امرِ مهم سیاست و بُت‌های ذهنی ما

محمدعلی عبدالهی، استاد فلسفه دانشگاه تهران، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

مدعای من دراین یادداشت این است: تنها راه نجات کشور از وضعِ انشقاق سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و دینی درهم شکستن بت‌های ذهنی است. مقدمه زیر را پیش می‌کشم تا بر مدعا واستدلالِ خود نور بیشتری بتابانم:

سیاست در معنای دقیق‌اش تدبیر امور جامعه بر پایه خردورزی است. مفهوم سیاست- از بختِ بدِ ما- مانند بسیاری از مفاهیم محترم و مقدس انسانی به سطحی بسیار نازل فرو افتاده معنای دقیق خودرا ازدست داده است. فیلسوفان گفته‌اند- و چه خوب گفته‌اند – که انسان در صورتی خردمند است که به داوریهای خرد در نظر و عمل تن دهد. سیاستِ جامعه خود را بر پایه خردورزی سامان بخشد.

هنرِانسان خردمند این است که بایدها و نباید هایش را در نظر و عمل بر پایه خرد ورزی ونه بر اساس عواطف و احساس هایش بنا می‌کند. معنای این سخن این نیست که انسانِ خردمند احساسات و عواطف ندارد. مقصود این است که انسانِ عاقل لگام احساسات و عواطف خود را به دست خرد می‌سپارد تا به بت‌های ذهنی او بدل نشوند.

اسپینوزا دانای غربیان به درستی گفته است انسان در صورتی به سعادت می‌رسد که از حیات عقلانی برخوردار شود. حیات عقلانی درصورتی فراچنگ انسان می‌آید که به مقام انتخاب و اختیار دست یابد. انسانِ مختار از درون وبیرون آزاد است. انسان باید تلاش کند (کناتوس) در جبر درونی وبیرونیِ عواطف و احساسات خود گرفتار نیاید.

آنچه در آموزه‌های دینی زیر نام “حیات طیبه” آمده در حقیقت همان حیات مبتنی بر خردورزی است با این افزودهٔ بسیار مهم که در اینجا خرد راه پر پیچ وخم خود را در روشنایی وحی پیدا می‌کند. نوری که وحی بر خرد می‌تاباند سبب می‌شود که انسان دردام جزم اندیشیِ خرد محور و سکولاریزم عمل محور نیفتد.

در حیات طیبه عواطف واحساساتِ انسان نفی نمی‌شود بلکه زیر فرمان خرد درمی آید. مقصود من از بت‌های ذهنی شاکله‌های صُلب و سختی است که ریشه در خردورزی ندارند. ذهن انسان را بر روی هر تغییری می‌بندند. انسانی که دربند عواطف و احساسات گرفتار آمده چون موجودِ کر و کوری است که حقیقت را نمی‌بیند و نمی‌شنود. بت‌های ذهنی هرچند در نوع بسیار اند بیشتر آنها، اما، در عواطف و احساسات ما ریشه دارند.

من از این مقدمه می‌خواهم نتیجه‌ای در باب مسائل اکنون و امروز جامعه ایران بگیرم. نکته‌های زیر شاید مقصود را روشن کند:

۱. وطنِ عزیزِ ما ایران امروز زخمی و داغدار است. زخمیِ تیرهای کینه و نفرت از درون و بیرون. زخمیِ بت‌های ذهنی. تنِ مجروح مامِ وطن از هر زمان دیگری بیشتر به تیمارِ فرزندان برومند خود نیاز دارد. وطن مشتی خاک نیست که ما را دربر گرفته باشد. وطن چیزی جُز ما و افکار ما نیست. این مادرِ کهنسال، اکنون دردام بت‌های ذهنیِ فرزندان جوان خود گرفتار آمده است.

بت‌های ذهنی ما چنان انشقاقی در ساحت‌های مختلف زیست کنونی پدید آورده است که فهم ودرک مشترک را از ما گرفته است. شکاف نسلها حقیقتی انکارناپذیری است اما به صرافت طبع نباید مانع گفتگو و درک مشترک باشد. تمام دوگانه‌های کاذبی که حیات ما را به دوپاره تقسیم می‌کنند نتیجه بتهای ذهنی است. بحران بت‌های ذهنی مسئله اصلی ما است. پاک کردن صورت مسئله هرگز به حلِّ ان کمک نخواهد کرد.

هرچه از پیامدهای زیانبار بتهای ذهنی بنویسیم کم است. کمترین کاری که با ذهن انسان می‌کند راه گفتگو را می‌بندد. نقطه‌های مشترک را ازبین می‌برد. دیوار برداشت بد و بد برداشت را بلند و بلندتر می‌کند.

۲. سیاست ورزی آنگونه که در سپهرِ سیاستِ ایران ظهوریافته از خرد پیروی نمی‌کند. دربند بت‌های ذهنی فلان و بهمان شخص و جناح گرفتار است. منافع ملی در این میان جایی ندارد. کار سیاستِ (تدبیرِ) جامعه به دست کسانی افتاده که اگر از کشته پشته بسازند باز هم دست از لج و لجبازی بر نمی‌دارند. نمونه‌ها بسیار است.

از واژه ” بت‌های ذهنی”، شاید، ذهن به دلخواه چنین برداشت کند که باورهای نسل گذشته چنان صلب و خشک‌اند که فرصت هرگونه تغییر را از جامعه گرفته‌اند. این برداشت نادرست است. من از بت‌های ذهنی دوگانه کاذب ” قدیم وجدید”،” سنت و مدرنیته” را قصد نکرده‌ام. آنچه اکنون و اینجا به بت‌های ذهنی جوانان تبدیل شده از قضا همین ارزش‌های صلب وخشک دوره جدید وهمین دوگانه‌های کاذب است.

۳. تنها راه نجاتِ وطن شکستن بت‌های ذهنی، از هرسو، است. به گفته مولوی:

بمیرید بمیرید وزاین نفس ببرید
که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه وامیرید

درهم شکستن بت‌های ذهنی گشودگی به سخن حق شرط لازم وکافی برای برون رفت از وضع کنونی است. وضع وحال ما اکنون به موجودهای حق به جانبِ نسخه پیچ – از بیرون و درون – نیاز ندارد. آنچه نیاز آنی ما است پرهیز از وِراجی، پرگویی و نصیحت است.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا