احسان شاهقاسمی، عضو هیات علمی در دانشگاه تهران، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، در نقد یادداشت اکبر اعلمی، نمایندهی اسبق تبریز در مجلس، نوشت:
اخیرا اکبر اعلمی در مطلبی در کانال تلگرامی خودش کسانی که به پان ترکیست های فعال در آذربایجان انگ تجزیه طلبی می زنند را «بیخبر از تاریخ»، «گرفتار تعصب» و «بازیچهی سناریوهای بدخواهانه» خوانده است. بیست سال پیش که پان ترکیست ها در دانشگاه ها خیلی فعال تر بودند و هنوز بر بسیاری معلوم نشده بود ادعاهای شبه علمی آن ها چقدر غلط است، یکی از ابزارهای تبلیغاتی آن ها سخنرانی های اکبر اعلمی بود.
در یکی از این سخنرانی ها، اکبر اعلمی در مجلس به این که بازیکنان تیم ملی «ستارگان پارسی» خوانده می شوند اعتراض می کرد. همیشه گفته ام که در آشفتگی های سال های اول پس از انقلاب، گروهی وارد قدرت شدند و همچنان هم هستند که میهن دوستان ایرانی با خوش سلیقگی آن ها را فرقه «پانترکالهی» نام نهادند. اینها کسانی بودند که با ژست های افراطی مذهبی بودن و انقلابی بودن توانستند در دستگاه های فرهنگی نفوذ کنند و چند دهه بر کلان ترین سیاست های فرهنگی اثر بگذارند.
یکی از روایت هایی که پان ترک ها برای چند سالی توانستند آن را با موفقیت جا بیندازند روایتی جعلی و دروغین از نزدیکی صهیونیسم و باستان گرایی ایرانی بود.
امروز که جمهوری باکو به شاخه ترک زبان صهیونیسم تبدیل شده و برای ما در بستر ارس سوره فتح می خواند، دم خروس فرقه پان ترک الهی بیرون زده است. اکبر اعلمی ده ها مقاله انتقادی درباره اسرائیل و صهیونیسم دارد و این رژیم را بارها و بارها محکوم کرده اما حتی یک مطلب درباره نفوذ صهیونیسم در جمهوری باکو و تهدیدهای امنیتی آن برای ایران ننوشته است.
اکبر اعلمی مطالب بسیاری درباره تاریخچه زبان ترکی در آذربایجان می نویسد اما حاضر نیست حتی یک جمله در این باره که این زبان در آذربایجان دقیقا چند سال قدمت دارد بنویسد. واقعیت این است که زبان ترکی در آذربایجان پس از مهاجرت ها و اعمال فشارهای نرم و سخت به وسیله مردم آذربایجان پذیرفته شد. برای چند صد سال زبان ترکی در آذربایجان زبان قدرت و مرکزیت بوده و طبیعی است که نخست اقشار فرادست و به دنبال آن ها اقشار فرودست این زبان را اقتباس کرده اند. هنوز باقیمانده های زبان آذری در برخی نقاط آذربایجان رواج دارد. درباره این که زبان ترکی در آذربایجان یک زبان جدید است این قدر مدرک و سند هست که نیازی به بحث بیشتری درباره آن نمی بینم.
اکبر اعلمی با کلی گویی کوشندگان پان ترکیست را هوادار ایران و ایده ایران می خواند و در پاسخ به کسانی که او و شرکت کنندگان در تجمع پان ترکیستی قلعه بابک را تجزیه طلب می خوانند می نویسد: «ماه همیشه پشت ابر پنهان نمیماند و بالاخره روزی حقایق آشکار میشود و مردم از دلایل تخریب شخصیت امثال بنده […] و یا نسبت دادن اتهامات مضحکی مانند همراهیام با جدایی طلبان که بصورت برنامهریزی شده توسط برخی مزدبگیران و جاهلان شایع میشد، آگاه میشوند».
او به منتقدان توهین می کند اما حاضر نیست درباره سر دادن شعارهایی مانند «تبریز باکو آنکارا، ما هارا فارسلار هارا»، و برافراشتن پرچم جمهوری باکو و ترکیه در این مراسم و بسیاری کنش های تجزیه طلبانه دیگر در این تجمع و دیگر تجمع های مشابه اظهارنگر کند. چطور می توان سخنان اعلمی درباره حق مردم برای برگزاری تجمع در قلعه بابک را صادقانه دانست در حالی که او هرگز حاضر نیست همین حق را برای کسانی که هفت آبان به پاسارگاد می روند به رسمیت بشناسد؟
در این چند ساله بارها و بارها هواداران تراکتورسازی علیه ایران شعار داده اند و خواستار ویرانی و تجزیه ایران شده اند. آن ها خلیج فارس را خلیج عربی می خوانند و سرنوشت یوگوسلاوی را برای ایران آرزو می کنند. اکبر اعلامی و آدم های همانند او هرگز حاضر به محکوم کردن چنین حرکات خائنانه ای نیستند.
در پنج سال گذشته حاکمان باکو و آنکارا بارها و بارها اظهارنگرهای گستاخانه ای درباره آذربایجان ایران داشته اند اما حتی یکی از صدها فرسته تلگرامی اعلمی به پاسخ به این یاوه گویی ها اختصاص نیافته است. چطور ممکن است اردوغان تلویحا تبریز را بخشی از کشور خود بخواند و علی اف خواستار تصرف تبریز شود و نماینده پیشین مردم تبریز ساکت بماند؟
سخنان اکبر اعلمی درباره وجود ۳۰ میلیون ترک زبان در ایران دقیقا همان چیزی است که پان ترک ها می گویند و هرگز نتوانسته اند برای آن مدرکی ارائه می کنند. اعلمی در همین فرسته اخیرش با گفتن این که در همه جای ایران ترک ها هستند، تلویحا می گوید از آن جا که ترک ها بسیارند و در همه جای ایران هستند، مملکت ایران کلا ترکی است!
خوشبختانه بساط پان ترکیسم در ایران در حال جمع شدن است. تصور من این است که پان ترکیسم در ایران تنها بیست سال دیگر عمر خواهد داشت. پان ترکیسم از روز اول بر تحریف تاریخ، دروغ، و فاشیسم (خنده دار است که یک پان ترک از اصطلاح فاشیست برای توصیف مخالفان خود استفاده می کند!) استوار بوده و این روزها این راهبردها دیگر خیلی کار آمدی ندارد. به این تغییرات، بحران هایی مانند بحران تست دی ان ای در ترکیه، آگاهی مردم شهرهای دیگر ایران به وجود پان ترکیسم و خطرات آن، آگاه شدن دستگاه های امنیتی به خطرات بزرگ پان ترکیسم، و غیره را بیفزایید. از همه مهمتر، رستاخیز نسلی از جوانان و نوجوانان آگاه در شهر تبریز و شهرهای دیگر آذربایجان است که با شجاعت پرچم مقابله با تجزیه طلبی را برافراشته اند و خدا بخواهد، بساط پان ترکیسم به وسیله همین جوانان جمع خواهد شد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید