پارادوکس «انتقام» و «مظلومیت»؛ در محاسبات راهبردی افکار عمومی جهان کجاییم؟

مهدی یزدانیان در یادداشتی با عنوان «پارادوکس انتقام و مظلومیت؛ در محاسبات راهبردی افکار عمومی جهان کجاییم؟» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

رهبر انقلاب بعد از انتخاب به رهبری در اولین پیام به ملت فرمودند این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهدای شما صرف‌نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، فقط مربوط به شهادت رهبر عظیم‌الشّأن انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملّت که توسّط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلّی برای پرونده‌ی انتقام است.

اما با تکیه بر سنت آزاداندیشی و عقلانیت حاکم بر منظومه فکری انقلاب اسلامی، می‌توان افق تازه‌ای از مفهوم «انتقام و بازدارندگی» را گشود؛ مفهومی فراتر از صرف کنش‌های مقطعی فیزیکی که حذف فیزیکی این دو قاتل جانی اثر زیادی بر آن مترتب نیست و نسل صهیون های کودک کش بر نخواهد افتاد . «ما در سوگ امام شهید، به جای انتقامِ پیکارگر، انتقامِ بیدارگر را برگزینیم؛ انتقامی که با درایتِ جانشینِ رشیدرهبرشهید، به ساختن، رشد و تعالی جامعه داخلی و خارجی منتهی شود. ولی آیا انتقام فیزیکی و حامیان این موضع، تمام جوانب، تبعات و معادلات پیچیده بین‌المللی را محاسبه کرده‌اند؟

برای پاسخ به این پرسش و پیش‌گیری از خطاهای پرهزینه محاسباتی، بازخوانی چند واقعیت ملموس در ساحت افکار عمومی جهان، منافع ملی و عقلانیت اسلامی و لزوم توسعه بخشی آرمان های رهبر شهید ضروری است:

۱. هدررفت سرمایه نمادین «مظلومیت» در نظام بین‌الملل
افکار عمومی جهان و حتی وجدان‌های بیدار در نهادهای مستقل، زمانی با یک ملت اعلام همبستگی و همدلی می‌کنند که آن ملت در جایگاه «مظلوم» و «قربانی تجاوز آشکار» قرار داشته باشد. تاریخ نشان داده است که موضع حق‌طلبی اخلاقی و استناد به مظلومیت، بزرگ‌ترین ابزار خلع‌سلاح روانی دشمن در عرصه دیپلماسی عمومی است. اما فرو افتادن در دام واکنش‌های تلافی‌جویانه فاقد پشتوانه ، این تصویر مشروع را مخدوش کرده و جایگاه کشور را از یک «قربانی تجاوز» به «یکی از طرفین منازعه در آستانه بحرانی فراگیر» تقلیل می‌دهد.

۲. کشاندن کشور به زمین بازی جنگ‌طلبان و خطر نزاع منطقه‌ای
تبدیل خطای فاحش طرف مقابل به بهانه‌ای برای کنش‌های احساسی، دقیقا همان سناریویی است که رادیکال‌ترین جناح‌های غربی و صهیونیستی به دنبال آن هستند؛ یعنی کشاندن پای ایران به تله یک رویارویی مستقیم و تبدیل پرونده به یک منازعه بزرگ بین‌المللی. هزینه‌های چنین فرآیندی در وهله نخست، متوجه زیرساخت‌ها، معیشت جامعه و آرامش روانی مردم خواهد شد؛ مردمی که بیش از هر زمان دیگری به تنش‌زدایی و ثبات اقتصادی نیاز دارند. مردمی که زیر فشار اقتصادی بارها اعتراض کردن و نتانیاهوی خبیث به آنها امید داشت شرافتشان را به جهان اعلام نمودن و با تمام وجود از نظام دفاع کردند. حال وقت آن است که مزد وطن پرستی را با عدالت اقتصادی دریافت کنند.

۳. گرفتار شدن در «چرخه خشونت» و تشدید ایران‌هراسی
خشونت ذاتاً پدیده‌ای خودبازتولیدگر است. ورود به زنجیره واکنش‌های سخت و بی‌پایان، به جای آنکه بازدارندگی پایداری ایجاد کند، موج جدیدی از ناامنی و بی‌ثباتی را در منطقه حاکم می‌سازد. نتیجه مستقیم این رویکرد، هراس‌افکنی دوباره در میان همسایگان، تخریب پروژه‌های دیپلماسی منطقه‌ای و هموار کردن مسیر اجماع‌سازی علیه تمامیت و جایگاه ایران خواهد بود؛ به گونه‌ای که به جای پیگیری حقوقی و حقوق‌بشری جنایت طرف متجاوز، ماه‌ها باید انرژی دیپلماتیک کشور صرف «دفع هراس کاذب همسایگان» شود.

۴. عقلانیت سیره و اولویت صلاح امت بر تصمیمات هیجانی
در سنت دینی و سیره اهل‌بیت(ع)، هیچ‌گاه خشم مقطعی و عناد شخصی بر مصلحت کلان جامعه اسلامی و صیانت از نفوس مؤمنان رجحان نیافته است. قدرت واقعی یک حکومت نه در شتاب‌زدگی برای تسویه‌حساب‌های هیجانی، بلکه در صبوری استراتژیک، بهره‌گیری هوشمندانه از ابزارهای حقوقی-بین‌المللی و گشودن روزنه‌های دیپلماتیک برای صیانت از معیشت و کرامت جامعه تبلور می‌یابد.

۵. خون رهبر شهید، ابزاری برای بازتولید چرخه خشونت نیست، بلکه جرقه‌ای است برای بیداری توده‌های جهان و زدودن غفلت تاریخی و عمق دادن و مسئولیت عمیق سپردن به نهادهای حقوق بشری که مانع تجاوز مستکبران شوند. حذف ترامپ و نتانیاهو پایان کار این جریان نیست و باید در تاریخ رسوا شوند تا به سرنوشتی بدتر از صدام دچار شده و نفرین ابدی گریبانگیرشان شود. و رهبر شهید و کودکان شجره طیبه و سرداران ایرانی هم درسی برای مقاومت باشند و درود بی پایان نثارشان.

جمع‌بندی: ایستادگی در برابر تعدی دشمن، الزامی انکارناپذیر است؛ اما روش تحقق آن تفاوت بنیادین میان «تدبیر راهبردی» و «هیجان‌زدگی رسانه‌ای» را رقم می‌زند. نباید تصویری از جامعه ایرانی ترسیم شود که جهان آن را مولد بحران و ناامنی بداند. بهترین مسیر بازدارندگی، حفظ همگرایی داخلی، مدارا در ساحت اجتماعی، تمرکز بر ثبات و اقتصاد ملی و پیگیری هوشمندانه و حقوقی در بستر مناسبات جهانی.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *