حمید نجف، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «کارنامه گمشده مدیران» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
اگر از یک دانشآموز بخواهید بدون امتحان و ارزیابی از کلاس اول به کلاس دوم برود، همه آن را غیرمنطقی میدانند. اگر یک شرکت خصوصی مدیری را بدون بررسی عملکردش ارتقا دهد، سهامداران اعتراض میکنند. اگر یک تیم ورزشی، مربی ناکام خود را بدون ارزیابی دوباره منصوب کند، هواداران آن را نشانه ضعف مدیریت میدانند.اما پرسش اینجاست؛ چرا در حکمرانی، این اصل بدیهی تا این اندازه کمرنگ است؟
سالهاست که مدیریت کشور عمدتاً میان دو جریان سیاسی و حلقهای محدود از مدیران دستبهدست میشود، بیآنکه یک نظام شفاف و عمومی برای سنجش عملکرد آنان وجود داشته باشد. کمتر دیدهایم مدیری پیش از دریافت مسئولیت جدید، گزارشی مستند از میزان تحقق وعدهها، هزینه تصمیمات، فرصتهای از دسترفته و نتایج سیاستهای خود ارائه کند. گویی در سیاست، شکست نهتنها مانع پیشرفت نیست، بلکه گاه تنها به جابهجایی یک صندلی منجر میشود.
علم مدیریت بر یک اصل استوار است: «آنچه اندازهگیری نشود، قابل مدیریت و قابل بهبود نیست.» سازمانی که شاخصهای عملکرد نداشته باشد، نمیتواند ضعفها را اصلاح کند و ناگزیر خطاها را تکرار خواهد کرد. این اصل درباره دولتها نیز صادق است. توسعهیافتگی تنها محصول منابع طبیعی یا درآمدهای نفتی نیست؛ بلکه نتیجه حاکم شدن فرهنگ پاسخگویی، ارزیابی مستمر و شایستهسالاری است.
بیتردید تحریمهای خارجی به اقتصاد ایران آسیب زدهاند و نمیتوان اثر آنها را انکار کرد. اما تحریم، همه ماجرا نیست. اگر چنین بود، بسیاری از مشکلاتی که مستقیماً به کیفیت حکمرانی، بهرهوری، فساد، تصمیمهای متناقض، انتصابهای غیرتخصصی و نبود پاسخگویی مربوط میشوند، نباید تا این اندازه گسترده میبودند. بخشی از عقبماندگی کشور، محصول ضعف در نظام مدیریت و تکرار مدیرانی است که بدون ارزیابی دقیق، بارها فرصت تصمیمگیری یافتهاند.
هیچ کشوری با تکرار مداوم یک چرخه ناکارآمد به توسعه نرسیده است. توسعه زمانی آغاز میشود که مسئولیت، امتیاز نباشد؛ امانتی باشد که ادامه آن تنها با ارائه کارنامهای قابل قبول ممکن شود. تا زمانی که معیار انتخاب مدیران بیش از آنکه عملکرد باشد، وابستگیهای سیاسی، روابط و ملاحظات جناحی باشد، نباید انتظار داشت خروجی نظام حکمرانی تفاوت محسوسی با گذشته پیدا کند.
شاید مهمترین اصلاحی که کشور به آن نیاز دارد، نه تغییر نام دولتها و نه جابهجایی جناحها، بلکه استقرار یک نظام واقعی ارزیابی عملکرد، پاسخگویی و شایستهسالاری باشد. کشوری که مدیرانش برای گذشته خود پاسخگو نباشند، ناگزیر آینده را نیز با همان خطاهای گذشته خواهد ساخت.
انتهای پیام





