پویان فخرایی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
حضور پنجشنبه ۱۸ دی معترضان در خیابان و در پی فراخوان پهلوی، شوکه کننده بود.
این حضور غالبا توسط طبقه متوسط شهری رخ داد.
این حضور و فراخوان، بعد از به سمت آرامش رفتن موج اول اعتراضات، و با ملتهب شدن بازار ارز، که به تراستیها نسبت داده شد، رخ داد.
در تحلیل این حضور باید به عصبانیت جدی مردم از همه طبقات نسبت به گرانیها و سیاستهای اقتصادی دولت اشاره کرد که با روشن کردن کبریت حذف ارز ترجیحی و انجام جراحی اقتصادی در میانه جنگ بر انبار باروت این عصبانیت شعلهور شد.
از سوی دیگر با دخالت ترامپ و چشماندازی که او برای براندازی داد و وقایع ونزوئلا، مجموعا خیال(توهم) براندازی آسان یا تغییرات نسبی بدون هزینه را در ذهن بخشی از جامعه متبلور کرد.
سخنرانی آقای خامنهای در روز جمعه صبح به بهانه سالگرد قیام ۱۹ دی پاسخ به شوک روز اول و تلاش برای بسیج کردن و روحیه دادن بود.
حضور روز دوم به مراتب کمتر و برخوردها شدیدتر بود.
میتوان گفت خشونت جاری برای مردم متوسط معترض، سرکوب و حق تیر(به گفته سردار کوثری) از سوی پلیس و حملات متعدد به پاسگاهها و کشتن نیروهای پلیس و … ترساننده بود و بهعنوان عامل بازدارنده در روزهای بعدی عمل کرد.
وضعیت ایران در این سه روز نشان داد که فاصله ایران با سوریهای شدن تنها میتواند یک قدم باشد.
اتفاقی که در دو روز نخست رخ داد، بسیار فراتر از ظرفیت پهلوی و نتیجه سالها برنامهریزی سرویسهای اطلاعاتی خارجی برای برندسازی از پهلوی و خرج بودجههای رسانهای بسیار هنگفت در دو پروژه منوتو و اینترنشنال بود.
فراخوان روز سوم و چهارم توسط پهلوی بعد از حضور پرشمار معترضان در روز اول شعارهای عموم آنها به نفع پهلوی و تبدیل آن به حضور بسیار کم فروغ و ضعیف، اشتباه استراتژیکی بود که دلایل آن باید واکاوی شود.
بدون فراخوان روز سوم و چهارم پهلوی یک پیروزی مطلق به دست آورده بود و میتوانست این پیروزی را به یک جریان کشنده و آرام تبدیل کند اما اشتباه استراتژیک و آگاهانه او، این پیروزی را خدشه دار کرد.
دلیل این اشتباه آگاهانه، امید اپوزیسیون به انگاره یا حتی دقیقتر توهم دخالت تعیینکننده نظامی خارجی بود.
همچنین رضا پهلوی در مورد مسئولیت مرگ کشته شدگانی که در پاسخ به فراخوان او آمده بودند، گفت این یک جنگ است، درحالیکه در فراخوان خود از چنین وضعیتی سخن نگفته بود. این نشانهای از رویکرد غیراخلاقی حاکم بر این فراخوانها بود.
سکوت بعضی استانهای مرزی و شهرهای اقوامی که بهصورت سنتی با حکومت پهلوی مشکل داشتند، در دور دوم اعتراضات قابل توجه است.
ناتوانی یا نخواستن ترامپ از عمل به تهدیداتش علیه ایران هم برای خیالپردازان ایرانی یک عبرت است.
خوب یا بد، رضا پهلوی توانست مهر خود را بهعنوان یک اپوزیسیون پشتوانهدار بر مجموعه ناراضیان ایرانی بزند و با آوردن چند صد هزار ایرانی به خیابان سطح خود را از باقی اپوزیسیون جدا کند. اتفاقی که بدون برنامهریزی چند ساله سرویس جاسوسی اسرائیل و سوءاستفاده نیروهای داخلی از این سامانه، برای کنترل دیگر گروههای اپوزیسیون، ممکن نبود.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید