دکتر علی رضا معینی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «توسعهستیزی و سوءفهمِ یک عقلانیتِ ناخوشایند»نوشت:
نظم فکری توسعهگرا و حساسیتهای برانگیخته
ماجرا از یک نام آغاز نمیشود؛ از یک «نحوه نگاه به جهان» آغاز میشود. در این میان، دکتر محمود سریعالقلم صرفاً یک فرد نیست، بلکه نماینده نوعی عقلانیت توسعهگراست که برای بسیاری از ذهنهای ایدئولوژیک، هم جذاب نیست و هم قابل هضم کامل به نظر میرسد. عقلانیتی که بر گزینشگری از تجربه جهانی در شرق و غرب و خاورمیانه تأکید دارد و میگوید: هر فکر ثمربخشی، از هر جغرافیایی، میتواند قابل اقتباس باشد.
در این منظومه فکری، ثروت نه امر حاشیهای، بلکه شرط امکان توسعه است؛ تخصص نه امتیاز، بلکه پیششرط قدرت سیاسی و اداری است؛ و مطالعه نه توصیه اخلاقی، بلکه معیار ورود به عرصه تصمیمسازی است. آنجا که گفته میشود مدیر و صاحبنظر باید از دل انباشت معرفت و حتی تجربه خواندن هزاران کتاب برآید، در واقع با بازتعریف مفهوم «صلاحیت» مواجهیم. این نگاه، بهطور طبیعی، با ساختارهایی که بر شهود، خطابه یا مشروعیتهای غیرتخصصی استوارند، اصطکاک پیدا میکند.
از داووس تا واقعبینی جهانی
حضور منظم در اجلاسهایی مانند داووس، در این گفتمان، نه ژست، بلکه نوعی تمرین واقعبینی جهانی است؛ تلاشی برای دیدن فاصله ایران با منطق آیندهنگرانه اقتصاد و سیاست جهانی. در کنار آن، نوعی وطندوستی عقلانی قرار دارد که در آن، آرمان ایرانِ قدرتمند در علم، صنعت و قدرت نرم، بر احساسات صرف مقدم میشود.
سخن مبتنی بر فکت، نه هیجان
در این رویکرد، سخن گفتن باید بر داده، تجربه و مثال استوار باشد، نه بر خطابههای هیجانی. کمگویی و گزیدهگویی نیز خود یک فضیلت معرفتی تلقی میشود. گفتگو باید با کسانی صورت گیرد که در حوزه توسعه و سیاست و اقتصاد صاحبنظرند، نه صرفاً اهل موضعگیری. از همینجاست که پرهیز از جدلهای غیرمولد، و ترجیح سکوت بر مناظرههای هیجانی، به یک روش فکری تبدیل میشود.
سبک زندگی به مثابه زیرساخت توسع
هدر این نگاه، توسعه صرفاً پروژهای اقتصادی نیست؛ سبک زندگی است. تا زمانی که امور روزمره و زیست عادی جامعه سامان نیابد، سخن گفتن از توسعه، بیشتر به آرزو شباهت دارد تا واقعیت.
منطق مخالفت: از اختلاف نظر تا حمله شخصی
با این همه، بخشی از مخالفتها با این رویکرد، از جنس نقد نظری نیست؛ از جنس جابهجایی میدان بحث است. به جای مواجهه با گزارههای توسعهمحور، گاه به سمت تخریب شخصیت و روایتهای حاشیهای حرکت میشود. در چنین وضعی، آنچه هدف قرار میگیرد اندیشه است، نه صرفاً شخص.
رسانه، شایعه و اقتصاد توجه
در منطق رسانهای امروز، آنچه بیشتر دیده میشود بیشتر تکثیر میشود؛ و شایعه گاه سریعتر از استدلال حرکت میکند. در تحلیلهای ارتباطی، از جمله در سنت Marshall McLuhan، رسانه صرفاً ناقل پیام نیست بلکه در ساخت ادراک عمومی نیز نقش فعال دارد.
جمعبندی: مسئله یک فرد نیست، مسئله ظرفیت فهم استدر نهایت، مسئله بر سر یک نام خاص نیست؛ مسئله نسبت یک جامعه با عقلانیت توسعهگراست. هرجا توسعه به نزاع هویتی تقلیل یابد، گفتوگو جای خود را به سوءفهم میدهد. و شاید مهمترین آزمون بلوغ فکری، توان تحمل اندیشهای باشد که با عادتهای ذهنی ما همنوا نیست.
انتهای پیام




