حسین طائب، رئیس سازمان بسیج اندکی پس از واکنشهای جنجالی به حضور لاله مرزبان در جشنواره ونیز گفته بود که باید دایره را باز و آغوش را برای هنرمندان باز کنیم و هر هنرمند یک بسیجی شود.
انصاف نیوز در گفتوگو با سیدجواد هاشمی، محمود گبرلو و آرش فهیم به این دیدگاه آقای طائب و چالشهای اجرایی شدن آن پرداخته است.
سیدجواد هاشمی: ایرانیان را با هر عقیده بپذیریم

سیدجواد هاشمی، بازیگر سینمای ایران، در گفتگو با انصاف نیوز گفت: جامعه ایران متکثر است و نمیتوان انتظار داشت همه هنرمندان، بهویژه ایرانیان خارج از کشور، با یک عقیده و تعریف واحد به کشور بازگردند. بازگشت ایرانیان خارج از کشور و فراهم شدن امکان زندگی آنان در ایران، فارغ از تفاوت دیدگاهها، میتواند اتفاقی مهم باشد
سیدجواد هاشمی گفت:در کشور ما افکار و عقاید بسیار متنوعی وجود دارد و هیچکس نمیتواند این واقعیت را انکار کند. به اعتقاد من، محال است همه هنرمندان، بهخصوص هنرمندانی که خارج از کشور هستند، با یک نگاه و عقیده به ایران بازگردند و بخواهند همان تعریفی را که از بسیجی بودن وجود دارد، بپذیرند.
او تأکید کرد: باید به عقاید همه احترام گذاشت و منطقی گفتوگو کرد. من فکر نمیکنم این طرح به این شکل که هنرمندان خارج از کشور برگردند و همگی بخواهند بسیجی شوند، باشد.
هاشمی در عین حال میان بازگشت ایرانیان خارج از کشور و یکسان شدن عقاید آنان تفکیک قائل شد و گفت: اینکه ایرانیان خارج از کشور برگردند، اتفاقی است که من بهشدت با آن موافقم و از آن خوشحال میشوم. اگر خارجنشینها، با هر عقیدهای، احساس امنیت کنند و بتوانند به کشور خودشان بازگردند و در ایران زندگی کنند، اتفاق شگرفی خواهد بود.
این بازیگر گفت: نظام جمهوری اسلامی ایران باید به این سمت برود که نیروهایی را که از کشور رفتهاند، بهخصوص نخبگان را، بازگرداند. چرا نباید چنین اتفاقی بیفتد؟ من از فراهم شدن چنین شرایطی خوشحال میشوم، اما نه با این عنوان که همه باید با یک فکر و عقیده وارد کشور شوند.
او ادامه داد: اینکه ایرانیان خارج از کشور با هر نوع فکر و عقیدهای بتوانند به کشورشان بازگردند و زندگی کنند، قابل قبول است؛ البته آنها هم باید قوانین کشور را بپذیرند و با قوانین کنار بیایند. اما اینکه قرار باشد بیایند و مثل یکدیگر شوند، قابل حل نیست.
هاشمی در پایان ابراز امیدواری کرد و گفت: امیدوارم شرایطی فراهم شود که تفاوت دیدگاهها مانعی برای بازگشت ایرانیان به کشورشان نباشد.
پیشنهاد گبرلو به طائب: با هنرمندان گفتوگوی مستمر داشته باشید

محمود گبرلو، منتقد و تحلیلگر سینما، در گفتوگو با انصاف نیوز گفت: پیش از هر چیز باید جایگاه حقوقی و نسبت آقای طائب با هنرمندان مشخص شود و اعتماد لازم در میان اهالی هنر شکل بگیرد. برخی سوابق باعث شده بخشی از هنرمندان با نوعی نگرانی به این رویکرد نگاه کنند و تحقق آن نیازمند گفتوگو و تعامل طولانیمدت است.
گبرلو گفت: جملهای که آقای طائب مطرح کرده، جمله زیبایی است و قابل تامل است و خوب است که او چنین رویکردی را بیان کرده است. اما نکته مهم این است که تا زمانی که در جایگاه فرمانده بسیج، تعریف درستی از هنرمند، جایگاه هنرمند، تأثیر اثر هنری در جامعه و همچنین نقش بسیج در ارتباط با هنرمند ارائه نشود، این مشکل همچنان باقی خواهد ماند.
این منتقد سینما با اشاره به تفاوت ماهیت فعالیت هنرمند و نیروهای بسیج گفت: هنرمند نمیتواند همیشه در لحظه واکنش نشان دهد. جایگاه هنرمند به گونهای است که ممکن است اثر او در همان لحظه پاسخ ندهد و حتی واکنش فوری نداشته باشد. هنرمند تلاش میکند تاریخ، رویداد و حادثه را ببیند، آن را تحلیل و تجزیه کند و بعد با نوآوری و خلاقیت، اثری خلق کند تا آیندگان از آن رویداد آگاه شوند.
او گفت: برخلاف هنرمند، بسیج به دلیل موقعیت خود ممکن است در لحظه وارد عمل شود و حرکتی انجام دهد. بنابراین اگر از هنرمند انتظار داشته باشیم در همان لحظه واکنش نشان دهد، توقع بیجایی است.
گبرلو دربارهی برخی نظرات به سکوت یا واکنش دیرهنگام هنرمندان نیز گفت: هنرمندان در برابر تجاوزات و اقدامات وحشیانه دشمن، همیشه واکنش آشکار و علنی نداشتهاند و همین مسئله باعث عصبانیت و پرخاشگری برخی شده و در پستهای اینستاگرامی و رسانههای خود به هنرمندان حمله کردهاند. در حالی که ممکن است همان هنرمند در حال مشاهده و ثبت رویداد باشد تا در آینده اثری درباره آن خلق کند.
او تأکید کرد: اگر میان بسیجیان و هنرمندان، یا میان اندیشه بسیجی و نوع نگرش هنرمندان، تعامل و گفتوگو شکل بگیرد، میتوان به نتیجه مثبتی که آقای طائب مدنظر دارد رسید.
گبرلو در ادامه پیشنهاد کرد آقای طائب جلسات متعددی با بسیجیان و هنرمندان برگزار کند و دیدگاه خود را روشنتر توضیح دهد و گفت: باید مشخص شود وقتی از آغوش باز صحبت میشود، آیا میتوانند آرامشی را برای همه هنرمندان فراهم کنند؛ آرامشی که متناسب با نیاز و فضای هنرمندان باشد، نه صرفاً مطابق با خواست مسئولان.
او در پایان گفت: هنرمندان روحیات خاصی دارند و به فضای خاصی نیاز دارند. اگر این فضا بهدرستی ایجاد شود، میتوان از هنرمند اثر خلاقانه گرفت. به نظر من حرکت آقای طائب خوب است، اما زمان زیادی میبرد و نیازمند تعامل و گفتوگوهای طولانی است تا ذهنیتهای دو طرف به یکدیگر نزدیک شود.
آرش فهیم: از مدل «پول بدهیم تا یک اثر ارزشی تولید شود» عبور کنیم

آرش فهیم، منتقد سینما و تحلیلگر مسائل فرهنگی، در پاسخ به پرسشهای خبرنگار انصاف نیوز یادداشتی را نوشته که متن کامل آن در پی میآید:
قبل از توضیح اصلی باید یادآوری کنم که ما در ایران درباره نقش و کارکرد هنرمندان و چهرههای مشهور به اصطلاح سلبریتیها، تا چند سال قبل مسیر را معکوس میرفتیم. یعنی برخی دولتها، سیاستمداران و مدیران در پی این بودند که از سلبریتیها بهرهبرداری سیاسی کنند و مثلا از آنها در بزنگاههایی چون انتخابات و اردوکشیها و تبلیغات برای رأی جمع کردن سوءاستفاده میکردند.
درحالی که این بهرهبری، موجب انحراف معیار و فضاسازی کاذب و غبارآلود برای تصمیم عامه میشد. همچنین بهرهکشی سیاسی از سلبریتیها -هم از سوی پوزیسیون و هم از سوی اپوزیسیون- نتیجهای غیر از بروز واکنشهای احساسی و غیرمنطقی و ایجاد تفرقه و تضاد بین مردم نداشته است.
بنابراین استفاده از هنرمندان و چهره های مشهور و محبوب برای فضاسازی سیاسی حتی با نیت خوب، یک امر مذموم است. برخلاف امور سیاسی، در مسائل ملی و دفاعی، نقشآفرینی و همراهی سلبریتیها بسیار مثبت و مورد تأیید است و میتواند به اتحاد و انسجام ملی در بزنگاههایی مثل جنگ کمک کند.
بنابراین، وقتی نهادی چون سازمان بسیج که کارکرد اصلیاش دفاعی است، درمقابل هنرمدان رویکرد ایجابی اتخاذ کرده، اگر با پرهیز از بهرهبری سیاسی (به مفهوم جناحی و طایفهای) و درجهت اتحاد و اقتدار ملی باشد، واقعا رویکرد مثبتی است.
اما فکر میکنم برای فهم درست این تعبیر که «هر هنرمند یک بسیجی شود»، ابتدا باید از برداشت صرفاً تشکیلاتی از کلمه بسیج فاصله بگیریم. به طور طبیعی و منطقی، مقصود الزاما عضویت در یک پایگاه بسیج و گرفتن کارت بسیجی فعال و استفاده از برخی نمادها… نبوده است، همچنانکه سالهاست مفهوم بسیجی بودن، به این مسائل محدود نیست.
اینجا منظور از بسیجی بودن به معنای یک روحیه، یک مسئولیت اجتماعی و نوعی حضور فعال در مسائل اساسی جامعه تعریف میشود. من حتی معتقدم اگر تعبیر «هر هنرمند یک بسیجی» را جدی بگیریم، باید آن را از مفهوم «عضویت سازمانی» فراتر ببریم. بسیج در معنای عام خودش یعنی حضور مردم در میدان حل مسائل کشور. در عرصه فرهنگ هم میتوان گفت هر هنرمندی که نسبت به جامعه و سرنوشت کشورش احساس مسئولیت میکند و استعدادش را در این مسیر به کار میگیرد، به یک معنا در حال کنشگری بسیجی است.
اگر بخواهیم این ایده را در عرصه سینما مصداقی کنیم، یعنی هنرمند احساس کند مسائل کشور، تاریخ، فرهنگ، مردم، دفاع از منافع ملی، مقاومت، عدالت، خانواده و هویت ایرانی و اسلامی، موضوعاتی هستند که میتواند درباره آنها فیلم بسازد و مجموعه حاکمیت و نهادهایی چون بسیج هم از این تولید حمایت کند؛ حتی اگر آن هنرمند عضو تشکیلات خاصی نباشد.
یک فیلمساز ممکن است بسیجی رسمی نباشد، اما درباره فداکاری یک آتشنشان، یک رزمنده، یک کارگر، یک مادر، یک دانشمند یا یک شهروند عادی فیلم بسازد و در آن، بخشی از حقیقت جامعه ایران را روایت کند.
این هم میتواند نوعی کنشگری فرهنگی و اجتماعی با روحیه بسیجی باشد. طبق تعاریفی که امام خمینی و رهبر شهید انقلاب داشتند، هنرمندی هم که کژتابیهای اجتماعی و اقتصادی مثل بیعدالتی، ظلم و یا فسادی را در أثر هنریاش مورد نقد قرار دهد و با رویکرد متعهدانه و آسیبشناختی به این مسائل توجه و حساسیت نشان دهد هم در دایره بسیجی قرار میگیرد. هنرمند بسیجی در معنای واقعی کلمه، داغدار رنجهای مردم و مطالبهگر حق و عدل است.
اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد: هنرمند را نمیتوان با بخشنامه و دستور، به سمتی متمایل کرد. هنر اساساً با اقناع، تجربه، خلاقیت و انتخاب شخصی سروکار دارد. اگر قرار باشد از هنرمند صرفاً انتظار داشته باشیم یک پیام از پیش تعیینشده را ترسیم کند، نتیجه معمولاً به آثار شعاری و کماثر منجر میشود.
اگر هدف، «تولید آفندی» در عرصه هنر و روایت ایران در جهان است، باید به هنرمند آزادی و میدان خلاقیت داد. خود سخنان آقای طائب هم بر عبور از وضعیت پدافندی و حرکت به سمت تولید اثر برای مخاطب منطقهای و جهانی تأکید دارد.
بنابراین یکی از الزامات اجرای این ایده، تغییر نگاه مدیریتی به هنرمند است. هنرمند نباید صرفاً به عنوان مجری سیاست فرهنگی دیده شود؛ بلکه باید به عنوان یک شریک و صاحبنظر فرهنگی دیده شود. اگر میخواهیم هنرمند درباره ایران، مقاومت، جامعه و مسائل مردم اثر بسازد، باید به او اعتماد کنیم، امکان تجربه کردن بدهیم و اجازه بدهیم حتی در چارچوب دغدغههای مشترک، روایت خودش را داشته باشد.
یک الزام مهم در این مسیر، حرفهای شدن حمایت است. ما باید از مدل «پول بدهیم تا یک اثر ارزشی تولید شود» عبور کنیم و به سمت سرمایهگذاری حرفهای فرهنگی برویم. یعنی فیلمنامه خوب، تهیهکننده حرفهای، کارگردان توانمند، بازیگر مناسب، فناوری تولید، تبلیغات، توزیع داخلی و مهمتر از همه، بازار داخلی و بینالمللی را در نظر بگیریم. اگر میخواهیم روایت ایران به جهان برسد، صرفاً تولید فیلم یا أثر هنری کافی نیست؛ باید برای دیده شدن آن هم برنامه داشته باشیم.
در مورد چالشها، از طرف هنرمندان یک چالش جدی وجود دارد و آن بیاعتمادی بین بخشهایی از هر دو سمت است. به هر حال همان طور که ممکن است بعضی از هنرمندان سابقا اپوزیسیون احساس خوبی نسبت به برخی موضوعات نداشته باشند، بخشی از حاکمیت و نیروهای انقلابی هم نمیتوانند به سادگی بپذیرند هنرمندی که مثلا سابقه هتاکی به مقدساتشان را داشته، بدون هیچ ابراز ندامت و پشیمانی، پذیرفته شود. واقعیت این است که باید گفت وگوهای صادقانهای بین این دو طیف صورت بگیرد و تعامل در عمل اتفاق بیفتد.
باید کارزارهایی ایجاد شود تا هنرمندان و سلبریتیها با بخشی از واقعیات میدان و مردم آشنا و آگاه شوند. به طور مثال، در دهه گذشته رویدادی با نام جشنواره دانشآموزی فیلم دفاع مقدس با دبیری شهید مدافع حرم سیاح طاهری و عزیزانی مثل حبیب احمدزاده برگزار میشد که یکی از کارویژههایش همین بود که چهرههای محبوب هنری را به مناطق جنگزده و به دیدار خانواده های شهدا و جانبازان میبردند؛ تقریبا شبیه راهیان نور.
یادم هست که در آن زمان حتی هنرمندانی چون فاطمه معتمدآریا و پرویز پرستویی و … در برخی از این برنامهها دعوت میشدند. در همان مقطع نیز این برنامه روی آن هنرمندان تأثیرگذار بود، اما متأسفانه تداوم نیافت. به نظرم با چنین برنامهها و کارزارهایی می توان بخشی از سوءتفاهمات بین دو طرف را برطرف کرد و زمینهساز اتفاقات ملی و وطندوستانه در فضای هنری کشور شد.
انتهای پیام



