها برای وقوع حمله خارجی، زمینه‌ سازی فکری می کرد و برای تسریع حمله، به پای نیروی خارجی افتاده بود، امروز دیگر در جایگاه منتقد نیست. چرا که با مساعدت نیروی خارجی به آنچه سالها انتظارش را می کشید، رسید و پای دشمن را به آسمان ایران باز کرد.‌

حالا دیگر جایی برای انتقاد اپوزیسیون باقی نمانده است. اگر هم قرار بر انتقاد باشد، باید از اپوزیسیونی انتقاد کرد که با وعده بهشت، کشور را وارد جهنم جنگ و تنش کردند. گرچه آنها کماکان انگشت اتهام را به سوی جمهوری اسلامی می برد و حاکمیت مرکزی را مسئول اصلی وقوع جنگ و تحولات اخیر قلمداد می کند اما با مرور پیشینهٔ درخشان اپوزیسیون در تئوریزه جنگ می توان به واقعیت ماجرا پی برد. یادداشت پیش رو مرور کوتاهی است بر آنچه اپوزیسیون ایران برای تئوریزه جنگ بر زبان جاری کرد.

چندی پیش مهدی نصیری رادیکال‌ترین نیروی اپوزیسیون داخلی، در گفت‌وگو با بیژن عبدالکریمی، به بازخوانی تجربهٔ جنگ آمریکا و عراق پرداخت و از تحقق چنین جنگی به عنوان راه علاج مشکلات ایران یاد کرد. نصیری می گفت تنها با براندازی حکومت و وقوع چنین جنگی می توان مشکلات کشور را رفع کرد و به توسعه رسید و اگر هم در عراق با وجود حملهٔ نظامی آمریکا، توسعه بوجود نیامده، به خاطر مانع تراشی محور مقاومت و ایران است که چشم دیدن توسعه عراق را ندارند!

حالا بر فرض که آمریکا به واسطه حملهٔ نظامی امکان تحقق توسعه و دموکراسی را برای عراق فراهم کرده و تنها مقصر توسعه نیافتگی عراق، ایران و محور مقاومت است اما آیا در لیبی، افغانستان‌ و سوریه هم محور مقاومت وجود دارد که با وجود حملهٔ خارجی نه تنها فرصت استقرار دموکراسی را تجربه نکردند بلکه برای همیشه با دموکراسی و توسعه وداع کردند و به کلی از هم پاشیدند.

اپوزیسیون ایران همواره با این سؤال مواجه بوده که در صورت تحقق خواسته اپوزیسیون یعنی وقوع جنگ و نابودی جمهوری اسلامی، چه تضمینی برای حفظ امنیت ملی ایران وجود دارد؟ اپوزیسیون معمولا در پاسخ می گفت: هرگز نباید از حملهٔ نظامی نیروی خارجی احساس نگرانی کرد و به دلیل فردای نامعلوم براندازی و حملهٔ نظامی، از درخواست حمله منصرف شد.  چرا که نیروی خارجی خود را نیازمند شراکت استراتژیک با ایران می داند و از این رو هیچ آسیبی به کشور وارد نخواهد کرد. مثلا مهدی نصیری در پاسخ به سؤالی نزدیک به همین مضمون، گفته بود که آمریکا و اسرائیل نمی خواهند ما را نابود کنند بلکه می خواهند ما را شریک استراتژیک خود کنند.

یا مهدی مطهرنیا در جایی گفته بود که آمریکا می خواهد ایران را در آینده به شریک استراتژیک مهمی تبدیل کند. اما شواهد تاریخی حکایت از آن دارد که نظام سلطه تنها در پی تأمین حداکثری منافع آمریکاست و به همین خاطر در حملات نظامی خود به چیزی جز نابودی و ویرانی کشورها رضایت نخواهد داد. چون نابودی، امکان پیشرفت و تولید قدرت را سلب می کند و اینجاست که در جهان، تنها آمریکا امکان اعمال قدرت را خواهد داشت و سایر کشورها فاقد چنین امکانی خواهند بود. پدیده‌ای که امروز در لیبی، افغانستان، عراق و سوریه به روشنی شاهد آن هستیم.

انتهای پیام

 

بانک صادرات

نوشته های مشابه

۳ Comments

  1. حضرتعالی خطابتان اپوزیسیون است اما تنها از دو نفر اسم برده اید! این چه نوع تحلیلی است؟ لابد با این سطح از بررسی لابد اسمتان را هم گذاشته اید تحلیلگر. گردو گرد است، اما آیا هر گردی گردوست؟ً

    ۱
    ۲
    1. این شمایید که هیچ فهمی از مفهوم اپوزیسیون ندارید.
      به زعم شما هر نیرویی که در موضع مخالف و منتقد نظام سیاسی حاکم قرار داشته باشد، اپوزیسیون است و مفهوم اپوزیسیون دامنهٔ وسیعی را شامل می شود که از قضا بخشی از آن در تئوریزه جنگ مشارکت نداشتند.
      در حالی دامنه مفهوم اپوزیسیون تنها شامل مخالفان اصل نظام سیاسی است که کلیت این جریان با حمله نظامی نیروی خارجی همدلی داشت و با مرور کوتاه مواضع رسانه ها و محافل اپوزیسیون بیش از آغاز حمله، می توان به این واقعیت پی برد.

      ۱
      ۰
    2. نه اینکه مثلا سایر اپوزیسیون (مخالفان اصل نظام سیاسی حاکم) از حملهٔ نظامی خارجی ناخشنود بودن و هیچ نقشی در مشروع نمایی جنگ نداشتند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا