علی اکبر جوانفکر، مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد در یادداشتی تلگرامی در واکنش به محمدجواد لاریجانی، دیگر سیاستمدار اصولگر، ادعاهایی عجیب درباره ی دو دولت اصولگرای احمدی نژاد نوشته است؛ ادعاهایی که ورشکستگی آن دولت، رشد منفی اقتصادی، تورم چهل درصدی و دریافت تحریم های شدید خارجی همخوانی ندارد.
به گزارش انصاف نیوز، متن یادداشت آقای جوانفکر با عنوان «بدشانسی یا خوش شانسی؟!»، در پی می آید:
آقای محمد جواد لاریجانی که از وی به عنوان دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه یاد می شود، به تازگی در نطقی چنین سخن گفته است:
«یکی از بدشانسی های ملت ما این است که هر کس رئیس جمهور می شود بلافاصله فیلسوف می شود … رئیس جمهور (احمدی نژاد) هم چند سالی خوب بود اما بعد از مدتی فیلش یاد هندوستان افتاد؛ یا می گفت به جایی وصل هستیم و یا وصل نیستم و شروع به استنباط های عجیب و غریب می کرد. در حالی که کسی که وصل شود از او خبری نمی آید؛ اکنون نیز همین جور است و بحث های فلسفی را بیشتر از بحث های اجرایی و مدیریتی می بینیم».
حیرت انگیز است که چرا برخی افراد از اینکه کشور مهم و برجسته ای مانند ایران دارای رئیس جمهور فیلسوف باشد، برآشفته می شوند؟ آیا به راستی این مساله برای ملت ایران بدشانسی است یا خوش شانسی؟ پرواضح است که فیلسوف بودن یک رئیس جمهور حتما از نشانه های خوش شانسی یک ملت است. تجربه نشان داده است که رئیس جمهور فیلسوف، هم بهتر به وظایف خود واقف می شود و هم آگاهانه تر می تواند از حقوق مردم در برابر زیاده طلبان خارجی و تمامیت خواهان داخلی حراست کند، عزت و شوکت ملت خویش را افزون سازد و دنیا را به تعظیم و تکریم ملت بزرگ ایران وادار سازد.
دکتر احمدی نژاد فیلسوف بود که با تکیه بر مبانی انقلاب اسلامی و اندیشه های نورانی امام (ره)، بیرق عدالت خواهی را در ایران و پرچم انسان دوستی و ارزش قائل شدن برای شخصیت انسان را در سطح جهان برافراشت و تمامی تلاش خود را مجدانه به کار بست تا تصویری شفاف و روشن از حقیقت جمهوری اسلامی ایران را به دنیا ارائه دهد.
او بود که در قامت یک رئیس جمهور فیلسوف، روابطی عاطفی و صمیمانه با ملت های مختلف در چهار گوشه جهان برقرار کرد، شان و منزلت انسانی آنها را تکریم نمود و به سران کشورهای مختلف یادآور شد که چگونه می توانند پاسدار واقعی عزت و شرف ملت خویش باشند و همزمان با ظلم و بی عدالتی در هر نقطه ای از جهان به ستیزی بی امان برخیزند.
دکتر احمدی نژاد فیلسوف بود که با آگاهی، روشن بینی، هوشمندی و درایت توانست ایران عزیز را در تراز کشورهای هسته ای جهان ارتقاء موقعیت دهد، با تاثیر تعیین کننده ای که بر فضای جهانی گذاشت، قیمت هر بشکه نفت خام را که اصلی ترین منبع درامد کشور است به ۱۲۰ دلار برساند، ایران را به یک کشور برخوردار از صنعت فضایی تبدیل کند و ماهواره به فضا پرتاب نماید، در سلولهای بنیادین به پیشرفت های بزرگی دست یابد، ایران را در صدر کشورهایی قرار دهد که سریعترین رشد پیشرفت علمی را داشته اند و در داخل نیز خدمات بزرگ و ماندگاری را به انجام برساند.
در دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد فیلسوف بود که ایران از نظر توسعه انسانی ۱۸ پله صعود کرد. ظرفیت پذیرش دکترای تخصصی در بخش بهداشت و درمان هفت برابر و تولیدات علمی پزشکی هشت برابر افزایش یافت. تولید دارو با فناوری بالا ۱۲ برابر شد و سهم ایران در تولید علم دنیا طی دولتهای نهم و دهم ۷/۳ برابر رشد داشت.
در دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد فیلسوف بود که رتبه جهانی ایران را در نانوتکنولوژی از جایگاه سی و پنجم جهان به جایگاه هشتم و در بیوتکنولوژی نیز موقعیت ایران را از جایگاه ۳۳ به ۱۴ ارتقاء یافت و در میکروالکترونیک نیز هفت پله صعود کردیم.
در دوره همین رئیس جمهور فیلسوف بود که تعداد اختراعات ثبت شده در کشور به هفت برابر دوره قبل از آن افزایش یافت، ایران به باشگاه فضایی جهان ملحق شد و توانست ماهواره به فضا بفرستد و با موفقیت آن را در مدار زمین قرار دهد و همچنین موجود زنده به فضا ارسال و آن را سالم به زمین بازگرداند.
با همین رئیس جمهور فیلسوف بود که ملت ایران به باشگاه هسته ای جهان وارد شد، چرخه هسته ای خود را تکمیل کرد و سه هزار عدد سانتریفیوژ نسل جدید را تولید و آن را به چرخش در آورد. ۱۲ نوع رادیو دارو برای مصارف پزشکی تولید شد و ۳۰ قلم داروی مهم وارداتی در داخل به مرحله تولید رسید و درحوزه زیست فن آوری نیز با افزایش هشت برابری تولیدات خود، رتبه اول منطقه ای و رتبه سیزدهم جهان را از آن خود کرد.
داروهای گیاهی و فراورده های طبیعی دارای مجوز نیز در سال ۸۴ فقط ۲۱۷ قلم بود که این رقم در دوره دکتر احمدی نژاد فیلسوف به ۹۳۰ قلم در سـال ۹۱ رسید.
به تجربه دریافته ایم که یک رئیس جمهور فیلسوف مانند دکتر احمدی نژاد، همواره منشاء کارها و خدمات بزرگ و ماندگار برای کشور و ملت خویش می شود اما به راستی چرا فیلسوف بودن رئیس جمهور، فردی در قامت آقای محمد جواد لاریجانی را واداشته است تا زبان به شکوه و اعتراض بگشاید؟
آیا ایشان حامی رئیس جمهوری هستند که فیلسوف و روشن بین نباشد و نداند که جهت گیری های اصلی کشور کدام است و بر اثر جهل، تکبر و خودبرتربینی، سرنوشت نکبت بار و ننگینی را برای ملت بزرگ ایران رقم بزند، حرکت کشور به سوی پیشرفت و تعالی را سالها به عقب بیندازد و به دشمن نیز فرصت دهد تا زبان به بدگویی و تحقیر ملت متمدن و تاریخ ساز ایران بگشاید؟
به آقای محمد جواد لاریجانی این نکته را نیز گوشزد می کنم که ملت ایران به خاطر داشتن یک رئیس جمهور فیلسوف، هرگز احساس بدشانس بودن نکرده است بلکه بدشانسی ملت ایران به آن است که سرنوشت او در مقاطعی به دست برخی خاندان های هزارفامیل افتاده است، فامیل هایی که با برخورداری از یک حاشیه امن، فرصت های استثنایی برای پیشرفت و آبادانی را از یک ملت سترگ بازمی ستانند.
همچنین توجه دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه را به رعایت اخلاق و ضرورت اجتناب از دادن نسبت ناروا به دیگران جلب می کنم. دکتر احمدی نژاد هرگز ادعای وصل بودن به جایی که ایشان به آن اشاره کرده است، نداشته و ندارد. او به هیچ جا وصل نیست اما توکل او به خدا و اعتمادش به تحقق وعده الهی بسیار زیاد است و این همان حقیقتی است که برخی افراد از درک آن عاجزند و آسمان را ریسمان می کنند تا بلکه کج فهمی ها و رفتارهای غلط خود را از رهگذر آن توجیه نمایند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید