علیرضا ایمانخانی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «شاغلان فقیر» نوشت:
از قدیمالایام در بیشتر جوامع فقر وجود داشته و قطعا به عوامل مختلفی نیز بستگی داشته است، و قطعا عفریت فقر مخصوص و محصول امروز و دیروز هم نیست ولی چیزی که کاملا عیان بوده این است که معمولا فقر اقتصادی کاملا به اشتغال و ثروت افراد در جامعه بستگی داشته است، یعنی معمولا وقتی سرپرستان خانواده شغل خود را از دست داده و یا به هر دلیل از جمله فوت، خانواده فاقد منابع درآمدی مستمر میگشت فقر هویدا میشد اما در این چند ساله موردی عجیب در جامعه ایران امروز نمایان شده است و آن شاغلان فقیر است، یعنی افراد در عین داشتن شغل هر چند مناسب دچار فقر گشته اند.
با رسانهای شدن پدیده اتوبوسخوابها، پشت بام خوابها، و چرایی عدم حضور آنها در گرمخانههای رایگان مشخص شد که استفادهکنندهها از این بسترها، همگی شاغل و از جایگاه خوب اجتماعی برخوردار بوده ولی به دلیل تورم فزاینده و گرانی تامین جای خواب مناسب به این مکانهای عجیب، جهت سرپناه رجوع کرده اند.
بعد از پدیده میلیاردرهای ضعیف (کوچکترین منازل در کلانشهرها قیمت میلیاردی دارند، پس قطعا مالکین ۹۰ درصد منازل پایتخت میلیاردر بوده ولی بسیاری از آنها از کمترین رفاهیات محروم هستند) حالا، پدیده شاغلان فقیر که اتوبوسخوابی، فقط یک مورد از آنهاست جلوهای است که در کمتر کشوری در جهان حاضر رویت می شود!
دوستانی که در مجلس و دولت تمام هم و غم خود را در شیب منفی رشد جمعیت دانسته، و نگران فراموشی واژگانی از جمله عمو و خاله هستند باید در جریان باشند که باید در وهله اول به فکر معشیت نسل زنده امروز باشند که در زیر بار این فشار اقتصادی تحریم و تورم در حال از دست دادن تمام داشتههای خود و گاه کانون خانواده خود هستند، و بعد به فکر نسل آینده باشند.
آنها که تحریم را نه تنها تهدید ندانسته و حتی گاه فرصت و حتی نعمت میدانستند خوب، امروز پاسخگو باشند که میوههای درخت تحریم کی چیده میشود؟
بله باور کنید بیشتر این مشکلات تورمی ناشی از همان تحریمهای ظالمانه است، ولی مشکل آنجاست که ظاهرا برای گویندگان مزایای تحریم، واقعا تحریم نعمت است و این طبقه ضعیف جامعه است که زیر پای این تحریمها در حال شنیدن شکستن استخوانهای خود است.
کدام یک از این دوستان اتوبوس خواب هستند؟ کدام یک اجاره نشین هستند؟ پس حالا که شاغلین جامعه هم به لطف این تورم به جمع فقرا پیوستهاند هیچ بعید نیست که در آینده نزدیک بسیاری از ورزشکاران و نخبههای جامعه هم در صورت باز نشدن گره های سیاسی و اقتصادی به این جمع بپیوندند و آن وقت باید منتظر انفجار جامعه و شورش بزرگ گرسنگان بود.
انتهای پیام


پاسخ دادن به محمد لغو پاسخ