حسن انصاری، پژوهشگر تاریخ، در کانال تلگرامی خود نوشت:
به عنوان کسی که سی و اندی سال است در کار تاریخ اسلام و ایران و منطقه هستم بی تردید معتقدم که اپوزیسیون وابسته تحریم / جنگ طلب راهی به مردم ایران و آینده کشور ندارد. این اپوزیسیون آویزان که در خدمت منافع جهات خاص است و اینک در تقابل با منافع ایران و ایرانیان و با کمک مخالفان منافع ملت ایران صحنه را برای خود به توهم مناسب یافته چند ویژگی دارد که اینجا بر میشمارم:
۱- بسیار متوهم است. چهل و اندی سال است در توهم زیسته و چهل سال دیگر هم بگذرد باز از این توهم خودساخته رهایی نمییابد. مگر اینکه کمی کتاب بخواند.
۲- از تاریخ، فرهنگ و دیانت و ارزشهای ملی / دینی مردم ایران و این سرزمین بی اطلاع است.
۳- تمام هویتش را در وابستگی و یاری گرفتن از تحریم طلبی و کمک از جهات بیگانه با وطن ساخته است. برایش وابستگی حرف اول را میزند. دلیلش این است که از مردم در داخل نا امید است. میداند که این سرزمین ساز و کارهایی مدنی دارد که در وقت خود به این وابستگان وطن ناشناس میدان عمل نخواهد داد.
۴- برایش یکپارچگی سرزمینی، هویت ملی، فرهنگ و سنتهای ملی و دینی این سرزمین، تاریخش و منافع ملیاش در منطقهای با این همه خطرات و مشکلات و آیندهای که باید در سایه امنیت و عزت و استقلال تأمین شود اهمیت ندارد. با هر تجزیه طلب متوهمتر از خودش هم حاضر است بنشیند و برای نابودی و تضعیف کشور با هر دشمن و رقیب تاریخی این مرز و بوم هم حاضر است همکاری کند.
۵- از ساز و کارهای قدرت و مناسبات تاریخی آن در ایران که پیشینه آن به صدها سال و گاه تا چند هزار سال میرسد بی اطلاع است. مقصر نیست. دلیلش این است که سواد این رشتهها را ندارد. بی اطلاع است.
۶- توهمش تا بدین پایه است که به دروغها و شایعه سازیهایی که خودش ساخته باورمند شده. هر روز با رسانههایی که مورد حمایت بیگانه است و منافع بیگانگان را تأمین میکنند در کار دروغ سازیهای جدید است. هر روز یک بساطی را هوا میکند. چرا که به داخل و مردم ایران امیدی ندارد. میداند که مردم هر که را از خود بدانند بی تردید تحریم طلبانی که حتی با داروی بیمارانشان سیاست تحریم طلبی را دنبال کردند بیگانهاند و به آنها امید نمیبندند.
۷- گمان میکنند اسلام و تشیع و فرهنگ ملی / دینی که این جماعت آویزان به کلی با آن بیگانهاند با اراده تحریم و جنگ طلب آنها در این سرزمین از بین رفتنی است. مقصر نیستند. سواد تاریخی ندارند. با تکثر فرهنگی و دینی مخالفند. دنبال سکولاریزم ستیزه گرند و گمان میکنند دین را میشود با وابستگی فرهنگی و با شوهای رسانهای در یک جامعه از میان برد.
۸- گمان میکنند با شانتاژهای رسانهای و هوا کردن روزانه یک دروغ و شایعه جدید میتوانند رهبر سازی کنند. فضای اینستاگرامی و فیک های توئیتری و شوهای تلویزیونی را با فضای واقعی اشتباه گرفتهاند. قطعاً اشتباه میکنید. اینجا ایران است.
۹- تمام امیدشان به این است که مخاطبشان تاریخ نداند. بی اطلاع از اوضاع منطقه و جهان باشد. تاریخ این سرزمین را نداند. دوران سیاه حکومت وابسته و فاسد و مستبد و کودتایی پهلوی را تجربه نکرده باشد. به شوهای مضحک نوستالژیک تلویزیونهای معلوم الحال دل داده باشد. فریب دروغپردازی ها و شایعه سازی هایشان را بخورد و یا شعارهای دروغین آنها و لو در زیر ظاهری زیبا را باور کند. اما اشتباه میکنند. مردم ما به حکم خودآگاهی تاریخی در وقت ضرورت دوستان و دشمنان خود را نیک از هم باز میشناسند و میدانند چه کسانی از گرفتاریها و مشکلات آنها برای خود اعتبارهای دروغین میسازند و صبح تا شام به دروغ و به نام مردم ایران در کار فاند گیری از بیگانگان هستند.
۱۰- دست آخر اینکه درس از تاریخ نمیگیرند. حکماً در توهم خود چهل سال دیگر خواهند زیست.
توصیه من: در چهل سال آینده در کنار زیست متوهمانه خود سعی کنید کمی کتاب بخوانید. اگر کتابهای پیچیده سخت است و سوادتان اجازه نمیدهد، از کتابهای ساده درباره تاریخ ایران و تاریخ فرهنگش شروع کنید. باور کنید برای رفع توهم کمک میکند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید