روایت شرق از جان باختن دو دانشجوی دانشگاه تهران: رها و آیدا

روزنامه شرق نوشت: دانشجویان در سـوگ هم کلاسی هایشان نشسته اند. بررسی های «شــرق» از منابع دانشــجویی نشان می دهد تعدادی دانشــجو در اعتراضات اخیر کشــته شــده اند و بیش از ۲۰ نفر هم بازداشــت شــده اند؛ این آمار در حالی اســت که وزارت علوم فقط کسانی را در آمارهایش به رســمیت می شناســد کــه در محیط داخلی دانشــگاه
جانشــان را از دست داده باشــند.
هرچند «حسین ســیمایی صراف»، وزیر علــوم، ۲۴ دی مــاه در حیــاط دولــت اعلام کــرد: «درجریان حوادث اخیر، در دانشــگاه هیچ کس کشــته نشــد و هیچ مأمــوری هم وارد دانشــگاه ها نشــد. برخی افراد در اغتشاشــات حضور داشــتند که بازداشت و مدتی بعد آزاد شــدند». جز این موضع گیری تا به حــال متولیــان دانشــگاه هیــچ اظهارنظــری دربــاره دانشــجویان جان باخته نداشتند.
چند دانشجو کشته شده اند؟
«دانشــگاه آزاد اســلامی» در روز دوشــنبه ۲۹ دی ماه در اطلاعیه ای خبر از کشته شــدن ۹ دانشــجو در روزهای اخیر داده اســت. با وجود مشــکلات اینترنت و ارتباطات، اسامی ۹ دانشــجو نیز توســط «شــرق» جمع آوری شــد:
۱- «آیداحیدری» دانشجوی علوم پزشکی تهران، ۲- «محدثه کیایی» دانشــجوی علوم پزشــکی دانشــگاه اراک، ۳- «احمدرضا قــادری» دانشــجوی دانشــگاه صنعتــی بابل، -۴ «پارســاصفار» دانشجوی دانشــگاه علوم پزشکی مشهد، -۵ «مبینا بهشتی» دانشجوی گرگانی، -۶ «زهرا بهلولی پور» دانشجوی دانشــگاه تهران، -۷ «علی زارعی» دانشجوی دانشگاه هنر، -۸ «آریانــا ارجمندی» دانشــجوی دانشــگاه بروجرد و -۹ «علیرضا رفیعی راد» دانشــجوی رشــته الکترونیک.
جز این افراد، شنیده ها از مســئولان وزارت بهداشت و وزارت علوم، خبر از کشته شــدن بیش از ۴۰ دانشــجو حکایت دارد. علاوه بر ایــن نزدیک به ۲۵ دانشــجو نیز هم اکنون در بازداشــت به ســر می برنــد. بــرای دریافت آمــار دقیق تر بایــد منتظر بازگشــایی راه های ارتباطی و بازگشــایی دانشــگاه ها بود وهمچنین خود دانشــجویان خبر از مفقود و بازداشت شــدن هم کلاسی هایشان بدهند.
اصابت تیر به قلب و ریه زهرا
«زهرا بهلولی پور» دوسـت داشــت «رها» نامیده شــود. او متولــد ســال ۱۳۸۲ و دانشــجوی زبــان ایتالیایی ورودی
ســال ۱۴۰۳ دانشــگاه تهــران بــود؛ دختــری که بــه گفته هم کلاسـی هایش با وجود مشکلات مالی، توانسته بود روی
صندلی دانشــگاه تهران بنشیند؛ دســتاوردی که دوام زیادی نداشــت.
محسـن، هم کلاسی رها، درباره شــب حادثه می گوید: «جمعه ۱۹دی ماه رها و چند دوستش به این نتیجه می رسند که خوابگاه امن نیست؛ به همین دلیل وسایل خود را جمــع می کنند تا به خانه یکی از دوستانشــان بروند. آنها نزدیک ســاعت ۱۹ به یکی از میادین شــهر می رســند که در آن ســاعت خالی از جمعیت بود.
وقتی رها و دوستانش به میدان می رسند، بوی شدید گاز اشک آور به مشامشان می رسد و ســپس گروهی با موتور به سمت آنها می آیند. در این میان رها و چند دوست او برای اینکه به آنها آسیبی نرسد، همدیگر را در آغوش می گیرند اما به سمت آنها شلیک می شود. پس از پایان شلیک ها، آن جمع اقدام به فرار می کنند تا اینکه یکی از دوستان، متوجه جاماندن رها می شود.
وقتی به سمتش برمی گــردد، می بیند در حــال خون ریزی اســت. بعدها در بیمارستان گفتند تیر به قلب و ریه او برخورد کرده است. آنها با بدن سرد و خونین رها به درون یک شیرینی فروشی می روند و برای احیای قلبی اش تلاش می کنند. اما آنها به نتیجه ای نرسیدند؛ بدن رها در حال سردشدن بود. یکی از دانشجویان در نهایت توانست یکی از موتورهای رهگذر را راضی کند تا او را به بیمارستان منتقل کنند، اما وقتی به بیمارستان می رسند تلاش پزشــکان برای زنده نگه داشــتنش بی نتیجــه ماند و او در ســاعت هشت و ۴۰ دقیقه شــب، تمام کرد.
دانشجویان شماره خانواده رها را نداشتند و وقتی شماره را پیدا کردند، ترسیدند با آنها تماس بگیرند. اما در نهایت ســاعت شــش صبح باخانــواده او تماس می گیرند و پدر و برادر رها به بیمارســتان می آیند.
«محســن» می گوید ظاهرا تحویل جســد سه روز طول کشیده است. مدیران دانشگاه تهران از این ماجرا خبردار شده اند: «دانشگاه از همان ســاعات اول درباره ِ اتفاق افتاده باخبر شــد و بر اساس چیزی که شــنیدیم، ریاست دانشگاه برای اقامت خانواده رها در تهران و تحویل جســد، اقداماتی کرده است».
«ســارا» در روز حادثه در کنــار «رها» بــود. او از افرادی است که با این دانشجو در حال ترک خوابگاه و رفتن به خانه
دوستش بود: «در آن روزها خوابگاه بسیار ناامن بود و اطراف خوابگاه اعتراضات جریان داشت. جمعه ۱۹ دی ما تصمیم
گرفتیــم خوابگاه را ترک کنیم و به خانه یکی از دوســتانمان که پدرش اســتاد دانشــگاه بود برویم».
او نیز صحنه شلیک به «رها» را دیده اســت و می گوید رها در بیمارستان به دلیل خون ریزی داخلی ناشــی از سوراخ شدن قلب و ریه جانش را از دســت داد. بــا این حال او می گوید آن شــب یکی دیگر از دوســتانش هم تیر خــورد: «یکی از دوســتان مان هم تیر خورد. من او را به بیمارســتان رســاندم و در نهایت صبح با حضور خانواده اش ترخیص شد. او هم آسیب شدیدی دیده بود».
«رها» ۲۴ دی ماه در فیروزآباد، شهری نزدیک شیراز، در آغوش خاک قرار گرفت.
آیدا در آغوش پدر جان باخت
در دانشــگاه علوم پزشــکی تهران، دانشــجویان عزادار «آیدا حیدری»، هم کلاسی خود هســتند؛ دختری که ورودی سال ۱۴۰۱
رشته پزشــکی بود.
رحمان، که از هم کلاســی های اوست، به «شــرق» می گویــد: «آیدا دانشــجوی فعالی بــود. او دبیر کانون کتابخوانی دانشگاه و از اعضای انجمن اسلامی بود. در شب یلدای امسال، کانون او برنامه شب یلدا برگزار کرد».
«رحمان» روایتی که از خانواده «آیدا» درباره کشته شــدن او شــنیده را تعریف می کند، روایتی مربوط به جمعه ۱۹ دی ماه: «آیدا و خانواده اش به مقصد خانه مادربزرگش در حرکت بودند که با تیراندازی مواجه شــدند. آنها برای پناه گرفتن به ســمت پارکینگ خانه ای می روند. پس از مدتی، عابری به آنها اطلاع می دهد تیراندازی تمام شــده و آیدا و پدر او جلوتر از ســایر اعضای خانواده از پارکینگ خارج می شوند. اما وقتی به خیابان می رســند، دوباره تیراندازی شــروع می شود. به آیدا ســه تیر برخورد می کند. یکی از تیرها به بازوی او اصابت می کند و پس از گــذر از بازو، به قلــب او می رســد».
«رحمان» می گوید خانــواده و مردم آیدا را به بیمارستان پیامبران می رسانند اما در بیمارستان نتوانستند برای زنــده ماندنــش کاری کنند: «در بیمارســتان یک بار احیا می شود و بــه زندگــی برمی گــردد امــا دوام نیــاورد و از دنیــا رفت».
او می گوید دانشــگاه علوم پزشکی هیــچ کمکی به خانــواده نکرد: «من نشــنیده ام حتی دانشــگاه تماســی گرفته یــا اقدامی برای خانواده کرده باشد».
هم کلاسی این دانشــجو با رد هرگونه ادعا مبنی بــر فعالیت سیاســی آیدا می گوید: «آیدا بارها به خود من گفته است که با هیچ گروهی سر سازش ندارد و عضو هیچ حزب و دسته ای نیست»
انتهای پیام





رفتار دانشجو در خارج دانشگاه به خودش مربوطه در جمع اختشاشگران حضور داشتن چه معنی می دهد من دوفرزندم در دانشگاه تهران وامیر کبیر درس می خوانند برایشان هشدار داده بودم بعد از ظهر دانشگاه ترک کرده به منزل بروید چون سس خرسی فراخوان داده بود بدون اتفاق نمی شد از روز چهار شنبه دانشگاه و خیابان را ترک کرده بودند هیجانات جوانی کار دست خود و خانواده های بیچاره می دهد
آقای الخلجی! اصلا خوندی گزارشو؟؟ این دو دانشجو به روایت دوستاشون، اصلا تو تجمع نبودن! یکیشون داشته میرفته خونه دوستش، یکی هم با خانواده اش میرفته خونه مادربزرگش! این چه منطق بی ربطیه که شما میگی چون فلانی فراخوان داده و نا امنه، پس نریم بیرون چون نا امنه!! مردم زندگی نکنن چون یه آدم معلوم الحال از اون ور دنیا فراخوان داده و تیر از غیب!! ممکنه به مردم بخوره؟؟ شما چه منطقی دارین؟ چرا به جای اینکه به بیرون بودن این دو دانشجو گیر بدین، نمی پرسین که چه کسی شلیک کرده؟ چرا پیگیری نمیکنن که قاتل این بچه ها پیدا بشه که اینها اصلا جزو تجمع نبودند و مظلومانه کشته شدند…
بابا چرا بعد از شورش های بعد از کشته شدن جورج فلوید حتی یک نفر کشته نشد
تازه پلیس قاتل هم به ۴۰ سال زندان محکوم شد
حالا منتظر محکومیت هستیم
جوانان فریب خوردند قبول کردیم
ولی شیطان چرا شما را فریب داد تیراندازی کنید