عبدالله شهبازی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «معمایی به نام کودتای قطب زاده – شریعتمداری» نوشت:
زمانی که کتاب «کودتای نوژه» را، برای انتشار در دهه فجر ۱۳۶۷، کار کردم قصد داشتم آن را به اولین کتاب از مجموعهای بدل کنم با عنوان کلی «انقلاب اسلامی و توطئه در دهه نخستین». به این دلیل عنوان فوق بر روی جلد و در شناسنامه کتاب درج شد. طبق طرح من «کودتای قطبزاده- شریعتمداری» باید به دومین کتاب از این مجموعه بدل میشد. اسنادی در اختیارم قرار نگرفت و مجموعه به همان کتاب «کودتای نوژه» محدود شد.
در روزهای اخیر مستند سه قسمتی آقای محمود عظیمایی را درباره زندگی و مرگ صادق قطبزاده با دقت دیدم که در روزهای ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۹۸ از بیبیسی فارسی پخش شد.
این مستند شخصیت قطبزاده را بسیار خوب نشان میدهد و تصور میکنم نیازی به تفسیر من ندارد. قطبزاده همین بود که نشان داده شد. سرخوردگیاش نیز عجیب نبود. کسانی از این جنس که پیش از انقلاب فعال بودند، این توهم را داشتند که انقلاب کار آنان بود و کسی مثل قطبزاده، با آن روحیات که مستند به خوبی نشان داده، عجیب نبود اگر به چنین رفتارهای احمقانه و ماجراجویانه دست زند.
سخنان قطبزاده در دادگاه (قسمت سوم مستند) روشن میکند که فکر کودتا را دو سرهنگی که با او تماس گرفتند به وی القا کردند. این دو نفر، که در بازجویی قطبزاده به او گفته شد نظامیان سلطنتطلب بوده و دستگیر شدهاند، درواقع دو عضو سازمان نظامی حزب توده، سرهنگ بیژن کبیری و سرهنگ هوشنگ عطاریان، بودند. علت صلاحیت دادگاه انقلاب ارتش، به ریاست آقای ریشهری، برای رسیدگی به پرونده قطبزاده همین حضور نظامیان در پرونده بود؛ نظامیانی که درواقع مأموران نفوذی حاکم شرع انقلاب ارتش بوده و طبعاً در جلسات دادگاه غایب بودند.
این کودتا چقدر جدی بود؟ اگر سرهنگ کبیری خود را به قطبزاده نزدیک نکرده و او را تحریک نکرده بود، و قدرت ادعایی سازمان کودتاچی موهومش را به رخ او نکشیده بود، آیا به فکر کودتا میافتاد؟ اگر نبود امکانات موهومی که آقایان ریشهری و کبیری برای کودتا در اختیار قطبزاده قرار دادند آیا اصولاً میشد از پدیدهای بنام «کودتای قطبزاده- شریعتمداری» نام برد؟ نقش آقای شریعتمداری چه بود؟ آیا تلاش کردند که او را نیز بنحوی به کودتای موهوم وصل کنند؟ چرا و با چه انگیزهای؟ اینها پرسشهای بسیار مهم تاریخی است که برای شناخت تحولات پسین جامعه ایران اهمیت فراوان دارد.
کمتر از پنج ماه پس از اعدام قطبزاده، در ۱۷ بهمن ۱۳۶۱، کیانوری و حدود چهل تن از اعضای رهبری و کادرهای حزب توده دستگیر شدند. در اردیبهشت ۱۳۶۲ حزب توده غیرقانونی شد و سایر اعضای رهبری آن و نیز اعضای سازمان نظامی و مخفی حزب توده، از جمله کبیری و عطاریان، دستگیر شدند. سرهنگ بیژن کبیری و سرهنگ هوشنگ عطاریان در ۸ و ۶ اسفند ۱۳۶۲ و بخش عمده اعضای رهبری و کادرهای حزب توده در تابستان ۱۳۶۷ اعدام شدند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید