جزایر سه‌گانه؛ از مناقشات دیپلماتیک تا واکنش ها در شبکه‌های اجتماعی

مریم حکیمی، دانشجوی مطالعات فرهنگی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «جزایر سه‌گانه؛ از مناقشات دیپلماتیک تا واکنش ها در شبکه‌های اجتماعی» نوشت:

بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس در اکتبر ۲۰۲۴، بار دیگر نام جزایر سه‌گانه ایران را به صدر بحث‌های سیاسی و رسانه‌ای بازگرداند؛ جزایری که سال‌هاست در مرکز یک مناقشه حساس میان ایران و امارات متحده عربی قرار دارند. اما میبینیم که ماجرا فقط به سطح دیپلماسی رسمی محدود نشده است.

واکنش‌ها به این بیانیه به‌سرعت در شبکه اجتماعی X گسترش یافت و به عرصه‌ای برای بروز احساسات عمومی و واکنش های متعدد سیاسی و جغرافیایی و تاریخی تبدیل شد. پژوهشی که بر پایه حدود ۳۰۰۰ پست فارسی‌زبان انجام شده، نشان می‌دهد این موضوع همچنان یکی از نقاط حساس در افکار عمومی ایرانیان است و هرگونه اشاره خارجی به آن، ظرفیت بالایی برای برانگیختن انواع واکنش‌های ملی‌گرایانه دارد.

اهمیت این جزایر تنها به یک مناقشه حقوقی یا تاریخی محدود نمی‌شود. ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در موقعیتی قرار دارند که به آن‌ها ارزش راهبردی ویژه‌ای می‌دهد؛ مثلا موقعیتی نزدیک به تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان. همین جایگاه جغرافیایی و سیاسی باعث شده هر بحثی درباره حاکمیت بر این جزایر، فراتر از یک اختلاف ساده دوجانبه تلقی شود و به موضوعی با پیامدهای منطقه‌ای و حتی جهانی تبدیل گردد. در چنین چارچوبی، طبیعی است که هر گونه موضع‌گیری خارجی درباره این جزایر، به‌ویژه اگر از سوی بازیگران غربی یا عربی بیان شود، در داخل ایران با حساسیت بالا مواجه شود.

پژوهش مورد استفاده در این متن(نوشته احسان شاه قاسمی، فیلیپ جی اوتر و لیلا غیثی انتشار در در سال ۲۰۲۵)  به طور خاص واکنش کاربران فارسی‌زبان را در فاصله ۱۶ تا ۲۱ اکتبر ۲۰۲۴ ارزیابی کرده و از داده‌های شبکه X برای تحلیل افکار عمومی بهره گرفته است. یافته مهم این پژوهش آن است که واکنش کاربران، برخلاف تصور رایج از قطبی‌شدن ، بیشتر متوازن و چندلایه بوده است. به‌عبارت دیگر، همه واکنش‌ها صرفاً خشم یا عصبانیت نبوده‌اند، بلکه طیفی از احساسات از مخالفت تند گرفته تا مواضع آرام‌تر نیز در داده‌ها دیده شده است. همین نکته نشان می‌دهد که بحث بر سر جزایر سه‌گانه نه فقط یک واکنش احساسی لحظه‌ای، بلکه بخشی از یک گفت‌وگوی پیچیده‌تر درباره هویت ملی، حاکمیت و جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای است.

یکی از مهم‌ترین نتایج این پژوهش، شناسایی هشت دسته از واکنش ها در میان پست‌های منتشرشده است. این دسته‌ها نشان می‌دهند کاربران درباره موضوعی واحد، از زاویه‌های مختلفی سخن گفته‌اند: از تأکید بر مالکیت تاریخی ایران گرفته تا انتقاد از مداخله خارجی، از برجسته‌سازی نقش اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس تا هشدار درباره پیامدهای امنیتی چنین مواضعی.

این تنوع موضوعی، نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی صرفاً محل بازنشر اخبار خام  نیستند، بلکه یک فضای تولید معنا و بازسازی روایت‌های سیاسی تبدیل هستند. در این بستر، جزایر سه‌گانه فقط یک پرونده ارضی نیستند؛ بلکه نمادی از استقلال، مقاومت و دفاع از تمامیت سرزمینی تلقی می‌شوند.

نکته دیگر در این پژوهش، جایگاه پررنگ ملی‌گرایی در واکنش‌های دیجیتال است. در بسیاری از پست‌ها، دفاع از جزایر سه‌گانه با دفاع از «ایران» به‌عنوان یک کل گره خورده بود. این پیوند نشان می‌دهد که در ذهن بسیاری از کاربران، این مناقشه صرفاً مربوط به سه جزیره در خلیج فارس نیست، بلکه به پشتوانه ی تاریخی و سیاسی کشور مربوط می‌شود. وقتی یک موضوع ارضی به مسئله هویت ملی تبدیل می‌شود، دامنه واکنش‌ها بسیار فراتر از بحث‌های حقوق بین‌الملل می‌رود. در چنین شرایطی، هر نوع ادعای خارجی می‌تواند به‌عنوان تهدیدی علیه غرور ملی و حافظه تاریخی ایرانیان تعبیر شود.

پژوهش همچنین نشان می‌دهد بخش مهمی از محتواهای منتشرشده، بر «حق تاریخی ایران» و «غیرقابل‌مذاکره بودن حاکمیت» تأکید داشته‌اند. در مقابل، مداخله خارجی از سوی برخی کاربران نه یک اقدام حقوقی، بلکه نوعی فشار سیاسی یا حتی بی‌اعتنایی به تاریخ منطقه تلقی شده است. این دوگانه، یعنی «حق تاریخی» در برابر «مداخله بیرونی»، ستون اصلی بسیاری از واکنش‌های این فضا بوده و به فهم بهتر جو حاکم بر افکار عمومی کمک می‌کند.

در عین حال، باید توجه داشت که این داده‌ها فقط نشان‌دهنده هیجان لحظه‌ای کاربران نیستند. تحلیل دسته ها و سنجش احساسات، تصویری ساختارمند از نوع گفتمان عمومی ارائه می‌دهد. بر اساس این پژوهش، کاربران در برابر مناقشه جزایر سه‌گانه بیشتر بر «یکپارچگی ملی» و «مقاومت در برابر فشار خارجی» تأکید کرده‌اند. این یافته برای تحلیل‌گران رسانه‌ای اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد که موضوعات سرزمینی و نیز موضوعات سیاسی در ایران، به‌سرعت از سطح سیاست خارجی عبور می‌کنند و وارد حوزه احساسات جمعی می‌شوند. در نتیجه، هر تصمیم یا بیانیه‌ای درباره این پرونده می‌تواند بازتابی بسیار فراتر از انتظار در افکار عمومی داشته باشد.

این پژوهش یک نکته مهم دیگر هم آشکار می‌کند: شبکه‌های اجتماعی در ایران اکنون به صحنه‌ای برای «دیپلماسی افکار عمومی» تبدیل شده‌اند. یعنی همان‌طور که دولت‌ها در سطح رسمی پیام می‌فرستند، کاربران نیز در فضای مجازی روایت خود را از واقعیت‌های سیاسی تولید می‌کنند. در ماجرای جزایر سه‌گانه، این روایت‌ها عمدتاً بر استمرار مالکیت ایران، مخالفت با برون‌سپاری مسئله به نهادهای بین‌المللی و نقد نگاه غربی به منازعات منطقه‌ای متمرکز بوده است. چنین الگویی نشان می‌دهد که فضای دیجیتال فقط بازتاب‌دهنده سیاست نیست، بلکه بخشی از خود سیاست است.

در نهایت، ماجرای جزایر سه‌گانه یادآور این واقعیت است که مناقشه‌های سیاسی و جغرافیایی در عصر شبکه‌های اجتماعی دیگر فقط در سطح دولت‌ها پیش نمی‌روند. افکار عمومی، کاربران شبکه‌های اجتماعی و روایت‌های دیجیتال اکنون بخشی از معادله اند. پژوهش مورد بحث نشان می‌دهد که در ایران، این جزایر همچنان جایگاهی فراتر از یک موضوع جغرافیایی دارند؛ آن‌ها به بخشی از حافظه ملی و نماد دفاع از تمامیت سرزمینی تبدیل شده‌اند. همین ویژگی است که باعث می‌شود هر بار نام آن‌ها در یک بیانیه یا موضع‌گیری خارجی تکرار شود، موجی تازه از حساسیت، واکنش و بازتعریف هویت در فضای عمومی شکل بگیرد.

البته باید توجه داشت که اتکای آن به داده‌های یک پلتفرم خاص، یعنی X، دامنه تعمیم نتایج را محدود می‌کند. از آنجا که فضای X معمولاً سیاسی‌تر، واکنشی‌تر و در مواردی ایدئولوژیک‌تر از سایر شبکه‌های اجتماعی است، نمی‌توان واکنش‌های ثبت‌شده در آن را به‌طور کامل معادل افکار عمومی همه فارسی‌زبانان دانست.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *