دکترمحمدحسن علایی، جامعهشناس در یادداشتی با عنوان «نقش عاملیت نخبگانی در دوران عبور از بحران و ترسیم افق آینده» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
با عنایت به وضعیت جاری کشور، و با وجه نظر به مصائب حاکم بر زندگی بخش وسیعی از تودههای مردم در شرایط پساجنگ و در راستای گفتمانسازی در باب نظام تدبیر مسائل کشور، ورود نخبگان و اهل نظر به روشنگری در خصوص استراتژی های اتخاذی در جهت گذر از این شرایط و گفتگو با مردم در راستای ترسیم افق آینده از اوجب واجبات است، پیش شرط این مهم اما رسیدن به حدی از اجماع نخبگانی و سپس گسترش آن در میان آحاد مردم است. در غیر این صورت “ایران قوی” صرفا به نوعی آرزواندیشی تقلیل خواهد یافت و امپراتوری های رسانهای با جعل انواع روایتها تذبذب و تشویش را در دل مخاطبان خویش بیش از پیش دامن خواهند زد، فلذا بایستی در ترسیم افق آیندهی کشور در هر مجالی با مردم گفتگوهای استدلالی و مبسوط صورت بگیرد.
“امر ملی” و ضرورت️ بازسازی سرمایه اجتماعی!
در شرایط جاری کشور، احیای امر ملی و حفظ و ارتقای اتحاد ملی میان آحاد ایرانیان از هر قوم و مذهب و جناحی، از جانب اصحاب اندیشه ضرورتی انکارناپذیر برای بقای کیان کشور تلقی میگردد اکنون که حفظ و حراست از اتحاد ملی به عنوان اصلی راهبردی از جانب حاکمیت نیز تشخیص داده شده است؛ فلذا بایسته است در جهت تحقق این مهم گامهایی عملی برداشته شود که به زعم نگارنده، بازسازی سرمایهی اجتماعی و ترمیم اعتماد عمومی میتواند و باید به عنوان یکی از لوازم احیای امر ملی مطمح نظر مسئولین امر و اهل اندیشه دغدغهمند واقع گردد.
نگاهی جامعهشناختی به “مسئولیت دوران عبور از بحران”
“بحران” به معنای عام آن در همهی ساحات حیات سیاسی و اجتماعی ایرانیان رخ نموده است، نگارنده به عنوان جامعهشناس و نظریهپرداز حوزهی وفاق، در این جستار، درصدد است وجه نظری اجمالی از منظر جامعهشناختی به “مسئله مسئولیت سنگین دوران عبور از بحران” بیافکند، پر واضح است که راه کار گذار از همهی جوانب این بحران فراگیر تاریخی و فرهنگی در انحصار هیچ فرد یا گروه خاصی نیست و هر کدام از ما در مقام یک ایرانی، تنها میتوانیم و باید از منظر تخصص و تجربهی خویش، طرحی برای این گذار بیافکنیم، باشد که از تلائم و تعاطی مجموعهی این رویکردها، و با تولد یک گفتمان جامع منطبق بر واقعیتهای جامعه، در سایهی عزم و خودآگاهی ملی زمینههای این گذار حیاتی و سرنوشت ساز فراهم آید.
️ارزیابی کیفی نیروهای اجتماعی عبور از بحران
گسترهی این نیروها بایستی همهی تنوعات و تکثرات اثرگذار در بهبود وضعیت جامعه بحرانزده ی ما را شامل شود، لذا این گستره بایستی از نیروهای گفتمان انقلاب گرفته تا روشنفکران منتقد و همهی جریانات تحول خواه غیروابسته به عوامل مداخلهجوی بیگانه را در بر می گیرد. آیا میتوانیم بدون استفاده از ظرفیت نیروهای مجرب و اصیل سیاسی و نظامی و انقلابی حاضر در صحنهی سیاسی کشور به این تحول توفیق یابیم؟ آیا میتوانیم بدون اعتنا به نقش آفرینی ظرفیت عقلایی نیروهای کنار نهاده شده و محذوف به ظهور یک عقلانیت تحول خواه امیدوار باشیم؟ آیا می توانیم نسبت به نقش روشنفکران و نیروهای واسط که میتوانند به طرفین شکافهای اجتماعی در گذر از تخاصم به تعامل چشم اندازهای عملی و نظری ارائه کنند، علی رغم تأکیدات مصلحان اجتماعی همچنان در بستر تغافل باقی بمانیم؟!
ضرورت اعتمادسازی در بدنهی اجتماعی عاملان تغییر
اکنون که رسانههای بیگانه در توصیف خویش از وضعیت کشور طی تلاشهای شبانه روزی در ارائه تصویری اصلاح ناپذیر از جامعه با مداخلهجویان بیگانه همدست شدهاند، اکنون که خود دولتمردان در ابراز انواع ناترازیها گوی سبقت را از هم می ربایند، اکنون که علی رغم همهی تلاشها و توفیقات در عرصه مقاومت در برابر نظام سلطه خسارتهای سنگینی متحمل شدهایم، اکنون که مردم در تجربهی روزمرهی خویش طعم تلخ فقر و تورم و گرانی را با تمام وجود میچشند، و … آیا وقت آن نرسیده است که در صحنهی سیاسی کشور شاهد یک تلاش عینی و کاملا مشهود در مقام نظر و عمل برای تمهید مقدمات اعتمادسازی فراگیر بین نیروهای اجتماعی باشیم؟
استفاده از سرمایه اجتماعی نخبگان در سطح ملی
در راستای کاهش هزینههای اتخاذ تصمیمات اصلاحی سخت در دوران گذار از بحران اعم از تصمیمسازی برای انجام توافقات ملی و بین المللی و مبارزه با کانونهای بحرانآفرینی و فساد، و در جهت تقویت مقاومت ساختارهای اجتماعی و سیاسی و دفاعی در برابر تهدیدات منجر به فروپاشی، می بایست عموم نخبگان ملی، جامعهشناسان و علمای علوم انسانی و اهل فلسفه متعهد منافع ملی کشور در مقام گفتمانسازی و نظریهپردازی برای تمهید مقدمات این تغییر و تحول و گذار از بحران و تضمین بقای امنیت جامعه، فراخوانده شوند.
انتهای پیام




