چرا خبر حمله‌ی اعضای «مجاهدین خلق» به بیت رهبری منتشر شد؟

سعید رضوی فقیه، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، با اشاره به ادعاهای سازمان مجاهدین خلق درباره‌ی حمله به بیت رهبری در اسفند ۱۴۰۴ گفت: این احتمال وجود دارد که این تبلیغات با هدف بزرگ‌نمایی توان عملیاتی سازمان و ارسال پیام به قدرت‌های خارجی انجام شده باشد. پیامی مبنی بر اینکه این سازمان قادر است اهداف مورد نظر آمریکا و اسرائیل برای ضربه زدن به رأس هرم قدرت در ایران را محقق کند.

آقای رضوی فقیه در گفت‌وگو با انصاف نیوز تأکید کرد که جنگ ۴۰ روزه موجب بازسازی بدنه حامی جمهوری اسلامی ایران و کاهش قدرت میدانی جریان‌های مخالف و برانداز، از جمله مجاهدین خلق، سلطنت‌طلبان و گروه‌های مسلح قوم‌گرا شده است. 

او گفت: با این حال، این سازمان هنوز از یک پایگاه اجتماعی و عاطفی برخوردار است و نباید اثرگذاری آن را پایان‌یافته تلقی کرد.

او با مقایسه وضعیت پیش و پس از جنگ، گفت: پیش از جنگ، به‌ویژه پس از رخدادهای دی‌ماه، تصور می‌شد بدنه اجتماعی حامی نظام دچار ضعف و انفعال شده است؛ اما جنگ باعث شد بسیاری از مردم با انگیزه‌های ملی و میهنی دوباره حمایت خود را از نظام مستقر ابراز کنند و هواداران پیشین جمهوری اسلامی نیز با اعتماد بیشتری در عرصه عمومی حضور داشته باشند.

رضوی‌فقیه گفت: این تحول سبب گردید نیروهای اپوزیسیون، از مجاهدین خلق گرفته تا سلطنت‌طلبان و گروه‌های مسلح کرد و بلوچ، بخش مهمی از قدرت میدانی خود را از دست بدهند و نیروهای حافظ امنیت نیز با توجه به شرایط جنگی، کنترل اوضاع را در مرزها سریع‌تر در دست بگیرند و اجازه ندهند اتفاقاتی مشابه دی‌ماه تکرار شود. 

او با اشاره به تحولات اپوزیسیون گفت: برخلاف تصور رایج در سالهای گذشته که سلطنت‌طلبان را جریانی پراکنده و فاقد سازماندهی می‌دانست، رخدادهای دی‌ماه نشان داد این جریان نیز در سال‌های اخیر دست به سازماندهی، جذب منابع مالی و آموزش نیرو زده و در کنار مجاهدین خلق و گروه‌های مسلح قوم‌گرا، از توان سازماندهی برای عملیات شهری برخوردار شده است. 

رضوی‌فقیه درباره ادعاهای مجاهدین خلق مبنی بر حمله به بیت رهبری در اسفند ماه نیز گفت: درباره صحت این اخبار اطلاعی ندارم، اما احتمال دارد این تبلیغات با هدف بزرگ‌نمایی توان عملیاتی سازمان و ارسال پیام به قدرت‌های خارجی انجام شده باشد. پیامی مبنی بر اینکه این سازمان قادر است اهداف مورد نظر آمریکا و اسرائیل برای ضربه زدن به رأس هرم قدرت در ایران را محقق کند.

او همچنین احتمال داد که تبلیغات در این زمینه تلاشی برای تشویق مردم به حضور دوباره در خیابان‌ها و ایفای نقش پررنگ‌تر مجاهدین در تحولات داخلی بوده باشد. 

این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تغییر موازنه در اپوزیسیون گفت: پیش از جنگ نیز مجاهدین خلق تا حد زیادی زیر سایه سلطنت‌طلبان قرار گرفته بودند؛ زیرا رسانه‌ها و برخی دولت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، تمرکز خود را بر رضا پهلوی گذاشته بودند و او را چهره اصلی اپوزیسیون معرفی می‌کردند. بخشی از اقدامات تبلیغاتی مجاهدین نیز تلاشی برای خروج از این حاشیه‌نشینی و بازتعریف جایگاه خود بوده است. 

او درباره وضعیت فعلی گروه‌های مخالف گفت: اکنون به‌ویژه پس از ضربه‌های کاری و پی در پی به مراکز استقرار گروه‌های کردی در اقلیم کردستان عراق، این گروه‌ها یا توان سازمانی خود را از دست داده‌اند یا امکان فعالیت مؤثر ندارند. رضوی‌فقیه احتمال داد که آمریکا برای اجرای برخی سناریوهای زمینی، بیش از نیروهای خود، روی این گروه‌ها حساب باز کرده باشد. 

در پاسخ به پرسشی درباره افول تجمعات سالانه مجاهدین خلق در خارج از کشور، سعید رضوی‌فقیه گفت: این سازمان زمانی اپوزیسیون محبوب جریان‌های تندرو در آمریکا و احتمالاً عربستان بود و از حمایت‌های سیاسی و مالی برخوردار می‌شد، اما بعدها جایگاه خود را از دست داد و سلطنت‌طلبان جایگزین آن شدند.

او ادامه داد: بسیاری از شرکت‌کنندگان در گردهمایی‌های سال‌های گذشته با دریافت هزینه سفر در چنین برنامه‌هایی حاضر می‌شدند و شماری از سخنرانان خارجی نیز در قبال دریافت پول سخنرانی می‌کردند.

او در عین حال تأکید کرد که برخلاف تصور رایج، مجاهدین خلق همچنان از یک بدنه اجتماعی برخوردارند؛ بدنه‌ای که عمدتاً از خانواده‌ها و بستگان اعضای کشته‌شده، اعدام‌شده یا زندانی این سازمان شکل گرفته و از طریق حافظه مشترک و پیوندهای عاطفی، ارتباط خود را با سازمان حفظ کرده است. 

او ادامه داد: این ظرفیت در دوره‌های بحرانی فعال‌تر می‌شود و در دوره‌های آرامش کاهش می‌یابد.

رضوی‌فقیه درباره جذب نیروهای جدید نیز گفت: سازمان مجاهدین خلق پس از خروج از ایران و به‌ویژه پس از همکاری با حکومت صدام حسین، توان جذب گسترده نیرو را از دست داد و عمده نیروهای جدید آن نیز از طریق وعده‌های مهاجرت یا ارتباطات خانوادگی جذب می‌شدند. سازمان از اواسط دهه ۱۳۶۰ عملاً در جذب نسل‌های جدید ناکام بوده و میانگین سنی اعضا، فرماندهان و حتی مجریان رسانه‌های وابسته به آن در حال حاضر، این واقعیت را نشان می‌دهد.

او درباره برخی چهره‌های جوانی که در سال‌های اخیر به مجاهدین نسبت داده شده‌اند، از جمله علی یونسی، گفت که احتمال می‌دهد پیوندهای خانوادگی و عاطفی با اعضای پیشین سازمان در این گرایش‌ها نقش داشته باشد. رضوی‌فقیه همچنین تأکید کرد که نباید میان هوش علمی افراد و انتخاب سیاسی آنان رابطه مستقیمی برقرار کرد؛ زیرا ممکن است فردی از نظر علمی بسیار توانمند باشد اما در قضاوت سیاسی یا اخلاقی دچار خطا شود. 

او در پایان با اشاره به تجربه سازمان مجاهدین خلق گفت: بزرگ‌ترین درس این تجربه آن است که هیچ جریان مخالفی را نباید حتی پس از سرکوب گسترده و شدید «تمام‌شده» تصور کرد. حذف یا سرکوب یک جریان لزوماً به معنای از میان رفتن آن نیست و همان‌گونه که مسائل اجتماعی و هویتی با پاک کردن صورت مسئله حل نمی‌شوند، درباره جریان‌هایی مانند مجاهدین خلق نیز نمی‌توان صرفاً با نادیده گرفتن یا سرکوب، پایان آن‌ها را اعلام کرد. 

انتهای پیام

One comment

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *