چرخش فکری یا شکست روشنفکری دینی با روایت سروش؟

رضا زمان، که در اینستاگرام می‌نویسد، در یادداشتی به تحلیل موضع‌گیری اخیر دکتر عبدالکریم سروش درباره اصطلاح «اسلام لیبرال» پرداخت و آن را نوعی «ردیه بر پروژه روشنفکری دینیِ خود سروش» توصیف کرد.

به گزارش انصاف نیوز، در این یادداشت با اشاره به آخرین اظهارات این متفکر برجسته ایرانی آمده است: «عبدالکریم سروش، اخیراً در درس‌گفتار خود (قرائت قلبی قرآن، جلسه چهل‌وچهار)، خط بطلان بر “اسلامِ لیبرال” کشید. سروش در گفتاری عتاب‌آمیز گفت: “ما اسلام لیبرال نداریم؛ اسلام لیبرال معنا ندارد”. اسلامِ لیبرال، به بیان او، اصطلاحی است “ناصواب و ناروا” با “اغراض خطرناک” برای تسلیم مسلمانان و بیرون‌آوردنشان از سیاست اسلامی.»

نویسنده این اظهارات را یک «اعتراف بزرگ و تلخ در شکستِ روشنفکریِ دینی، با روایت عبدالکریم سروش» قلمداد کرده است.

تبارشناسی پروژه فکری سروش در دهه‌های ۷۰ و ۸۰

نویسنده با بازخوانی کارنامه فکری سروش نوشته است:

«دکتر سروش، پروژهٔ روشنفکریِ دینی را در دههٔ هفتاد-هشتاد شمسی، که مهم‌ترین دوران فکری اوست، بر “جمعِ دیانت و لیبرالیسم” بنا کرد. در حقیقت، کوشش روشنفکریِ دینی در خوانش سروش، به آشتی‌دادنِ تفکر دینی (اسلامی) و تفکر لیبرالی معطوف شد؛ روشنفکریِ دینی، در این روایت، بدون آنکه دین را از لیبرالیسم و لیبرالیسم را از دین استخراج کند، از سازگار کردن روایتِ دینی و برداشتِ لیبرال سراغ گرفت تا در سنّتِ اسلامی راهی به روی سنّت لیبرال بگشاید.»

در این یادداشت تاکید شده است که تمام ایده‌های اصلیِ روشنفکری دینی سروش را می‌توان در همین جهت فهمید؛ از جمله:

  • دموکراتیزه‌کردن فهم دینی (در قبض و بسط تئوریک شریعت)
  • ایدئولوژی‌زدایی از دین (در فربه‌تر از ایدئولوژی)
  • بشری‌کردن دین و تاریخمندی متن (در بسط تجربهٔ نبوی)
  • ضرورت کثرت و پلورالیسم دینی (در صراط‌های مستقیم)
  • حداقلی‌کردن دین (در دین اقلی و اکثری)
  • نقد فقه اسلامی (در فقه در ترازو)
  • تعطیل و تغییر احکام (در ذاتی و عرضی در ادیان)
  • تعامل با فرهنگ غربی (در سه فرهنگ)

نویسنده می‌افزاید: «در نهایت سروش، “آزادی چون روش” به مثابهٔ روشِ حکمرانی را در میان نهاد و از “قرائت لیبرال از دین” چونان قرائت محققانه و حفظ سلامت دین در جهان معاصر، به مثابهٔ قرائت ممکن و مقبول، دفاع و حمایت کرد (در اخلاق خدایان).»

از مکتب حق‌مداری تا رشته شدن بافته‌ها

رضا زمان در بخش دیگری از این واکاوی به تغییر تعاریف لیبرالیسم در آثار سروش اشاره کرده و نوشته است: «سروش، لیبرالیسم را به “مکتبِ حقّ‌مداری” در برابر مکاتب تکلیف‌مداری تعبیر و ترجمه کرد؛ گرچه پیش از آن، لیبرالیسم را “آزادی از مقدّسات” و “رهایی از یقین” معنا کرده بود. روشنفکریِ دینیِ سروش، در پی برداشت و خوانشی از دین و سنّت اسلامی بود تا، به تعبیر خودش، مسلمانان را با حقوق انسان آشتی دهد و دوگونهٔ انسان‌شناسی دینی و لیبرال را در کنار هم بنشاند (در اسلام و چالش لیبرالیسم).»

نویسنده در پایان، موضع‌گیری جدید عبدالکریم سروش را به چالش کشیده و نتیجه‌گیری کرده است:

«بنابراین، گفتار سروش در نارواییِ اسلامِ لیبرال، ردیه‌ای است بر روشنفکریِ دینیِ سروش. عتاب و خطاب سروش، به روشنفکریِ دینی با روایت خود او بازمی‌گردد؛ هرچه را که بافته بود، رشته کرد و هر برگ که نوشته بود، پاره کرد.»

انصاف نیوز آمادگی دارد تا یادداشت‌ها، پاسخ‌ها یا تحلیل‌های اساتید حوزه دین و فلسفه را در رد یا تایید این بازخوانی منتشر کند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *