محمد عرفان خانی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «چه کسی پاسخ این لحظه های از دست رفته را می دهد؟(به یاد شهید امیر حسین صفا دوست)» نوشت:
چند ماهی از تاریخ عقدش می گذشت و گویا بالأخره وقت آن رسیده بود که دریای متلاطم زندگی او در ساحل آرام ازدواج، ثبات و قرار پیدا کند. زندگی امیر حسین همواره آکنده از شور و شوقی بود که در دل او هیچ آرام و قراری باقی نمی گذاشت. شوق خدمت و فداکاری سرتاسر زندگیاش را فرا گرفته بود، سالها درد دوری از خانواده را به جان خرید ولی هیچگاه حاضر به ترک این مسیر نشد. گاهی چند هفته متمادی از آغوش گرم خانه و خانواده دور می ماند.
به عنوان یکی از اعضای نیروی انتظامی کشور، مدام از جایی به جای دیگر منتقل می شد و در راه خدمت نظامی هیچ حد و مرزی نمی شناخت. جاذبه های دنیا هیچگاه به قلب او راه پیدا نمی کرد و تنها به حفظ و صیانت حقوق شهروندان می اندیشید. در نهایت ازدواج نیز تعلق خاطری در او ایجاد نکرد و همچنان از قید و بند دنیا آزاد بود.
هر روزی که می گذشت، حرارت خدمت و مجاهدت در درون او افزایش می یافت و به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت نزدیکتر می شد. چنانکه در آخرین سالروز تولد خودش نیز از این آرزوی دیرینه پرده برداشته بود.
در شرایطی که تمام احتیاجات تشکیل زندگی جدید برای امیر حسین فراهم بود و همسرش نیز همیشه انتظار آمدن او را می کشید و این اواخر حتی دلتنگی خود را عمیقا به او ابراز کرده بود، تمام ملاحظات شخصی را کنار گذاشت و جان خود را فدای امنیت هموطنانش کرد. آن هم درست وقتی که بعد از مدت ها، ایام مرخصی او فرا رسیده بود و از جانب نیروی انتظامی، هیچ مسئولیتی متوجه او نبود.
حالا امیر حسین رفته اما افسوس که با رفتن او، چه لحظه هایی که از دست خواهند رفت. مثل لحظه دیدار یک پدر دلتنگ با پسر جوانی که تازه از محل خدمت خود بازگشته و پدر تمام روزهایی که از پسر دور بوده، انتظار دیدار او را می کشیده و برای لحظه دیدار، روزها و ساعت های زیادی چشم به در مانده است. یا مثل لحظه دیدار یک زن با شوهری که تمام ایام هفته نگران حال او بوده و هر لحظه برای دیدار او بی تابی می کرده است.
حالا چه کسی پاسخ لحظه های از دست رفته امیرحسین و دیگر شهدای جنگ رمضان را می دهد؟
اپوزیسیونی که سالهاست با شادی و سرور برای نیروی خارجی دعوت نامه می فرستد و برای حمله نظامی به ایران از او خواهش و تمنا می کند، چه پاسخی برای این سؤال دارد؟ یا روشنفکرنمایی که تنها راه علاج مشکلات کشور را در سرنگونی جمهوری اسلامی حتی به واسطهٔ حملهٔ خارجی می دانسته و اخیرا نیز گفته که حتی جنگ و نابودی هم از تداوم جمهوری اسلامی بهتر است، چه پاسخی برای این سؤال دارد؟ و تو ای شهید ما اسیران اوهام وکج اندیشان خیالاتی را بیدار کن، وذره ای از شهد گوارای شهادت به ما نیز بچشان. و تو چه خوب میدانی که خونت تضمین انقلاب مستضعفین و امنیت مردم خواهد بود و مزارت تا ابد دارالشفای آزادگان جهان خواهد شد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید