احمدی نژاد در کردستان و النجاه فی الصدق!؟

محمدرضا رحیمی، احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشایی

محمّدآزاد جلالی زاده، اهل سنندج، در یادداشتی تلگرامی به بهانه‌ی سفر احمدی نژاد به منطقه‌ای در این استان با عنوان «احمدی نژاد در کردستان و النجاه فی الصدق !؟» نوشت:

الف: چند ماهی از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ گذشته است و من روبروی بازجوی محترم اداره‌ی اطلاعات نشسته‌ام؛ بازجویی که پس از جواب دادن کتبی و شفاهی من به سوالاتش می‌گوید: آقای جلالی زاده ما که کارشناس اداره‌ی آب و فاضلاب نیستیم، مثلن نیروی امنیتی هستیم و من در پاسخ هر بار می‌گویم: شما چه کارشناس آب و فاضلاب باشی و چه کارشناس امنیتی من بر روی برگه‌های مزین به آرم النجاه فی الصدقتان همان‌هایی را می‌نویسم که باور دارم و نوشتم که درست است شماها بنده و امثال مرا خواص بی بصیرت می‌دانید، اما همین احمدی نژادِ با بصیرتِ شما؛ کشور را به مرز نابودی می‌کشاند، نوشتم و الان هم معتقدم که موسوی و کروبی بایستی حزب تشکیل می‌دادند و وقتی بزرگان نظام تحت هیچ شرایطی با خواسته‌های آنان همراهی نمی‌کردند، اساساً کوتاه آمده و به تقویت جامعه‌ی مدنی می‌پرداختند. در  آن جلسه صادقانه و دلسوزانه ۲۰ -۳۰ صفحه‌ای در مورد مسایل مختلف کشور نوشتم و ندانستم تیم امنیتی آن سالها که هنوز بسیاری‌شان در منطقه حضور دارند اساساً ذهنشان به مغالطه‌ی «واژگونه کردن گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظر دلسوزان» عادت دارد و گزارشاتشان به مرکز انبان از حقد و کینه و عداوت است.

ب: حال چندین سال از پروسه‌ی تبدیل شدن احمدی نژاد با بصیرت به احمدی نژاد بی بصیرت می‌گذرد و تحولات احوالاتی فراوانی در درون نیروهای درون نظام چه اصلاح طلب و چه اصولگرا و چه احمدی نژادی و چه … صورت گرفته است؛ اما من همچنان معتقدم که کشور همچنان که به کارشناسان آب و فاضلاب با بصیرت نیاز دارد به ماموران امنیتی و مدیران و بوروکرات‌ها و اقتصاددان‌ها و سیاسیون با بصیرت نیاز دارد، ولی آیا این مدیریت بصیرت گونه است که یکی از کاندیداهای اصلی ۸۸ می‌تواند بدون هیچ دغدغه‌ای خود را به کردستان برساند و تز «پخش سیب زمینی‌اش» را به «تز پخش عدالت صوری مابین کوردها!؟» تبدیل کند و داد و هوار راه بیندازد امّا دو کاندیدای دیگر تنها اجازه داشته باشند در تنهاییشان «کیهان» بخوانند؟!

ج: اینکه کدام نیروها زمینه‌ی حضور احمدی نژاد را در کردستان سبب شده‌اند بماند؛ اما النجاه فی الصدق درونی‌ام اجازه نمی‌دهد که نیروهای امنیتی و اجرایی کشوری و استانی را به چالش نکشم که اگر آزادی در کشور حاکم است، بایستی اجازه دهند همه‌ی رییس جمهوران و کاندیداهای قبلی در کردستان حاضر شوند و از دغدغه‌هاشان بگویند تا مردم خود تشخیص دهند با و بی بصیرتشان کدامند و در این زمینه نیروهای مسوول در استان اساساً بایستی پاسخگو باشند و عدم پاسخگوییشان از مسوولیت و بایستیِ پاسخگویی آنان نمی‌کاهد.

انتهای پیام

یک پاسخ به “احمدی نژاد در کردستان و النجاه فی الصدق!؟”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. جزايري

    درود، گرچه دیگر همه میدانند و آگاه هستند که جریان سال ۸۸ چه بود و چه شد و چه کسانی، چه کردند تا مملکت را به این حال و روز که الان دارد، برسانند. خدا ازشان نگذرد. فسیعلم الذین ظلموا…

    ۲