دکتر محمدحسن علایی، جامعهشناس در یادداشتی با عنوان «جامعهشناسی تشییع یک رهبر دینی و سیاسی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
رهبر و مقام اول یک کشور بزرگ و پرقدمت تاریخی را مقابل چشم همهی جهانیان وحشیانه ترور کردند، من به یاد ندارم با هیچ کشوری چنین کرده باشند، رهبری، فارغ از هر نقد و نظری هم که داشته باشیم، و حتی به اذعان منتقدان وی جانش را پای آرمانش گذاشت، و همین روزها شاهد بودیم و هستیم چه بسیار مردمانی که از گوشهگوشه کشور به وداعش سرازیر شدند،…
شخصیتی که، نه تنها در قامت یک رهبر دینی در ایران و حتی جهان اسلام شناخته شده بود، بل رهبری سیاسی کشور بزرگ ایران را هم قریب به چهار دهه به عهده داشت. فلذا بدون چون و چرا کردن در خصوص نسبت جمهوریت و اسلامیت ذیل مفهوم مردمسالاری دینی و …، بر اساس تحقق عینی قانون اساسی در زندگی میلیونها ایرانی(با هر گرایش و سلیقه و قوم و دین و مذهبی)، به عنوان نفر اول کشور و در جایگاه بالاترین مقام سیاسی و مدیریتی کشور در یک زمان طولانی مدت، مسئولیت هدایت و رهبری سیاستهای کلان کشور را متقبل شده بود.
حال در فقدان این رهبر و با توجه به تشییع ایشان (در تهران و قم و نیز به زودی در کربلا نجف و مشهد) لازم میدانم یک مسئله مهم را در جهت کاستن از شکافهای اجتماعی در این شرایط خطیر تاریخی به عنوان یک جامعهشناس دغدغهمند مطرح کنم، به نظر میرسد حتی پس از به تعبیر باورمندانش “شهادت” ایشان و در آیین تشییع وی نیز، بیشتر وجههی رهبریت مذهبی ایشان، متمایز و برجسته گردیده است. ولیکن مواجههی جامعتر و شاملتر، آن هم در این وضعیت خطیر جامعه، مستلزم آن بود و هست که از فرصت تاریخی تشییع ایشان، در مقام یک رهبر سیاسی نیز، حسن استفاده به عمل بیاید تا اقشار بیشتری از مردم به شرکت در این آیین فراخوانده شوند.
باری برخورد شتابزده و نادقیق برخی به اصطلاح اهل نظر و اندیشه حاضر در صحنه -فیالمثل رفراندوم خواندن حضور این مردم- از طرفی و سکوت و بیتفاوتی و عدم ارائه تحلیل و تبیین از سوی بخش بزرگی از همکسوتان نگارنده نیز از طرفی دیگر، البته در از دست رفتن ظرفیت چنین وقایع تاریخی یگانه و تکرارناشدنی در افزایش انسجام ملی مع الاسف بیتاثیر نبوده و نیست؛ حتی نیک شاهدیم گاه کج سلیقگی برخی، شوربختانه به جای ارتقای انسجام به تعمیق شکافها دامن میزند. به نقل از کاربران فضای مجازی، رفراندوم فلهای یا قانونی، مذهبی یا ملی، مسئله این است!
باشد که با درک وضعیت دشوار کشور و زندگی به مراتب سخت هموطنانمان، هیچ فرصتی را برای و به نفع “زندگی مردم” از دست ندهیم با هر میزان تاثیر کم یا زیادی که داریم نگران تابآوریِ رو به فرسایش جامعه باشیم. برای یک ایرانی که از دشمن برای ترور رهبر کشورش خشمگین است حتی اگر گرایشات مذهبی چندانی هم ندارد، در این تشییع تاریخی امکان مشارکت بیشتری در جهت منافع ملی کشور میتوانستیم بدهیم، کوتاه سخن اینکه، در این شرایط خطیر، جا دارد فرصتها را بس بسیار نیکوتر دریابیم، که حقیقتا فردا دیر است، زنده باد ایران و ایرانی.
انتهای پیام




