کانال باشگاه روزنامهنگاران ایران نوشت:
درگذشت حمید علیدوستی، پیشکسوت فوتبال ایران، فرصتی برای یادآوری یک ناتوانی قدیمی در بخشی از روزنامهنگاری ماست؛ ناتوانی در شناخت آدمها.
لحظاتی پس از انتشار خبر درگذشت حمید علیدوستی، برخی رسانهها، کانالها و شبکهها و خبرنگاران نوشتند: «پدر ترانه علیدوستی درگذشت!» گویی حمید علیدوستی نه برای خودش نامی داشت، نه کارنامهای، نه سابقهای و نه هویتی مستقل که بتوان خبر درگذشتش را با نام و اعتبار خودش منتشر کرد.
حمید علیدوستی یک فوتبالیست معمولی نبود که برای معرفیاش نیازمند نام دخترش باشیم. او در روزگار خودش از چهرههای شناختهشده فوتبال ایران بود؛ بازیکنی صاحبنام، ملیپوش و صاحب کارنامهای که در تاریخ فوتبال کشور ثبت شده است. او پیش از آنکه ترانه علیدوستی به دنیا بیاید، نام و اعتباری در فوتبال ایران داشت و برای خودش کسی بود.
مسئله این نیست که نسبت خانوادگی افراد را در خبرها ذکر نکنیم. گاهی این نسبت برای شناخت مخاطب مفید است و هیچ اشکالی هم ندارد که در متن خبر به آن اشاره شود. مسئله این است که چرا باید یک چهره شناختهشده را از هویت مستقل خودش تهی کنیم و برای معرفی او به نام فرزندش متوسل شویم؟
این فقط یک خطای ساده در تیتر یا خبرنویسی نیست؛ نشانه ضعف در شناخت سوژه، فقدان حافظه تاریخی و گاهی بیسوادی حرفهای است. خبرنگاری که نمیداند حمید علیدوستی چه جایگاهی در فوتبال ایران داشته، زحمت شناختن او را به خود نداده، طبیعی است که برای معرفیاش به شهرت دخترش پناه ببرد.
احترام به درگذشتگان، فقط در نوشتن پیام تسلیت و استفاده از واژههای احساسی نیست؛ گاهی در این است که هویت و کارنامهشان را از یاد نبریم.
انتهای پیام



