نظر اسماعیل امینی درباره‌ی استفاده از شخصیت‌های شاهنامه در تبلیغ برندها

دکتر اسماعیل امینی، شاعر، پژوهشگر و استاد ادبیات، در پاسخ به پرسشی درباره‌ی استفاده از شخصیت‌های شاهنامه در کمپین‌های تبلیغاتی برخی برندها و نسبت میان آن مفاهیم با جامعه‌ی امروز ایران در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

شاهنامۀ فردوسی یکی از تکیه‌گاه‌های مهم زبان و فرهنگ ملی ایران است و بهره‌های مردم ایران از شاهنامه بسیار گسترده و گوناگون است. شعرخوانی، نقالی، بازنویسی برای نوجوانان و حتی خردسالان، تحقیقات و مقالات علمی، نسخه‌شناسی و تصحیح، خوشنویسی، نگارگری و انبوهی بهره‌های دیگر از این قبیل.


پس از دهه‌های آغازین جمهوری اسلامی که به دلایلی، مخالفت با نشانه‌های ملی و حتی خود کلمۀ “ملی” رواج تام داشت، دو نمونۀ جالب آن یکی حذف شیرهای سر در مجلس در بهارستان است که از نمادهای مشروطیت بودند و دیگری، حذف ردیف غزل مشهور ابوالقاسم لاهوتی از تصنیفی که استاد شجریان خوانده بود و صدا و سیما صدای گروه کُر را حذف کرده بود که می‌خواندند: (میهن ای میهن)
بیت آغاز آن غزل این است:
تنیده یاد تو در تار و پودم میهن ای میهن
بوَد لبریز از عشقت وجودم میهن ای میهن


در گذار سالیان اینک به ضرورت شرایط جنگی به جایی رسیده‌ایم که نهادهای رسمی نیز به نشانه‌های ملی روی خوش نشان می‌دهند البته به شیوۀ خودشان، مثلا تصنیف ای ایران ایران را که استاد بنان خوانده است، محمود کریمی می‌خواند و سطرهایی سست و ناشیانه به آن می‌افزاید که مبادا ملی‌گرایی خالص تصنیف، مردم را گمراه کند.


ناگهان نمادهای ایران باستان و اساطیر و پهلوانان شاهنامه در مجامع و میدان‌های شهر نمایان می‌شوند و طبعاً مانند سایر رویکردهای هیجانی، بی‌هیچ ملاحظۀ زیبایی‌شناسانه و با تکرار و تأکید و اغراق، چندان که موجب دلزدگی بشود.


با این همه من همین رفتارهای نازیبا را نیز، به فال نیک می‌گیرم و خوشحالم که به جای مرد عنکبوتی و بتمن و کی‌پاپ، رستم و سیاوش و تهمینه و بیژن و منیژه، رونق گرفته‌اند. گیرم نه آن گونه که پسند خاطر دانشگاهیان و محققان و ادیبان باشد. چنان که نقالی قهوه‌خانه‌ای نیز همواره چنین بوده است. من همان لحن طبیعی نقالان عامی را به لحن فخیم و فاخر سخنوران پارسی گوی و دلدادگان به سرگرمی بیهودۀ سره‌‌نویسی و سره‌گویی، ترجیح می‌دهم زیرا نقالان عامی، به زبان قابل فهم و بی مفاخره ابیات شاهنامه را می‌خوانند.


من البته یک نکته را لحاظ می‌کنم و آن این است که جدا کردن نشانه‌ها، نمادها، شخصیت‌ها و اسطوره‌ها از زمینۀ موضوعی و متنی برای بهره‌های تبلیغاتی، روان‌شناسی بازاری، خرافه‌های کائنات و فرکانس، عرب ستیزی، ترک ستیزی، دین ستیزی و این جور بازی‌ها و بازیچه‌ها را نمی‌پسندم و به زیان فرهنگ ملی و آثار بزرگانی چون حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌دانم که مروجان خردمندی و حکمت و اخلاق هستند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *