ناصر غلامی هوجقان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «خبرنگار؛ نگهبانِ مرزهای حقیقت» نوشت:
در پسِ هر تیترِ پرمعنی که در صفحه اول میبینید، ردی از خستگی، شبهای بیخوابی و تلاش برای حفظ امانت است؛ روایتِ حرفهای که میانِ دشواریِ مسیر و شیرینیِ رسیدن به حقیقت، پیوندی ناگسستنی دارد.
وقتی چراغهای شهر خاموش میشوند، برای بسیاری از مردم شب به معنای استراحت است، اما برای خبرنگار، شب یعنی شروعِ یک نبرد دیگر با زمان و واقعیت. خبرنگاری که امانتدارِ حقیقت است، با دو نیروی متضاد دستوپنجه نرم میکند: خستگیِ جسمانی که از روزهای طولانیِ پوششِ اخبار برمیخیزد، و اشتیاقی که برای شنیدنِ صدایِ حقیقت در سینه میتپد.
سختیِ تنهایی در میانِ هیاهو
سختیِ این حرفه، تنها در فشارِ کار نیست؛ بلکه در آن لحظاتِ مبهمی است که خبرنگار میان «آنچه میبیند» و «آنچه باید بگوید» ایستاده است. سختیِ این حرفه در مواجهه با اخبارِ پر زرقوبرق اما بیمحتواست؛ در تلاش برای یافتنِ یک حقیقتِ ساده در میانِ جنگِ اطلاعاتی و در تقابل با سکوتهایی که گاه، سنگینتر از هر فریادی هستند. خبرنگار، گاهی در تنهاییِ خود، بارِ سنگینِ مسئولیتِ انتقالِ درستِ یک تصویر را به دوش میکشد.
شیرینیِ یک «پیامِ واحد»
اما در میان این همه خاکستری، لحظاتی است که همه چیز درخشان میشود. شیرینیِ این حرفه، در آن لحظهای است که خبرنگار میفهمد کلماتش، نه تنها خبر، بلکه «پل» بودهاند. زمانی که یک گزارش، شکافهای اجتماعی را ترمیم میکند و به جای شعلهور کردن آتشِ تفرقهها، شعلهی وحدت را روشن میسازد.
شیرینیِ کار، در تماشایِ تغییرِ یک نگاهِ اجتماعی است؛ زمانی که مردم با خواندنِ یک روایتِ صادقانه، به جای قضاوت، به درک و همدلی میرسند. اینجاست که خبرنگار میفهمد او تنها یک گزارشگر نیست، بلکه منادیِ وحدت و پیامآورِ آرامش در میانِ تلاطمِ اخبار است.
در جستوجوی معنا
در نهایت، خبرنگاری که از سختیها نمیترسد و از شیرینیِ حقیقت لذت میبرد، کسی است که میداند کلمه، یک «امانت» است. مسیری که شاید همیشه هموار نباشد، اما وقتی پای حقیقت و وحدت در میان باشد، هر خستگیای، به افتخاری بدل میشود که در دفترچه یادداشتها ثبت نمیشود، بلکه در وجدانِ تاریخ میماند.
انتهای پیام





اینجانب دو تا برادر بیکار دارم که یکی بخاطر شرایط جنگی کارش را از دست داد و مجبور شدم ماشین شخصی خودم رو بفروشم که هم این دونفر بکارگیری بشن و هم من به سود رسیده باشم .
همانطور که مستحضرید کلی شرکت و فروشگاه هست که دستگاه ساخت فیلتر هوای خودرو میفروشند.
متاسفانه فروشندگان دستگاه ها در خصوص خیلی از موارد صادق نیستند و به ما نگفتن که اینکار ملزم به استاندارد اجباری هست . و این یکی از ده ها مشکلی بود که سر راه ما قرار گرفت .
و ما عملا گرفتار شدیم اگر تولید کنیم کار غیر قانونی انجام میدم و اگر انجام ندهیم درآمد دو خانواده قطع میشه . و اگر خواسته باشیم دستگاه رو عودت بدیم ۵۰ درصد از مبلغ دستگاه کسر میشه .
چرا برای تولید و کسب روزی حلال اینهمه مشکل سر راه آدم قرار میدن . چرا درآوردن روزی حلال اینقدر مشکله . چرا در کشور ما درآمد حرام به مراتب راحت تر از کسب درآمد حلاله .
من در یکی از استان های ضعیف کشور زندگی میکنم برای کار تولیدی باید حمایت بشم و میتونم با یه دستگاه ۶ نفر رو بکار بگیرم . ولی متاسفانه قوانین به جای اینکه از ما حمایت کنه باعث تعطیلی کار ما میشه .
و بعضی از فروشندگان دستگاه بدون هیچ مانعی سرمایه و زندگی و اعصاب و روان مردم رو به بازی میگیرند .
داداش پس چرا پنجاه ساله خبر ها تو خیابان داره پخش میشه
اخیرا هم خیانت تحریم و انحصار درآمده که آنهم از طرف کشور خودمونه که آنهم کلاهبرداری بسیار بزرگیه جرا رسانه ملی خبری نکرد ضرب المثل افتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچ چی