شبکه‌های اجتماعی از چه زمانی با افسردگی گره می‌خورند؟

آزاده رمضانی در سایت نوش‌دارو نوشت:

سال‌هاست که بحثِ «رابطه‌ی شبکه‌های اجتماعی و سلامت روان»، بیشتر روی نوجوانان متمرکز بوده و پژوهشگران معمولاً اطلاعات را براساس نظرسنجی‌های مقطعی به دست می‌آوردند؛ اما پژوهش تازه‌ای که نتایج آن در مجله‌ی علمی npj Mental Health Research1 منتشر شده، مسیر متفاوتی طی کرده است.

پژوهشگران با بررسی اطلاعات ۱۱ ساله‌ی بیش از ۱۸۰ هزار بزرگسال آمریکایی به دنبال پاسخ این پرسش بودند که «آیا با وجود تغییرات مداوم فناوری، ارتباط میان مصرف شبکه‌های اجتماعی و افسردگی در طول یک دهه ثابت مانده است؟»

نتیجه نشان داد که در تمام این ۱۱ سال، زمان سپری‌شده در شبکه‌های اجتماعی یکی از پیش‌بینی‌کننده‌های ثابت افسردگی بوده است. اما شاید مهم‌ترین یافته‌ی این پژوهش، کشف یک عدد مشخص برای میزان مصرفی بود که این ارتباط از آنجا به بعد پررنگ می‌شود: بیشتر از ۱۵۰ دقیقه در روز.

گونه این اطلاعات جمع‌آوری شد؟
اطلاعات این تحلیل از یک نظرسنجی سالانه به دست آمده که از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ جمع‌آوری شد:

هر سال گروه جدیدی از بزرگسالان (۱۸ تا ۷۰ ساله) به پرسش‌هایی درباره‌ی وضعیت سلامتی و عادت‌های رسانه‌ای خود پاسخ دادند.
به‌طور میانگین، سالانه حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ نفر در این نظرسنجی شرکت کردند که تعداد کل آن‌ها در طول یک دهه به بیش از ۱۸۳ هزار نفر می‌رسد.
میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی براساس حدس و گمان نبود؛ بلکه شرکت‌کنندگان گزارش دادند که در هر ساعت از روز چقدر احتمال دارد آنلاین باشند و پژوهشگران این پاسخ‌ها را به دقایق روزانه تبدیل کردند.
افسردگی اما با تشخیص بالینی سنجیده نشد؛ شرکت‌کنندگان در فهرستی از ۳۱ بیماری، تنها با «بله/خیر» گزارش کردند که افسردگی دارند یا نه.
دقت مدل‌های آماری در تشخیص وضعیت افسردگی، بسته به سال، بین ۷۱ تا ۷۵ درصد بود و همین دقت در تمام ۱۱ سال ــ حتی در دوران همه‌گیری کرونا ــ پایدار ماند.
نتایج پژوهش چه بود؟
نرخ افسردگی در طول این دوره‌ی ۱۱ ساله افزایش یافت و میانگین استفاده از شبکه‌های اجتماعی نیز همگام با آن بالا رفت. نتایج بسیار تأمل‌برانگیز است:

تأثیر دقیقه‌ای: بر اساس محاسبات این مطالعه، فردی که روزانه یک ساعت بیشتر از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کند، به احتمال تقریباً ۱۷ درصد بیشتر گزارش می‌دهد که افسرده است.
مقایسه با سایر رسانه‌ها: استفاده از اینترنت، تلویزیون، ایمیل و بازی‌های ویدیویی هم ارتباط‌های مشابهی با افسردگی نشان دادند؛ بازی‌های ویدیویی حتی سال‌به‌سال کمی قوی‌تر از شبکه‌های اجتماعی ظاهر شد. تنها استثنا مصرف اخبار بود که فقط در دو سال از ۱۱ سال ارتباط معناداری نشان داد.
آنچه شبکه‌های اجتماعی را متمایز کرد: شدت ارتباط در یک سالِ خاص نبود، بلکه تکرارِ پیوسته‌ی آن بود. از سال ۲۰۱۹ به بعد، این متغیر به مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌ی افسردگی در مدل‌ها تبدیل شد؛ هرچند در جمع‌بندی نهایی، «درآمد شخصی» رتبه‌ی اول را داشت و شبکه‌های اجتماعی، استفاده از اینترنت و گروه سنی در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند.
تفاوت‌های جنسیتی: گزارش افسردگی در زنان جوان، بسیار بیشتر از مردان جوان بود و ارتباط میان شبکه‌های اجتماعی و افسردگی در آن‌ها تا حدودی قوی‌تر بود.
تأثیر کرونا: جالب اینجاست که همه‌گیری کووید-۱۹ این یافته‌ها را مخدوش نکرد. این یعنی الگوی کشف‌شده، بازتاب‌ یک حقیقت پایدار است، نه یک اثر موقت ناشی از عوامل بیرونی.
آیا شبکه‌های اجتماعی مقصر اصلی افسردگی هستند؟
این مطالعه نمی‌تواند ثابت کند که شبکه‌های اجتماعی عامل قطعی و مستقیم افسردگی‌اند. برای مثال کاملاً محتمل است افرادی که از پیش دچار افسردگی بوده‌اند، برای تسکین یا پرت‌ کردن حواس خود به شبکه‌های اجتماعی پناه برده باشند.

در واقع، ما با یک مسیر دوطرفه روبه‌رو هستیم: استفاده‌ی بیشتر از شبکه‌های اجتماعی ممکن است به افسردگی دامن بزند و از طرف دیگر، افرادِ افسرده نیز ممکن است بیشتر در این فضا وقت بگذرانند.

همچنین باید در نظر داشت که این نظرسنجی میان «گشت‌وگذار منفعلانه» (مانند تماشای بی‌هدف پست‌های دیگران) و «تعامل فعالانه» (مانند پیام دادن به دوستان) تمایزی قائل نشده است؛ دو رفتاری که آثار متفاوتی بر خلق‌وخو دارند.

هشدار
نمونه‌ی این پژوهش فقط بزرگسالان ۱۸ تا ۷۰ ساله بوده است؛ بنابراین یافته‌های آن ــ از جمله عدد ۱۵۰ دقیقه ــ را نمی‌توان به نوجوانان تعمیم داد.

چطور از خود در برابر اعتیاد اینترنتی محافظت کنیم؟

زمان واقعی مصرف خود را بدانید: به حافظه‌ی خود اعتماد نکنید. به بخش تنظیمات سلامت دیجیتال (Digital Wellbeing) در اندروید یا زمان صفحه‌نمایش (Screen Time) در آیفون بروید و ببینید روزانه دقیقاً چند دقیقه (یا چند ساعت!) در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانید.
به کیفیت مصرف دقت کنید: عددها همه‌ی ماجرا نیستند. از خود بپرسید در این دو یا سه ساعت چه می‌کنید؟ اگر بیشتر در حال مقایسه‌ی زندگی خود با دیگران، درگیر شدن در بحث‌های بی‌نتیجه یا خواندن اخبار ناگوار هستید، خطر آسیب روانی بسیار بیشتر از زمانی خواهد بود که در حال یادگیری یا گفت‌وگو با دوستان صمیمی هستید.
محدودیت‌های نرم مشخص کنید: اگر متوجه شدید که مصرف شما بسیار بالاتر از مرز دو و نیم ساعت است و هم‌زمان احساس خستگی روانی یا کلافگی می‌کنید، در تنظیمات گوشی برای اپلیکیشن‌های پرمصرف خود محدودیت زمانی تعیین کنید تا نسبت به گذر زمان خودآگاه شوید.
چرخه‌ی افسردگی و اسکرول را بشناسید: اگر روزهایی که احساس ناراحتی می‌کنید، پناهگاه اصلی‌تان شبکه‌های اجتماعی است، این کار ممکن است در طولانی‌مدت حال شما را بدتر کند. در این مواقع، جایگزین‌هایی مانند قدم زدن، خواندن کتاب یا صحبت کردن با دوستان را امتحان کنید.

کلام آخر
دستاورد اصلی این مطالعه، ثبات و گستردگی مقیاس آن در طول زمان است. رابطه‌ای که در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ و ۲۰۲۴ شمایلی یکسان داشته است، نمی‌تواند صرفاً تصادف آماری باشد.

خودِ پژوهشگران هم تأکید می‌کنند که ۱۵۰ دقیقه «فرضیه‌ای برای پژوهش‌های آینده» است، نه حد مجازِ سلامت فردی؛ عددی که باید در مطالعات طولی و تجربی آزموده شود.

آستانه‌ی ۱۵۰ دقیقه‌ای به بحثِ خوب یا بد بودن شبکه‌های اجتماعی پایان نمی‌دهد، اما عددی ملموس در اختیار ما می‌گذارد. در دنیایی که گوشی‌های موبایل تقریباً همیشه در دست ما هستند، دو ساعت و نیم در روز زمان عجیبی به نظر نمی‌رسد و شاید به همین دلیل است که باید زنگ خطر را برای خودمان به صدا درآوریم.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *