صادق الحسینی، کارشناس اقتصادی، در توییتر در پاسخ به این سوال که به لحاظ اقتصادی تحریم های جدید چه معنایی دارد؟ نوشت:
برخلاف آنچه بولتون میگوید نفت سالهاست بزرگترین بخش از درآمد دولت ایران نیست.
در سالهای اخیر نقش نفت در بودجه بشدت کم شده و منع فروش نفت کشنده نیست بلکه قطع کانالهای ارزی مهمه ولی اون چقز جدیدی نیست.
در سال ۹۶ (بدون تحریم)درآمد نفتی ایران حدود ۳۰ میلیارد $ بوده و در ۹۷ (با تحریم) حدود ۱۷ م.$ بوده.
از این درآمد ۷۰٪ در اختیار دولته که میشود ۲۱ م.د در ۹۷ و ۱۲ م.د در ۹۶.
با ارز دولتی متوسط ۳۰۰۰ تومانی در ۹۶ و ۴۲۰۰ در ۹۷ کل درآمد واقعی نفتی ۶۳ ه.م.ت در ۹۶ و ۵۰ ه.م.ت در ۹۷ است.
این یعنی در سال ۹۶ سهم واقعی نفت از بودجه عمومی دولت حدود ۱۶٪ و سهم نفت از کل بودجه (عمومی+شرکتها) حدود ۶٪ بوده است.
در سال ۹۷ با تشدید تحریم ها سهم نفت از بودجه عمومی به ۱۱٪ و سهمش نفت از کل بودجه به ۴٪ رسیده!
اینها یعنی نقش درآمدهای نفتی در بودجه دولت قابل توجه نیست.
صرفا توجه کنید که یارانه پنهان بنزین سالانه بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان و یارانه پنهان گازوئیل، گاز و برق و بنزین روی هم رفته بیش از ۸۰۰ هزار میلیارد تومان است. یعنی بیش از ۱۰ برابر درآمد نفتی سال ۹۶ و بیش از ۱۶ برابر درآمد نفتی ۹۷!
با اصلاحات براحتی میشود بودجه را نجات داد.
از طرف دیگر در یک اتفاق نادر صادرات غیرنفتی در ۹۷ حدود ۲میلیارد دلار بیش از واردات بود که مطابق پیشبینیها این مقدار با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی به ۵ تا ۹ میلیارد دلار افزایش مییابد. اینها نشان میدهد حتی به لحاظ تجارت خارجی وابستگی جدی به دلارهای نفتی برای تامین واردات کشور نداریم.
اما بدترین ضربه تحریمها در جای دیگری زده شد و آن هم کنترل شدید و بستن کانالهای ارزی کشور بود که با دقت بالایی خصوصا در یکسال گذشته در جریان بوده.
دولت باید فکر جدی برای این بخش بکند.
یعنی مازاد تراز تجاری داریم و مشکلی به لحاظ متعارف نداریم ولی مشکل دسترسی به ارزهایمان داریم!
راههای زیادی وجود دارد. دولت باید مبتکرانه، شجاعانه و با درایت ایران را از این مخمصه برهاند در غیر اینصورت …
ابتدا باید نشان دهیم که اقتصاد ایران حتی بدون وجود نفت قابل مدیریت است و سپس ابتکارهای غیراقتصادی و هوشمندی در عین جسارت راهگشاست.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید