مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «سیاست و نابسامانیهای فرهنگی اجتماعی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
در فیلم اخراجی ها در صحنهای فرمانده به جای تنبیه افراد خاطی خود را تنبیه میکند و شروع به «بشین پاشو» نموده و جمله معنادار «بشینم پاشم» را ادا میکند، سپس همه با او همراه می شوند. این صحنه میتواند تلنگری برای همه مسئولان در طول این چند دهه باشد که اگر مشکل اجتماعی یا فرهنگی رخ میدهد قبل از هر کس خود را مواخذه کنند که با این همه امکانات رسمی و غیر رسمی از مدارس تا دانشگاه و صداوسیما و غیره که در اختیار داشتند چرا نتوانستند فرهنگ واجتماع را درست مدیریت کنند؟ و چرا امروز در بسیاری از مسائل فرهنگی اجتماعی با آسیبهای مختلف مواجهیم؟ معضلات اقتصادی بماند که انباشت فقر اقتصادی زندگی را برای بسیاری طاقتفرسا نموده است اما در فرهنگ و اجتماع چرا وضعیت شبیه اقتصاد شده است؟
درحالی که در گذشته اگر هم سیاست یا اقتصاد ما مشکلدار بود اما اجتماع و فرهنگ اصالت خود را حفظ مینمود. به نظر میرسد ریشه بحران به نبود محور مشترک فرهنگی مقبول عموم جامعه و نقض اصل «جذب حداکثری و دفع حداقلی» در سیاستورزی باز میگردد. در این وضعیت است که جامعه دچار چند پارگی فرهنگی و اجتماعی و ظهور گرایشات نامناسب و آسیبزا میگردد و در پدید آمدن این نابسامانیها تاثیر دو عامل بیش از سایر عوامل است.
اول تقدم بخشیدن به سیاست در همه امور از جمله فرهنگ و اخلاق و اولویت دادن به سیاست و بالاتر حاکمیت یافتن سیاست بر فرهنگ و اخلاق و اجتماع است که از لوازم این حاکمیت آن است که فرهنگ و اجتماع حق حیات و بقای خود را باید از سیاست بگیرد و سیاست است که تعیین میکند کدام فرهنگ و گروه اجتماعی حضور و ظهور داشته باشد.
وقتی فرهنگ و اجتماع ذیل سیاست قرار گرفت جای فرهنگ و جامعهسازی را فرقهگرایی و پارهپاره شدن اجتماعی میگیرد چراکه سیاستمداران جامعه را طبق تقسیمات سیاسی خود به خودی و غیرخودی و با من و علیه من تقسیم میکنند و لازمه این انشقاق اجتماعی تفرق و جدا شدن ارزشهای فرهنگی متکی بر افراد جامعه خواهد بود. همچنین چون فرهنگ فربهتر از سیاست است حاکمیت سیاست بر فرهنگ باعث حذف و طرد بسیاری از اضلاع فرهنگ میگردد. از طرف دیگر در سیاست در موارد متعدد اخلاق و فرهنگ و اجتماع فدای منافع سیاسی شده است و اخلاقگریزی به جامعه القاء گشته است.
رواج دروغ و تهمتزنی و تخریب همدیگر در سیاست و همینطور نقض عهدهای سیاسی اجتماعی مثل عهد قانون اساسی ازجمله این موارد است. سیاست به نوعی پیشگام نقض اخلاق و فرهنگ در جامعه بوده است. عامل دیگر، پیش گرفتن رویههای افراطی در برخی از حوزههای تبلیغ و تعلیم رسمی کشور است که در مقابل واکنش بخشهایی از اجتماع را به صورت تفریط به دنبال داشته است.
چند سال پیش آیت الله شبیری زنجانی درباره افزودنهای نابجا به ایام عزاداری مثل اختراع دهه محسنیه به درستی هشدار دادند که این افراطها نتیجهاش تفریط و از دست رفتن ایام اصیل عزاداری مثل دهه محرم در جامعه میشود. این قاعده در همه امور فرهنگی جاری است؛ امروز در مثل صداوسیما و آموزش و پرورش در بخشهایی از فرهنگ افراط و نگاه تک بعدی جریان دارد که زدگی و تفریط متقابل را در جامعه پدید میآورد. به فرض دیده میشود که کتاب های درسی مدارس آکنده از پیام های مذهبی آن هم به شکل خام و سطحی است در مقابل فرهنگ ایرانی و تاریخ ادب فارسی و ایرانی در این کتابها بهشدت لاغر شده است.
این عدم توازن فرهنگی واکنش متقابل اجتماع را به شکل کم توجهی و تفریط نسبت به فرهنگ دینی نشان خواهد داد. همین گونه است در برخورد با فرهنگ غربی که نفی هر امر مربوط به فرهنگ غرب و افراط در این نفی در رسانههای رسمی، واکنش متقابل آن در بخشهایی از جامعه را به شکل تفریط در توجه به فرهنگ اسلامی و حتی ایرانی و میل افراطی و احساسی به فرهنگ غرب را به دنبال خواهد داشت.
راه اصلاح این است که مسئولان سیاسی و فرهنگی در حاکم نمودن سیاست بر فرهنگ و اجتماع تجدیدنظر کنند و به جای قفل زدن بر درهای ارتباط فرهنگی زمینه فعالیت نیروهای اصیل اجتماعی فرهنگی را فراهم سازنند و در عرصه تعلیم و تبلیغ نیز به روش اعتدال اخلاقی اسلامی بازگردند و به این مهم توجه شود که امروز حداقل سه فرهنگ اسلامی، ایرانی و غربی در جامعه حضور و ظهور داد و نمیتوان به بهانه دفاع از یک فرهنگ سایر فرهنگ ها را بکل نفی کرد بلکه با الگو گیری از قرآن در برخورد با فرهنگ ها، شناخت و آگاهی را باید محور تعامل قرار داد.
«ﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻳﮏ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺁﻓﺮﻳﺪﻳﻢ و شما را ﻣﻠﺖﻫﺎ ﻭ ﻧﮋﺍﺩﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠف قرار دادیم ﺗﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻴد» ( حجرات /۱۳) و روش صحیح برخورد با فرهنگها این است که عناصر انسانی این فرهنگها مورد توجه قرار گیرد و حاکمیت به جای نفی و بستن منافذ فرهنگ به جامعه یاری رساند تا با آگاهی نه با احساسات، تعامل و گزینشی سازننده با عناصرفرهنگ داخلی وسایر فرهنگها داشته باشد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید