عبدالله شهبازی، تاریخپژوه در یادداشتی تلگرامی نوشت:
قریب به ۴۲ سال از انقلاب سال ۱۳۵۷ گذشته است. در این چهار دهه تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بنیادین در ایران و جهان و در منطقه پیرامونی ایران (خاورمیانه و سراسر غرب آسیا) رخ داده است.
مقایسه کنیم با فاصله زمانی انقلاب مشروطه تا ۴۲ سال پس از آن. اگر مبداء را زمان صدور فرمان مشروطه در سال یازدهم سلطنت مظفرالدین شاه قاجار بدانیم (۱۴ جمادیالثانی ۱۳۲۴ ق. برابر با ۵ اوت ۱۹۰۶ م./ ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ ش.) چهل و دو سال بعد اوت ۱۹۴۸ میلادی برابر با مرداد ۱۳۲۷ شمسی است. در این دوران ۴۲ ساله دو جنگ جهانی آغاز شده و به پایان رسیده و جغرافیای سیاسی جهان و منطقه پیرامونی ایران (خاورمیانه و سراسر غرب آسیا) را بکلی دگرگون کرده است؛ دولتهای بزرگ و نامداری چون روسیه تزاری و امپراتوری هابسبورگ و عثمانی فروپاشیده و بجای آنان اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری اتریش و جمهوریهای متعدد اروپای شرقی و ترکیه و دولتهای نوین عربی خاورمیانه پدید آمدهاند. ۱۹۴۸ اوج فروپاشی بزرگترین امپراتوری مستعمراتی تاریخ بشر، امپراتوری بریتانیا، و از جمله استقلال هندوستان و تأسیس دولت پاکستان، و ظهور ایالات متحده آمریکا بعنوان «رهبر جهان غرب» است؛ شروع دوران ۴۵ ساله «جنگ سرد» است با تمامی تأثیرات عظیم سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن بر جهان.
پس از گذشت ۴۲ سال از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، بنظر نمیرسد مدیریت جامعه ایرانی و سیاستگذاریها و روشهای سلوک نظام سیاسی با مردم منطبق با تحولات زمانه و دگرگونیهای عمیقی باشد که در جامعه پدید آمده و انقلاب نقطه عطف آن بوده است. در این دوران طولانی، علاوه بر ایران، در جهان نیز تحولاتی عظیم رخ داده است. بسیار چیزها دگرگون شده یا به سرعت در حال دگرگون شدن است. انقلاب ایران در «دوران جنگ سرد»، و پیش از ظهور ریگانیسم که اوج «دوران جنگ سرد» است، رخ داد. در ۲۶ دسامبر ۱۹۹۱/ ۵ دی ۱۳۷۰ اتحاد شوروی رسماً منحل شد و به تبع آن جهان دوقطبی فروپاشید. پس از آن، به مدت سی سال جهان دورانی جدید را تجربه کرد. از دهه ۱۹۹۰ م./ ۱۳۷۰ ش. «انقلاب دیجیتال» یا «انقلاب سایبری» آغاز شد؛ در دو دهه آغازین هزاره سوم میلادی جهان را فراگرفت و بر روابط میان آحاد انسانها و جوامع بشری تأثیرات عمیق بر جای نهاد؛ تحولی که هنوز در آغاز راه است.
برغم این تحولات، سیاستگری در ایران هنوز به سبک و سیاق معتاد نسل زمان انقلاب و با روشهای آن زمان، بویژه بر بنیاد میراث سیاسی و فرهنگی دهه ۱۳۶۰، در جریان است و عزمی جدی برای شناخت همهجانبه این دوران تاریخی ۴۲ ساله و نوسازی منطبق با «مقتضیات زمانه» دیده نمیشود. اگر این بازنگری و به تبع آن نوسازی انجام نگیرد، و روزمرگی به سیاق معتاد پیشین تداوم یابد، ناگزیر تحول به شکل خودبخودی خود را تحمیل خواهد کرد و معلوم نیست از درون آن چه بیرون خواهد آمد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید