کانال تلگرامی ترجمان نوشت:
اینفلوئنسرها بهویژه چهرههای حوزۀ سبک زندگی هیچگاه از احترامی همهگیر برخوردار نبودهاند، اما این روزها نفرت عمومی نسبت به آنها علنیتر شده. تابستان امسال، صاحبان یک فروشگاه در جزیرۀ نانتوکت (جزیرهای که اینفلوئنسرهای گردشگر آن را به تسخیر خود درآوردهاند) تابلویی با عبارت «ورود اینفلوئنسرها ممنوع» نصب کردند و تصویرش را در اینستاگرام به اشتراک گذاشتند. این تابلو توجه هزاران کاربر را جلب کرد؛ از جمله «پیج پاول»، اینفلوئنسری میلیونی، که با انتشار پستی به آن اعتراض کرد.
به نظر میرسد جنجال نانتاکت نشانهای از یک جریان ضد فرهنگِ اینفلوئنسری در ابعاد وسیعتر است: اینفلوئنسرها همهجا حضور دارند؛ بهویژه در مکانهایی که مردم برای فرار از گوشی و تماشای آنها به آنجا پناه میبرند. حقیقت این است که ما عاشقِ این «بازی» هستیم اما از «بازیگرانش» بیزاریم. نقدِ ساختارهای پیچیده و انتزاعی کار دشواری است؛ پس ترجیح میدهیم خشممان را بر سر افراد خالی کنیم، بهویژه وقتی که خودِ آنها با رفتارهایشان بهانۀ لازم را فراهم میکنند.
باید خیلی غافل و بیخبر باشید تا حس ناخوشایندی به «اقتصاد توجه آنلاین» و ابعاد آن پیدا نکنید: خودشیفتگی، شیادی، انبوه محتواهای زرد و بیمایه، دستوپا زدن برای دیدهشدن، صمیمیتهای ساختگی، مصرفگرایی مفرط و این حس گزنده و مداوم که همه و همهچیز دستبهدست هم دادهاند تا حس بدی نسبت به خودتان القا کنند و سپس محصولی را به شما بفروشند.
شبکههای اجتماعی بیشک میتوانند همفکران را دور هم جمع کنند، اما درعینحال به نوعی قبیلهگرایی ارتجاعی دامن میزنند؛ رفتاری که مرز میان «نقد چند زن» و «زنستیزی فراگیر» را از میان برمیدارد، یا از فروشگاهی با سبدهای ۲۷۵۰ دلاری قهرمانی ضد مصرفگرایی میسازد.
صنعتی که پاول و همقطارانش در آن فعالاند بیگمان فضایی تلخ و ناخوشایند است، اما این صنعت نیست که مونوپاد به دست در شهر پرسه میزند. پس بیدلیل نیست که روی تابلو ننوشتهاند «تولید محتوا ممنوع»، بلکه نوشتهاند «ورود اینفلوئنسرها ممنوع». باوجوداین، نمیتوان انکار کرد که خودِ انتشار تصویر این تابلو در اینترنت ترفندی اینفلوئنسری بود، چراکه صاحبان مغازه از موج توجه و خشمِ فضای مجازی برای سود و دیدهشدن خود بهره بردند.
برگرفته از مطلب «The Extras Are Tired» نوشتهٔ الن کوشینگ، ۳۱ ژوئیۀ ۲۰۲۶، آتلانتیک.
انتهای پیام





