«دختر جوانی در تماسی با دفتر انصاف نیوز از یک اتفاق در یکی از شرکتهای بازاریابی شبکهای خبر داد؛ او گفت: من عضو یکی از این شرکتها هستم، یکی از لیدرهای بالایی که جزو درآمدهای برتر این شرکت است، جلسهای را ترتیب داده است که هرکس از بچههای تیم شرط آن را رعایت کنند، امکان شرکت در آن کارگاه را دارند. این شرط ورود، مبلغ چهار میلیون خرید از اقلام شرکت و یا جذب حداقل چهار نفر به عنوان زیرمجموعه اعلام شده است!
او همچنین به موضوعی که موجب نگرانیاش و بابت آن مجاب به تماس گرفتن شده بود، اشاره کرد و گفت: من چون قادر به خرید به میزان تعیین شده نبودم، نتوانستم در کارگاه شرکت کنم، اما برخی از دوستانم که شرایط لازم را احراز کرده بودند، بعد از شرکت در این جلسه که با مدیریت آن لیدر معروف برگزار شده بود، دچار شرایط غیرعادی شده بودند!
این در حالی بود که بعد از پایان کارگاه به هیج وجه اطلاعاتی از آنچه در این دو روز بر آنها گذشته بود، نمیدادند؛ اما من که به شدت نگران و کنجکاو شده بودم، دست بردار نبودم و ماجرا را پیگیری کردم، چون چنین برخوردی تا پیش از این سابقه نداشت و بچهها در هر جلسه یا کارگاهی که امکان حضور مییافتند، پس از آن، تجربیاتشان را با سایر هم تیمیها به اشتراک میگذاشتند.
همچنان در حال پرس و جو بودم، که یکی از دوستانم ناگهان بغضش ترکید و در حالی که مضطرب شده بود، از برخی شگردهای روانکاوی السیسی در این کارگاه خبر داد که حتی منجر به حالتی شبه بیهوشی برخی در لحظاتی شده بود.
این اطلاعات موجب شد که به کلانتری رفته و ماجرا را برای افسر شیفت بازگو کنم؛ هر چند نتیجهای نداد و تنها به این بسنده کردند که این قبیل موضوعات را باید وزارت اطلاعات پیگیری کند.
حتی یکی از بازاریابهای شرکت کننده در کارگاه که او نیز در زمان آغاز و پایان کارگاه دچار بیهوشی شده بود، میگفت: اکنون با هیجان بیشتر و کاملاً هدفمند برای کار و زندگیام برنامهریزی میکنم؛ او گفت: در این کلاس دو روزه باید لباسهای سفید میپوشیدیم، اما مجاز به دادن اطلاعات دیگری از این دورهها نیستیم.»
اظهارات این دختر جوان که پس از مواجهه با مسایل این چنینی از ادامهی فعالیت در این شرکت انصراف داده، درحالیست که این روزها افراد زیادی در شرکتهای بازاریابی شبکهای مشغول به کار هستند و قصد پرزنت کردن برای عضوگیری و یا فالوی افراد را دارند.
بررسیهای خبرنگار انصاف نیوز بیانگر آنست که این شرکتها برای ایجاد انگیزه و هدفمندی بیشتر بازاریابها، کلاسهای آموزشی بسیاری برگزار میکنند؛ یکی از این کلاسها به نام LCC بصورت کارگاه دو روزه برگزار میشده که برای شرکت در آن باید افراد شروط تعیین شده را احراز میکردند و در هیچ کجا اطلاعاتی از این کلاسها موجود نیست.
بر این اساس هدف این کارگاهها پیگیری شد و بدنبال سرچ نام آن لیدر شرکت مربوطه در گوگل، نام فردی که برگزارکنندهی برنامهی تاک شو و خود را مدرس کلاسهای توسعهی فردی، مهارت زندگی معرفی کرده بود، بدست آمد و طی تماسی با این شخص، وقتی در برابر این پرسش قرار گرفت که با چه مجوزی این کارگاهها برگزار شده و در آن چه اتفاقاتی رخ داد، مدعی شد که من فقط یک دوره در این کارگاه شرکت کردم و برگزارکننده هم نبودم، بلکه همان لیدر معروف، مجری همهی امور بود!
او در پاسخ به این سؤال که «میدانید چرا فقط برای بازاریابان برگزار میشده؟»، گفت: شاید به این دلیل کارگاه فقط برای بازاریابان برگزار میشود که شخص «مجید» برگزارکننده است و اطلاعاتی بیش از این ندارم؛ از خودشان بپرسید.
برگزارکنندهی LCC نبودم
«مجید» که گفته میشود از حدود ۵ سال پیش به یکی از برندهای بازاریابی شبکهای پیوسته و با مجموعهای بیش از ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفری جزو درآمدهای اول این شرکت محسوب میشود؛ با رد اتهامات مطرح شده، گفت: من برگزارکنندهی LCC نبودم و به عنوان مهمان پذیرفته میشدم، این کارگاه هیچ ارتباطی به بادران ندارد و برگزارکنندهی آن، موسسهی راه موفقیت بوده است.
خبرنگار انصاف نیوز از «مجید» پرسید: «اگر این کارگاه ارتباطی با این شرکت بازاریابی نداشته، پس چرا از شرکتکنندگان کد بازاریابی گرفته شده و فقط کسانی امکان حضور داشتهاند که خرید میلیونی کرده بودند»؛ او گفت: اینطور نبوده است!
لیدر برگزارکننده نیز از شرکت رفته!
این درحالیست که تماسهایی که خبرنگار برای پیگیری موضوع با شرکت مربوطه برقرار کرد، بر ابهامات افزود، چراکه با طرح مسأله مبنی بر این که «آیا این کارگاهها با اطلاع و مجوز شرکت برگزار میشود یا خیر؟»، اپراتورهای مختلف ابراز بیاطلاعی کرده و حتی برخی از آنها عنوان میکردند که این برنامهها مربوط به گذشته بوده و الان دیگر برگزار نمیشود و حتی مدعی بودند که لیدر برگزارکننده نیز از این شرکت رفته!
حتی فردی که در بخش بازرسی، تلفن را پاسخ داد، ادعا کرد که این اسم {مجید م} را تا به حال نشنیده و چنین فردی در شرکت مشغول به کار نیست؛ او همچنین گفت: این کلاس تحت نظارت ما نیست و اگر برگزار شود، برخورد میکنیم.
نکتهی تعجببرانگیزی که در جریان پیگیریها از شرکت یاد شده اتفاق افتاد، این بود که در تماسهای بعدی با دیگر اپراتورها، پاسخدهندهها گویا متوجه موضوع مورد پیگیری شده بودند و برخی حتی به خبرنگار اشاره کردند که شما همین الان به همکارم زنگ نزده بودید!؟ و به این ترتیب همه به یک شکل و به نظر هماهنگ پاسخ دادند!
من هنوز در شرکت مشغول هستم
اما وقتی این ابهام با لیدر برگزارکنندهی کارگاه که از او به عنوان یکی از پردرآمدترین افراد شرکت یاد میشود، در میان گذاشته شد، او با شگفتی پرسید: چه کسی چنین حرفی را زده که دیگر کار نمیکنم!؟ من هنوز در شرکت مشغول هستم، اما دورههای السیسی، ارتباطی با شرکت ندارد و به همین دلیل تلفن گویای شرکت، اطلاعاتی ندارد!
این لیدر گفت: این کارگاه از ۷ یا ۸ سال پیش برگزار میشده که قبل از تأسیس شرکت بازاریابی شبکهای است. او در این هنگام از خبرنگار خواست با شمارهی فردی که با نام «نظری» معرفی و ادعا کرد که برگزارکنندهی این کارگاهها بوده است، تماس بگیرد و ماجرا را از او پرس و جو کند؛ جالب این که وقتی خبرنگار، نام کوچک این فرد را جویا شد، ابراز بیاطلاعی کرد، اما بعد از تماس و صحبت با این شخص، او عنوان کرد که «من وکیل آقای «مجید» هستم!»
میخواهید برای موکلم داستان درست کنید؟
«نظری» در واکنش به تعجب خبرنگار انصاف نیوز مبنی بر این که «چطور وکیل آقای لیدر هستید، در حالی که حتی نام کامل شما را نمیدانست!؟» گفت: ایشان خواست شما با من صحبت کنید که بدانیم چرا پیگیر کارگاهی هستید که دو سال پیش برگزار شده و امروز یکی میخواهد موکل من را بازپرسی کند!! میخواهید برای موکلم داستان درست کنید؟
آقای وکیل در پاسخ به این ابهام که «اگر ادعا میشود که این کارگاهها ارتباطی با شرکتهای بازاریابی ندارد، پس چرا بازاریابان در آن بودهاند و از آنها کد بازاریابی گرفته میشده!؟»، گفت: من نمیدانم چرا کد میگرفتند، مگر من عضو {…} هستم؟ زنگ بزنید شرکت، که چرا کد میگرفتند!
او دربارهی ادعای بیهوش شدن افراد در کارگاه نیز ابراز بیاطلاعی کرد و گفت: این چیزها را تا بحال خودم نشنیدهام و حرفهای شما با آنچه من میدانم، مغایرت دارد. «مجید»، نویسندهی کتاب … است و اصلاً ربطی به LCC که دو سال پیش برگزار میشده، ندارد.
وکیل من نیست!
این تناقضگوییها به اینجا ختم نشد و خبرنگار بار دیگر با لیدر معروف تماس گرفت که این بار، او در واکنش به این ابهام که «آیا شما نمیدانستید که فردی را که معرفی کردهاید، وکیلتان هست!؟ و حتی مدعی شدید که نام کوچک او را نمیدانید!؟»، پاسخ داد: «نظری»، وکیل من نیست!
او گفت: این کلاس از طرف یک موسسه برگزار شد و بازرس شهرداری هم در کلاس حضور داشته است.
در کارگاه بازیهای آموزشی انجام میشد
خبرنگار انصاف نیوز از او پرسید: «اگر اینگونه هست، چرا بازاریابان بعد از کارگاه، سعی در مخفی نگهداشتن اطلاعات و اتفاقات رخ داده داشتند؟» که گفت: «در این کارگاه، بازیهای آموزشی انجام میشد؛ برای نمونه در مورد هدفگذاری میتوان به شما گفت در زندگی هدف داشته باش و یا با شما بازی انجام داد، در بازی شما کم بیاوری و بعد من انجام دهم، شما دوباره انجام میدهید!
چنین بازیهایی را اگر از قبل بدانی، دیگر زمان اجرا ناامید نمیشوی تا وسط بازی، من به تو امید انجام شدنش را بدهم! به این ترتیب متوجه میشوی در زندگی بارها اگر به خودت مهلت میدادی، میتوانستی کاری را انجام دهی، برای همین اطلاعاتی از کلاس داده نمیشود.»
پیگیری خبرنگار انصاف نیوز در رابطه با موضوعی که دختر جوان گزارش داد، در حد این تناقضگوییها باقی ماند و اکنون قضاوت با مخاطب است؛ آیا مسوولان شرکتها پاسخگو خواهند بود و دربارهی چنین اتفاقاتی شفافسازی خواهند کرد؟
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید