مهدی مستفید در بخش دوم یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «ما و رخدادهای قفقاز» نوشت:
در اوج تنشهای ایجاد شده بین ایران و آذربایجان مطلبی از بنده در رسانه “انصاف نیوز” منتشر شد تحت عنوان “ما و رخدادهای قفقاز” که مطلبی دیگر در اعتراض به آن مطلب در آن رسانه منتشر شد که متاسفانه بنده با تاخیر متوجه آن شدم.
هر چند مطلب مذکور مجموعه ای از کامنتهای افرادی با نامهای مستعار بود و بیشتر به حملات تبلیغاتی جریانهایی شبیه بود که در مطلب به آنها اشاره شده بود ولی در این مطلب سعی میشود به ابهامات ایجاد شده برای آن عزیزان پاسخ داده شود؛
بیش از یک ماه از تنش ایجاد شده بین ایران و آذربایجانمی گذرد، چند روز پیش وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران عید ظفر (سالگرد آزادی شوشا) را از صمیم قلب به مردم و دولت آذربایجان تبریک گفت و وزارت خارجه آذربایجان نیز به پیامها و اقدامات دوستانه ایران اذعان و از آن استقبال کرد.
همانگونه که در مطلب اخیر اشاره کردم تنش ایجاد شده توسط محافل خاص به هیچ وجه به سود ایران نبود و تلاش برای تنش زدایی بهترین اقدام دیپلماتیک دولت ایران می توانست باشد.
تاکنون مشخص نشده است که چه کسی و با چه انگیزه ای سخنرانی ۴ سال پیش “حسین اوف” نماینده مجلس آذربایجان را به عنوان خبر جدید به امام جمعه اردبیل رساند و تنش اخیر را استارت زد. جا دارد برای جلوگیری از چنین جوسازیهایی دستگاههای ذیربط به این موضوع رسیدگی فرمایند!
نکته قابل توجه دیگر تاکید کانونهای تنش زا بر تهدید ناشی از رابطه آذربایجان و اسرائیل بود. در حالی که بسیاری از آنان که بر این تهدید تاکید میکردند قبلا و بعدا در نقد جریان امتگرایی موجود در جمهوری اسلامی و ضرورت ترجیح دولت – ملت گرایی تاکید داشتند و دشمنی با اسرائیل را ناشی از نگاه امتگرایانه میدانند و بر این باورند که در صورت حاکمیت نگاه دولت – ملت گرا در سیاست ایران، این دشمنی ماهیت خود را از دست خواهد داد و گاهی پیشنهاد تنشزدایی جمهوری اسلامی با اسراییل را هم مطرح کردهاند! جای تامل داشت که چرا این جریانها از اجرای ایده خود در آذربایجان چنین برآشفته شدند! نکته دیگر این که سطح رابطه آذربایجان با اسرائیل بسیار پایینتر از رابطه روسیه و ارمنستان با آن رژیم است. روسیه به کرات خود را مقید به حفظ امنیت اسرائیل دانسته و ارمنستان در تل آویو دارای سفارتخانه است ولی آذربایجان تاکنون تمایلی به استقرار سفارتخانه در اسرائیل نشان نداده است! و بی شک در صورت رفع تهدید امنیتی علیه آذربایجان رابطه آن با اسرائیل توجیه لازم را نخواهد داشت و بالعکس در صورت تعریف تهدید جدید علیه آذربایجان جایگاه اسرائیل در دیپلماسی آن تقویت خواهد شد.
افرادی با تاکید و پررنگسازی رابطه آذربایجان – اسراییل حمله به آذربایجان را هم توصیه میکردند. سوال اینجاست در صورت تحقق چنین جنگی به بهانه تهدید اسرائیل، آن رژیم و ایران چه سود و زیانی از این جنگ کسب می کردند؟ تنش لفظی ایجاد شده سبب شد آذربایجان از آن رژیم سیستم پدافند موشکی بخرد قطعا در صورت وقوع جنگ لیست خریدهای آذربایجان از اسرائیل طویلتر هم میشد و آن رژیم سود سرشاری از فروش اسلحه کسب مینمود، در مقابل ایران وارد جنگی فرساینده میشد که نه تنها هزینههای آن را باید خود میپرداخت بلکه وسعت خسارتهای آن قابل پیشبینی نبود. حال کمی تامل کنیم تجویز این جنگ بر اساس کدام حس وطندوستی صورت می گرفت؟
حمایت ظاهری از ارمنستان (بدون تمایل آن دولت) جایگاه ایران را در بین بخش مذهبی شیعیان آذربایجان و ترکیه را هم تخریب کرد، گروههایی که زنجیره های ارتباط ایران و و کانال تاثیرگذاری ایران بر آن دو کشور بودند تضعیف شدند. تقبیح حمایت ایران از ارمنستان توسط “الله شکور پاشازاده” و “صلاح الدین اوزگوندوز” رهبران شیعیان آذربایجان و ترکیه خسارتی نیست که به این زودی جبران شود. شاید بسیاری از ایرانیان ندانند “اوزگوندوز” درسالهای اخیر به قدری از مواضع ایران در خاورمیانه حمایت میکرد و تقویت محور مقاومت را ضروری میدانست که در افکار عمومی ترکیه به عامل ایران در ترکیه شهرت یافته بود! حال ایران سیاستی در پیش میگیرد که “اوزگوندوز ” هم آن را تقبیح میکند!
برخی افراد برای قدرتمند شدن ایران دستیابی به بمب اتم را هم توجیه نمودهاند! قدرتمند سازی کشور، اصلی غیر قابل انکار است. ولی قدرت نظامی، قدرت مطلق یک کشور نیست. کریدور زنگه زور بخشی از ابرمسیرهای ترانزیتی است که در مسیر شرق – غرب با محوریت خطوط ریلی مدرن و ارزان در حال شکلگیری است. اگر ایران نیز به ارتقاء راههای خود میاندیشید و قدرت بهینهسازی و بهروزسازی آنها را داشت قطعا تحولات قفقاز را نه تهدید بلکه فرصتی کم نظیر محسوب میکرد.
انتهای پیام


پاسخ دادن به علی لغو پاسخ