یک جانباز شیمیایی ۸ سال دفاع مقدس ضمن بیان مشکلات درمانی خود و جانبازانی مانند او گفت: چه بگویم که ما را فراموش کردهاند.
این جانباز شیمیایی در گفت و گو با خبرنگار انصاف نیوز گفت: در حال حاضر بزرگترین مشکلمان بیمه است، شرکت بیمهمان را عوض کردند و این مساله برای ما به یک معضل بزرگ تبدیل شده است. بیمه دی مانند بیمه ایران وارد نیست. بیمهی ایران خیلی خوب بود. نزدیک ۱۰ سال بیمهی ما بود، هم داروها و همه چیز آن بسیار منظم بود ولی خب این بیمه زیاد اشراف ندارد و بچهها رفت و آمدشان به بیمه زیاد است و با توجه به مشکلاتی مانند مشکل نخاعی و ضایعاتی که داریم، اینگونه برایمان بسیار سخت است.
وی افزود: بنیاد حدود دو سالی است کلا مشکل بودجه را مطرح میکند و راست هم میگویند. در حال حاضر بچهها نسخههایی از بنیاد طلب دارند که از یک سال و نیم پیش هنوز روی میزشان است. بیشتر برای درمان مشکل داریم و هزینهکردهایی که خودمان میکنیم. قبلا اینطوری نبود؛ بیمهی «ایران»، بیمهی جانبازهایی را که پرونده داشتند مجددا تمدید میکرد اما درحال حاضر متاسفانه به چندجا باید برای تایید بیمه برویم که این خیلی مشکل است. خلاصه خودشان هم ماندهاند. یک چیزی را صادقانه بگویم، داروهای ایرانی برای ما کارگر نیست و انگار گچ میخوریم و متاسفانه باعث میشود که مشکلات ما بیشتر شده و ده تا مشکل دیگر نیز برای ما ایجاد شود. کلیه و معده و گوارشمان به هم ریخته است. برای مثال تا الان موج انفجار من احراز نشده است. نمیدانم ما باید بمیریم؟
این جانباز شیمیایی دربارهی مشکلات دیگر جانبازان شیمیایی و غیر شیمیایی گفت: خیلی از دوستانم هستند که بنده خداها در جبهه شیمیایی شدند و مشکل دارند و هرجا مراجعه میکنند هیچ کاری برایشان نمیکنند. رفیقم، جانباز ۷۰ درصد است یا دیگر دوستم، جانباز ۵۰ درصد قطع عضو است که همین مشکلات دارو و درمان را دارند. دو سال دیگر هم که از بنیاد شهید زنگ میزنند تا بیایند خانهام اما من نمیگذارم بیایند! خانهی من پله دارد، یک وام ۱۶ میلیونی چندین سال پیش گرفتم و توانستم یک آپارتمان بخرم. از پلههای خانهام ۳ بار افتادهام، هر بار که زمین میخورم باید بروم عمل کنم. ۵ بار گزارش رد کردهاند که میرویم وام مسکنت را درست میکنیم که بتوانی یک خانه بخری، اما انگار نه انگار.
وی افزود: به کلینیکشان که مراجعه میکنیم هیچ کاری نمیکنند برای مثال یک پروفسور از خارج میآید به جای اینکه خودش کاری انجام دهد، آن را به زیر دستش یعنی رزیدنتها یا دکترهای بدون تجربه میدهد. آنها هم به جای اینکه مشکل ضایعات ما را ریشهای حل کنند، دو ماه بعد مجددا همان درد و مشکل بر میگردد. قبلا بهتر بود، بهروزتر بودند. چه بگویم که ما را فراموش کردهاند.
این جانباز شیمیایی ادامه داد: خیلی از بچهها مثل من هستند. در همین شهر قمِ ما، چون من کادر درمانی بودم، نزدیک پنج، شش هزارتایشان را میشناسم که مشکلات عدیده دارند و کاری نمیشود کرد و هر حرفی میزنیم هم میگویند بودجه نداریم. قبلا نزدیک ۵ بار به خانهی ما ۳ دکتر فرستادند که مشکلاتم را بررسی کنند، به بنیاد که مراجعه کردم، دیدم که این مشکل اصلا جایی ثبت نشده و در سیستم نیست. من نمیدانم این دکترها برای کجا این آمارها را گرفتند.
وی دربارهی دیگر مشکلاتشان گفت: بچههای ما دانشجو هستند و ما با یک حقوق ازکارافتادگی زندگی میکنیم. بنیاد قرار بود به آن دانشجویانی که معدلشان ۱۹ به بالاست یک مبلغی را به عنوان کمک بدهد اما چیزی دریافت نکردیم. پسر من همه جا شاگرد اول بود و الان دارد دکترا میخواند. هزینهی رفت و آمد اینها در تهران و کتابهایشان بسیار بالاست. والله ما زیاد ازشان توقع نداریم؛ همین که مشکلات درمان ما را حل کنند، کافی است.
این جانباز ۸ سال دفاع مقدس گفت: داشتم دربارهی پسرم به خانمم میگفتم که اگر ما بمیریم نه میتوانیم زنش بدهیم نه شغلی بهش میدهند. به دانشجوهای دکترا در کشورهای خارج از همان اول شغل میدهند. بچهی ما با استعداد و توانایی خودش رفته است. یکی از فرزندانم رتبهی ۲۲ کنکور شده است. ما کی میتوانیم ازدواج یکی از اینها را ببینیم؟ خدا شاهد است که با این تجهیزات و داروهایی که مصرف میکنیم زندگی ما به مویی بند است.
خبرهای گذشتهی مربوط به این جانباز شیمیایی:
انتهای پیام


پاسخ دادن به بهروز حقیقت نیا لغو پاسخ