سایت آذریها که مواضعی ضد قومیتی و علیه پانترکها دارد، در متنی در نقد مصاحبهی چندی پیش روزنامهی اصولگرای فرهیختگان با سیدجواد میری در نقد پروژهی فکری مرحوم سیدجواد طباطبایی با تیتر «پروژهی ایرانشهری مایهی تفرقه و تجزیهی ایران است»، در کنایهای به میری پرسیده است: چه کسی نگران تجزیه ایران است؟
به گزارش انصاف نیوز، این سایت نوشته است:
«کسیکه پدربزرگش عضو فرقه متجاسر دموکرات بود، و با نیروهاس ارتش سرخ، حین اشغال ایران، همکاری کرده بود، نگران تجزیه ایران شده! کسیکه با افتخار از پیشه وری و مزدورات ارتش سرخ حمایت میکند، نگران تجزیه ایران شده! کسیکه تابعیت مضاعف سوئدی دارد، نگران تجزیه ایران شده!»
سیدجواد میری در بخشی از مقدمهٔ کتاب خود با عنوان «جغرافیای سیاسی ایران» نوشته است:
«آشنایی با روسیه و جذابیت این حوزه نیز تاریخچهای دیگری دارد. روسیه همواره جزوی از تجربه زیستی من بوده است، چرا که جنگهای ایران و روس و قیام شیخ شامیل در قفقاز با تجربه خانوادگی من گره خورده است. به این معنا که جدّ پدر من در قیامها و مبارزات شیخ شامیل حضور داشت و همین امر موجب گردید که در منطقه قفقاز ریشه تاریخی داشته باشیم. از سویی دیگر، او در منطقه آذربایجان و ایرانِ آن روز در رفت و آمد بود، چرا که با رایزنیهای مکرر سعی میکردند در مقابل تهاجمات روسها به طرق مختلف مقاومت کنند.
یکی از همسران ایشان، از روسهای ولگا بود. همچنین نوه ایشان، یعنی پدربزرگ من در منطقهای که امروز به چچن معروف است، متولد گردید. میر زینال از سادات و علمای بزرگ این منطقه بود و پدر بزرگ ایشان به نام میرمحمد بابا (که در جلد پنجم کتاب مفاخر آذربایجان (صص ۷-۲۸۹۶) نوشته عقیقی بخشایشی به آن اشاره شده است) مدرسه و حوزه علمیهای در تبریز در منطقه دوهچی تأسیس نمود.
برادرزاده ایشان به نام میرابوالفضل که از شاگردان عارف بزرگ نخودکی بود، از علمای بزرگ آذربایجان به شمار میرفت. میرزینال در سال ۱۹۳۳ در حالی که قدرت در دستان استالین بود، وارد مبارزات شد و در نهایت به منطقه مینق امروزی (در ۱۲۰ کیلومتری تبریز) فرار نمود. وی به دلیل مسائل خانسالاری و ظلم آنها به رعیت، به فرقه دموکرات پیوست و از ژنرالهای این فرقه شد. پس از شکست فرقه دموکرات و فرار سید جعفر پیشهوری به شوروی سابق، از آنجایی که ایشان نمیتوانست به شوروی بازگردد، سالها مخفیانه زیست. در این مدت فرمان بابا، شوهر خواهر میرزینال (پدر مادر من) تحت تعقیب و شکنجههای فراوان قرار گرفت تا به محل میرزینال اعتراف کند، اما وی امتناع مینمود.
پس از نفوذ ایدههای بلشویک و سوسیالیستی به ایران، نگاه میرزینال از مسائل سوسیالیستی آرام آرام فاصله گرفت. وی که از عیاران زمان خود نیز محسوب میشد، تا آخرین لحظه عمر خویش، این صفت را حفظ نمود. وی در واپسین سالهای عمر خود از ایده کمونیسیتی به معنای ایدئولوژیک دست کشید و معتقد بود جامعهای میتواند موفق گردد و جامعه بشری سالم باشد که در آن ایده عدل و عدالت وجود داشته باشد. میر زینال درسال ۱۳۵۳ دیده از جهان فروبست.»
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید