نسخه پیچی با دستهای آلوده و چشمان بسته | رضا رئیسی

رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
چهل و هفتمین رئیس جمهوری ایالات متحده به سیاق هفت سلف پیشین خود، یکبار دیگر با زبان تهدید و ارعاب علیه جمهوری اسلامی ایران سخن گفت و در قالب نوشتاری در شبکه تروث سوشال به شکلی عریانتر از همیشه با بکارگیری عبارت: «We are locked and loaded» زبان به تهدید گشود.
حال سوال این است که این نحوه گفتار و بکارگیری عبارات تند و تیز علیه ایران آن هم در این برهه زمانی میتواند دال و نشانهای بر رویکرد تازه و تبعات غیر منتظره باشد و آیا دکترین تهاجمی؛ تخاصمی نئو محافظه کاران حاکم بر کاخ سفید علیه ایران دچار دگردیسی و نوپدیدی تازه شده است؟
برای تحلیل این گفتار باید مروری بر سابقه و عقبه مواجهه هیئت حاکمه ایالات متحده با ایران طی پنج دهه گذشته داشت و از طرف دیگر نگاهی گذرا به شیوه بیان و رفتارورزی شخصی دونالد ترامپ داشت و از سوی دیگر سوابق مداخلات اینچنینی و بازتاب های پیامدی آن را مروری کرد.
فقر شناختی حاکمان آمریکایی
در طول پنج دهه گذشته، می توان به دهها و صدها نمونه اشاره کرد که دال بر عدم آگاهی و فقدان شناخت حداقلی سردمداران سیاسی و حتی عموم مردم آمریکا از ایران و شرایط زیست اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مردمان آن دارد.
بسیاری از کسانی که به آمریکا سفر کرده و یا مراوداتی با مردم آن کشور داشتهاند، در واگویی مواجهات خود با تعجب و حیرت از عمق عدم آگاهی و اشراف حداقلی نسبت به بدیهیترین امورات زندگی ایرانیان گفتهاند، مانند اینکه بسیاری از مردم آمریکا فکر می کنند ایران صحرایی پر شن و ماسه است که مردم آن با شتر رفت و آمد می کنند و خیابان و ماشین و سینما و رستوران ندارند و به شکل بدوی زیست میکنند.
اوضاع در میان طبقه سیاسی آنان هم کم از این نیست. آنچنان که میت رامنی رقیب اوباما در مناظرات ریاست جمهوری نمیدانست موقعیت جغرافیایی ایران کجاست یا کمیته سیاست خارجی سنا در سال ۲۰۰۹ یک ایرانی فراری که مایه مسخره و مضحکه است، در گزارش خود به عنوان سومین شخصیت تاثیرگذار اپوزیسیون ایران در جهان اعلام کرد و موارد بسیاری دیگر که نشان میدهد، بر اساس تبلیغات چند دههای و سیاه نمایی مفرط رسانهای علیه ایران، در ایالات متحده شناخت حداقلی نسبت به ایران وجود ندارد و مع الاسف ما هم نتوانستهایم زبان گویایی در این زمینه داشته باشیم و بخش عمدهای از صحنه آرایی ضد ایرانی و اظهارات اینچنینی برآمده از عدم آگاهی و شناخت علیه ایران است و ترامپ نیز در همین چارچوب و قاعده پیرامون ایران به گزافه گویی میپردازد.
شخصیت نامتعادل یانکی آخرالزمانی
رسانه های فارسی زبان آن وَر آبی، مانور گستردهای روی اظهارات اخیر ترامپ داده و بکارگیری واژه «آماده باش کامل» از سوی وی را نشانه عزم جدی و دخالت بی چون و چرای آتی ترامپ علیه ایران دانستهاند.
حال آنکه هر کسی که یکبار پای سخنان او نشسته باشد، می داند، ترامپ در بکارگیری واژگان به هیچ روی ملاحظات مرسوم را رعایت نمی کند و یانکیوار ادبیات خاص به خود را دارد و بکارگیری یک لفظ خاص نه میتواند نشانه و دال بر اتخاذ یک راهبرد تازه باشد نه نافی رویکرد گذشته، در مجموع نمیتوان روی ادبیات گفتاری او متمرکز بود و از آن استنتاج ویژهای داشت.
و البته که ترامپ نشان داده شخصیت غیر قابل پیشبینی و منحصر به فردی دارد و در مواجهه با او هیچ گزینهای را از روی میز خارج نکرد، کما اینکه بر خلاف تمام قواعد متعارف و نظامند حاکم بر روابط بین الملل طی چند دهه اخیر، به ونزوئلا حمله کرده و به سیاق تروریستهای بین المللی رئیس جمهور ونزوئلا را ربود. او خود را یک منجی آخرالزمانی می بیند که ماموریت یافته دنیا را دگرگون کرده و بر اساس آنچه خود می پندارد، نظم و استقرار دهد.
تفاوت ایران و مردمان آن در نگاه به خارج
یکی از سه شعار اصلی بزرگترین انقلاب تاریخ معاصر جهان، «استقلال» بود. استقلال خواهی و استقلال طلبی ایرانیان در طول هزاران سال تهاجم و تخاصم طلبی بیگانگان به بخش لاینفک و ناگسستنی از هویت ملی و اصالت فرهنگی مردمان این سرزمین تبدیل شده، تا آنجایی که این گزاره را بیش و پیش از هر مانیفست و پارادایم و راهبردی بر تارک ذهن و جان انسان ایرانی حکاکی شده است.
با چنین عقبهای، اظهارات مداخله جویانه رئیس جمهوری آمریکا، به عنوان ابر قدرت جهانی و مصداق امپریالیسم کنونی و کشوری که استقلال خواهی انقلاب ۵۷ در اعتراض به دخالت آن شاکله گرفت و در همین اواخر نیز جنگی تازه علیه ایران کلید زد، نه تنها برای مخالفان نظام مستقر راهگشا نخواهد بود که دقیقا تاتیر معکوس گذاشته و حتی معترضان و منتقدان را نیز دچار ملاحظات خاص کرده و از بیم سو استفاده، بیگانگان مجبور به سکوت خواهد کرد.
و این درست نشانهای از عدم آگاهی و اشراف حداقلی حاکمان کاخ سفید نسبت به مردم ایران و شرایط زندگی و ملاحظات سیاسی و اجتماعی آنان است که در ابتدا اشاراتی به آن رفت.
در نهایت
درست است که وضعیت اقتصادی کشور نابسامان است و فشار مضاعفی با سقوط ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته بر مردم وارد میشود و بخشی از آن معطوف به ناکارآمدی و سیاست های غلط داخلی است اما هیچ ناظر منصفی نمیتواند منکر علت اصلی پیدایش این وضعیت باشد که چیزی نیست جز «تحریم»های ناحق و ظالمانه چند دههای که خود دونالد ترامپ با خروج از برجام و پیگیری راهبرد فشار حداکثری نقش عمده و بسزایی در پیدایش این وضعیت داشته و حال خود به مثابه گرگی است که در پوستین میش رفته و مدعی خیرخواهی و دلسوزی برای مردمی دارد که دستش تا مفرغ در رخداد اوضاع ناخوشایند موجود دخیل و آلوده است.
ترامپ و آمریکاییها باید بدانند که مردم ایران، مردمانی با تاریخچه گرانسنگ، فرهنگی استوار و عقبهای ممتاز و متمایز در میان ملل جهان هستند و نمی توان با زبان تهدید و تحقیر با آنان سخن گفت و انتظار گشایش و بهبود روابط داشت، این بازی منجر به نتیجه باخت-باخت برای طرفین است اما میتوان دیگرگونه دید و نگریست اگر عقلانیت و آگاهی میدانداری کند.
انتهای پیام





معلومه نویسنده نه درکی از ناظر داره نه از مفهومی به نام انصاف که البته این خوش بینانه ترین تعریف از این جناب است.