حمید نجف، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «بیماری که سالها در کما است، با سیلی به هوش نمیآید!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
بازار مسکن ایران سالهاست در رکودی عمیق و فرساینده گرفتار شده است. قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته، فاصله درآمد خانوارها با قیمت مسکن به شکلی بیسابقه افزایش یافته و خانهدار شدن برای بخش بزرگی از جامعه به رویایی دوردست تبدیل شده است. با این حال، هر سال شاهد تکرار یک نمایش تراژیک آشنا هستیم؛ نمایشی که قرار است با ایجاد التهاب و شوک قیمتی، بازار بیمار را به حرکت درآورد.
سه جریان در این سناریوی تکراری نقش اصلی را بر عهده دارند. نخست، دلالان و سفتهبازانی که با ثبت قیمتهای نجومی و غیرواقعی در برخی پلتفرمهای پرمخاطب، تلاش میکنند انتظارات تورمی را تحریک کنند. دوم، بخشی از جریان رسانهای و تبلیغاتی که منافع آن با منافع بعضی مالکان بزرگ، سرمایهگذاران عمده و برخی انبوهسازان همسو شده است و با انتشار مستمر اخبار و تحلیلهای جهتدار از جهش قریبالوقوع قیمتها، به التهاب بازار دامن میزنند. و سوم، دستگاههای دولتی که سالهاست نتوانستهاند میان عرضه، تقاضا و نظارت موثر تعادل برقرار کنند و عملا میدان را برای تکرار این چرخه معیوب باز گذاشتهاند. اما حاصل این تلاشها چه بوده است؟ نه رونق معاملات، نه افزایش ساختوساز و نه خانهدار شدن مردم.
حاصل این سیاستها تعطیلی بسیاری از دفاتر مشاور املاک، کاهش مستمر تعداد معاملات، خالی ماندن شمار قابل توجهی از واحدهای لوکس و برجهای گرانقیمت در مناطق شمالی و مرکزی تهران و در نهایت قفل شدن هرچه بیشتر بازار بوده است. اگر نسخه گرانسازی واقعا کارآمد بود، امروز نباید این حجم از واحدهای مسکونی بدون مشتری، برجهای کمسکنه و بنگاههای تعطیل یا نیمهتعطیل وجود میداشت.
در بازاری که خریدار واقعی وجود ندارد، دلالان قیمت میسازند، ذینفعان بزرگ آن را تبلیغ میکنند و دولت نیز سالهاست نظارهگر نتیجه این بازی تکراری است. واقعیت آن است که قیمتهای کاغذی و فایلهای نجومی نمیتوانند جای خریدار واقعی را بگیرند. بازاری که مشتری ندارد، با افزایش قیمت جان نمیگیرد. افزایش قیمتهای پیشنهادی ممکن است چند صباحی تیتر رسانهها را تغییر و توجه ها را جلب کند، اما توان خرید مردم را افزایش نمیدهد.
مسئله اصلی بازار مسکن کمبود قیمت نیست؛ کمبود قدرت خرید است. هیچ بازاری بدون حضور خریدار واقعی نمیتواند رونق پایدار پیدا کند و افزایش فاصله میان قیمتها و درآمد مردم، تنها نتیجهای جز تعمیق رکود نخواهد داشت. از سوی دیگر، مدیران دولتی نیز هر سال با مشاهده همین چرخه در موقعیتی قرار میگیرند که ناچارند درباره جهش قیمتها، رکود معاملات و ناتوانی مردم در خرید مسکن توضیح دهند؛ وضعیتی که چیزی جز سردرگمی و شرمندگی دائمی سیاستگذاران در برابر افکار عمومی به همراه نداشته است.
اقتصاد قواعد خود را دارد. رونق با اعتماد، ثبات اقتصادی، افزایش قدرت خرید، کاهش سوداگری و رشد تولید شکل میگیرد، نه با قیمتسازی و فضاسازی روانی. رونق بازار مسکن از جیب مردم آغاز میشود، نه از تابلوهای قیمت. تا زمانی که قدرت خرید خانوارها ترمیم نشود، هر موج جدید قیمتسازی فقط فاصله میان مردم و خانهدار شدن را بیشتر خواهد کرد. بازار مسکن امروز بیش از هر زمان دیگری به درمان نیاز دارد، نه شوک های مقطعی.
انتهای پیام




