آیا رامبلینگ اجتناب‌ناپذیر بود؟ | تحلیلی بر انیمه حمله به تایتان

نارون نعیمی جورشری، ۱۴ ساله، در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:

این یادداشت تلاشی برای دفاع اخلاقی از رامبلینگ نیست. هدف آن، بررسی منطقی احتمالات مختلف در جهان داستان حمله به تایتان است؛ اینکه اگر رامبلینگ به شکلی که در روایت اصلی دیدیم رخ نمی‌داد، با توجه به شرایط سیاسی، نظامی و اجتماعی جهان داستان، چه سناریوهای واقع‌بینانهٔ دیگری می‌توانستند اتفاق بیفتند.


بنابراین، مسئلهٔ اصلی این یادداشت قضاوت اخلاقی دربارهٔ تصمیم ارن نیست، بلکه بررسی این پرسش است که آیا در آن مقطع از داستان، اساساً راهی واقع‌بینانه برای جلوگیری از یک فاجعهٔ گسترده وجود داشت یا نه.

چرا رامبلینگ (غرش؛ رویدادی مرگبار که با بیرون آمدن تعداد بسیار زیادی از تایتان‌های درون دیوارها و حرکت هم‌زمان آن‌ها در پایان داستان رخ داد)، با توجه به احتمالات موجود، به شکلی تراژیک، واقع‌بینانه‌ترین و بهترین احتمال ممکن با شرایط فعلی داستان و اتفاقاتی بود که دیگر امکان تغییر آن‌ها وجود نداشت؟

رامبلینگ می‌تواند به شکل‌های مختلفی رخ دهد و نمی‌توان آن را تنها نتیجهٔ اتفاقات پایان داستان دانست. بنابراین، بهتر است کمی به عقب برگردیم و سناریوی مقابل آن، یعنی رخ ندادن رامبلینگ را بررسی کنیم.

برای این کار، باید به نقطه‌ای برسیم که گذشته تثبیت شده و از آنجا، احتمالات مختلف آینده از یکدیگر جدا می‌شوند؛ یعنی زمانی که ارن آینده را می‌بیند.

پیش از این اتفاق، زیک همچنان در کنار مارلی بود و راینر نیز هنوز روحیهٔ جنگیدن را داشت؛ زیرا دوگانگی درونی او و بسیاری از اتفاقات مهم هنوز رخ نداده بودند. از جمله گفت‌وگوی او با ارن در ابتدای فصل چهارم که ضربهٔ بزرگی به وضعیت روحی تازه‌ترمیم‌یافتهٔ راینر وارد کرد.

در هر صورت، ارن آینده را می‌بیند و همین نقطه، آغاز تغییر بسیاری از اتفاقات است. به همین دلیل، این لحظه مرز میان گذشتهٔ تثبیت‌شده و آینده‌ای است که هنوز احتمالات مختلفی پیش روی آن قرار دارد.

در این بخش از فرضیه، چند نکته اهمیت دارند.

در این زمان، مارلی همچنان در حال پیشرفت است و افرادی مانند گبی، که عملاً تحت شست‌وشوی مغزی مارلی قرار گرفته‌اند، نمونه‌ای از این وضعیت هستند. هم‌زمان، سخنرانی فردی که شناخت زیادی از او نداریم برگزار می‌شود؛ سخنرانی‌ای که هدف آن آگاه کردن مقامات ضد ایلدیایی و ایجاد زمینه‌ای برای صلح است.

از سوی دیگر، یلنا و همراهانش پیش از این وارد پارادایس (جزیرهٔ محل زندگی ایلدیایی‌ها و زادگاه ارن) شده‌اند. برای اینکه رامبلینگ آغاز نشود، ارن باید پیشنهاد مخفیانهٔ یلنا را رد کند. در این صورت، احتمالاً یلنا، طبق قوانینی که در داستان دیده‌ایم، زندانی خواهد شد.

شاید برخی از همراهان یلنا، مانند نیکولو و دیگر دوستان همرزمان ارن، با این موضوع مشکلی نداشته باشند؛ اما نیروهای وفادار به یلنا به‌تدریج دست به شورش خواهند زد. اگر خبر نقشهٔ یلنا به مردم برسد، این اتفاق می‌تواند به ناآرامی و شورش در سراسر پارادایس منجر شود. هرچند بسیاری از افراد قصد آسیب رساندن به مردم را ندارند، اما برای حفظ جان خود ناچار به واکنش خواهند شد.

اگر اوضاع آرام نشود، ممکن است جامعه دچار چنددستگی شود، نیروهای ضدشورش شکل بگیرند و در نتیجه احتمال اختلاف میان اعضای گروه شناسایی، مارلیایی‌های متحد آن‌ها و دیگر گروه‌ها افزایش پیدا کند.

البته نباید فراموش کرد که زنی که خود را از آشنایان میکاسا و خاندانش معرفی می‌کند، کشتی‌ها و تجهیزات خود را در اختیار پارادایس قرار می‌دهد.

با در نظر گرفتن اینکه در این سناریو ارن پیشنهاد یلنا را رد کرده و هرگز مخفیانه به مارلی نرفته است، دو حالت به وجود می‌آید.

حالت نخست این است که با وجود آن سخنرانی، کشورهای مختلف همچنان پارادایس را تهدیدی جدی بدانند و برای نابودی آن با یکدیگر متحد شوند. در این صورت، جنگی بسیار بزرگ آغاز خواهد شد. همچنین، همان‌طور که در داستان دیده‌ایم، بسیاری از کشورها برخلاف مارلی نیروی نظامی قدرتمندی ندارند؛ بنابراین احتمال زیادی وجود دارد که از مردم عادی، چه داوطلب و چه غیرداوطلب، برای جنگ استفاده کنند و همراه مارلی و دیگر تایتان‌ها به پارادایس حمله کنند.

نکتهٔ مهم اینجاست که حتی در این حالت نیز احتمال وقوع رامبلینگ همچنان وجود دارد؛ زیرا ارن برای محافظت از دوستان و عزیزانش تلاش خواهد کرد به خون سلطنتی برسد و با زیک ارتباط برقرار کند. اگر موفق نشود، وارد حالت دوم این سناریو می‌شویم.

در حالت دوم، به احتمال زیاد، به دلیل شورش‌های داخلی، حتی بخشی از مردم به طرف مارلی گرایش پیدا می‌کنند. از سوی دیگر، اتحاد کشورهای مختلف نیز کاملاً پایدار نیست و احتمال اختلاف میان آن‌ها در جریان حمله وجود دارد.

حتی اگر تمام مردم پارادایس کشته شوند و زیک نیز ارن را بخورد، باز هم در آیندهٔ نزدیک، به دلیل در اختیار داشتن قدرت بنیان‌گذار، ممکن است این بار مارلی به‌عنوان تهدید اصلی جهان معرفی شود و همان چرخهٔ دروغ، ترس و دشمنی دوباره تکرار شود.

در این نقطه، شاید عنوان دقیق‌تر این سناریوها این باشد:

«اگر رامبلینگ، آن‌گونه که در داستان دیدیم، توسط ارن رخ نمی‌داد، چه اتفاقی می‌افتاد؟»

زیرا در نهایت، در هر دو مسیر، نوعی کشتار گسترده رخ می‌دهد؛ کشتاری که رامبلینگ نیز بخشی از آن است.

حتی ممکن است در برخی از این سناریوها، بیش از ۸۰ درصد و حتی نزدیک به ۹۰ درصد بشریت از بین بروند.

در نتیجه، با در نظر گرفتن این سناریوها، که از میان احتمالات در دسترس واقع‌بینانه‌تر به نظر می‌رسند، می‌توان گفت اتفاقی که در داستان اصلی رخ داد، با وجود تمام تراژدی آن، کم‌آسیب‌ترین حالت ممکن برای بشریت، دوستان و عزیزان ارن بود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *