در اندیشه امام علی «عدالت» ملاک تعیین کننده صعود یا سقوط رهبران جوامع است/ امروز در کشور ما «عدالت راستین» کمتر دیده میشود

شفقنا- آیت الله کاظم قاضی زاده، استاد درس خارج حوزه علمیه قم بیان کرد: عدالت علوی، عدالتی است که از نفس حاکم آغاز میشود و تا ساختارهای کلان اجتماعی امتداد مییابد؛ عدالتی که هیچ استثنایی برای خودیها قائل نیست و معیار آن، همواره ضعیفترین اقشار جامعه است.
وی تأکید کرد که در اندیشه امام علی علیهالسلام، حکومت نه غایتی مستقل بلکه ابزاری برای اقامه حق و دفع باطل است؛ ابزاری که اگر با عدالت همراه نباشد، ارزشی کمتر از یک کفش کهنه دارد. روح مردمی حکومت امام علی علیهالسلام، یکی از بنیادیترین مؤلفههای حکمرانی علوی است که در آن، اطاعت مردم تنها پس از انجام وظایف حاکم در قبال مردم و با تکیه بر اراده و آراء عمومی معنا مییابد.
متن گفت وگو با آیت الله کاظم قاضی زاده رییس موسسه فهیم را می خوانید:
عدالت در نگاه امام علی(ع) صرفاً یک فضیلت اخلاقی بود یا بنیان اصلی حکومت و سیاست؟
در نگاه امام علی علیهالسلام عدالت جایگاه بسیار برجستهای داشت و در چشم امام علی، عدالت بس بزرگ بود، همچنان که ظلم و ستم در دیدگاه ایشان بس زشت و حقیر مینمود؛ هم خود از ظلم به دیگران پرهیز داشت و هم از شنیدن ظلم دیگران برمیآشفت. حضرتش مرگ مسلمان را در اثر شنیدن ظلم یک سرباز بر یک زن غیرمسلمان سزاوار میدانست و در بیانی بسیار حماسی، حضرتش فرمودند که «به خدا اگر شب را روی اشترخوار بیدار بمانم، در حالی که به طوقهای آهنین گرفتارم به این سو و آن سو مرا بکشند، خوشتر دارم تا روز رستاخیز در حالی خود خداوند و رسول را ملاقات کنم که بر یکی از بندگان ستم کرده باشم و یا اندک چیزی را ناروا گرفته باشم.» پس در نظر امیرمؤمنان، عدالت بالاترین فضیلت بلکه موجب صعود یا سقوط رهبران جوامع هم میباشد.
در بیان دیگر، حضرت علی(ع) فرمودند: «أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِیَ وَ هَدَى وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ؛ بدان که برترین مردم نزد خداوند، رهبر عادلی است که هدایت شده و دیگران را هم هدایت میکند و بدترین مردم در نزد خداوند، رهبر ستمگری است که خود گمراه است و دیگران را هم به گمراهی میدارد.» لذا میشود با توجه به مجموعه بیانات امیرمؤمنان، عدالت را یک بنیان و اصل اساسی دانست که حتی در مقایسه با فضایل دیگری چون جود و بخشندگی رجحان دارد. امیرمؤمنان عدالت را در عرصه اجتماع بالاتر میداند و عدالت را موجب قرار گرفتن هر چیز در جای خود و یک تدبیر عام و فراگیر در مقایسه با جود و بخشندگی میداند.
چرا امام علی(ع) عدالت را حتی به قیمت از دست دادن قدرت و حمایت سیاسی ترجیح داد؟
برای امام علی علیهالسلام، حکومت و به دست گرفتن قدرت یک امر اصیل و یک هدف اساسی نبود، بلکه قدرت را برای خدمت، عدالت، دفع ظلم و برای پیشبرد اهداف عالیه انسانی و اسلامی قبول داشت؛ لذا در یکی از خطبههای نهجالبلاغه، وقتی که ابنعباس به امیرمؤمنان علیهالسلام در منطقه ذیقار وارد شد و حضرت مشغول وصله زدن به کفش خودشان بودند، امام از ابنعباس سؤال کردند که قیمت این کفش من چقدر است؟ ابنعباس جواب داد که قیمتی ندارد، سپس حضرت فرمودند: «وَ اللّهِ لَهِیَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِمْرَتِکُمْ إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقًّا، أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا »؛ به خدا قسم که این کفش بیقیمت برای من محبوبتر است از فرمانروایی بر شما مگر اینکه حقی را بتوانم اقامه کنم و باطلی را بتوانم دفع کنم.
این نشانگر این است که حضرت به حکومت ارزش ذاتی قائل نبودند و روشن است که عدالت را به قیمت از دست دادن قدرت و حمایت سیاسی ترجیح میدادند.
مهم ترین اولویت حضرت علی(ع) «حقخواهی و دفع باطل» بود
با توجه به مجموعه حرکتهایی که حضرت علی(ع) داشتند، میتوان به این نکته واقف بود که مهمترین چیز در دیدگاه ایشان حقخواهی و دفع باطل بود؛ لذا هیچموقع با وسیله نامطلوب و باطل حتی مسیر حق را هم نمیخواستند بپیمایند.
ایشان در توبیخ اصحابشان که در جنگ حاضر نمیشدند و بهانههایی میآوردند، حضرت اول نسبت به نوع تعاملات آنها و عدم اطاعت از فرماندهی در جنگ اشاراتی داشتند و آنها را تشبیه کردند که مانند جامه کهنهای هستند که اگر از یک جایی پارگی آن را بدوزند، از جای دیگر پاره میشود؛ به آنها گفتند هر بار که طلایه لشکر شام از دور پدیدار گردد، هر یک از شما به خانه خود میگریزد و در را به روی خود میبندد، همانند سوسماری که از بیم در سوراخ خود پنهان میشود، شما نیز به سوراخ خود میخزید. سپس حضرت فرمودند: «وَ إِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یُصْلِحُکُمْ وَ یُقِیمُ أَوَدَکُمْ وَ لَکِنِّی لَا أَرَى إِصْلَاحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی»؛ میدانم داروی درد شما چیست و این کجی را چگونه راست توان کرد، ولی نمیخواهم به قیمت افساد و تباهی خودم شما را اصلاح کنم. یعنی حتی در این جهت که لشکر خود را از سستی بازدارند، حضرت دنبال این نبودند که کار خلاف حق و عدل انجام دهند و همواره به دنبال آن بودند که کاری انجام بدهند که مطابق با عدالت راستین باشد.
تفاوت عدالت علوی با عدالتِ شعاری یا گزینشی در حکومتها چیست؟
حضرت علی(ع) عدالت را از نفس خود و از شخص خود شروع کردند
عدالت علوی، عدالت واقعی بود؛ لذا حضرت علی(ع) عدالت را از نفس خود و از شخص خود شروع کردند، برخلاف کسانی که مدعی تبعیت از امام علی(ع) هستند، اما در زندگی شخصی خود و در بهرهمندیشان از امکانات بیتالمال، خود را با شاخص عدالت نمیسنجند. حضرت علی علیهالسلام اینگونه نبودند و میگفتند که هر کسی که میخواهد پیشوای مردم باشد، اول باید به تعلیم نفس خود بپردازد و وقتی بندگان محبوب خدا را توصیف میکردند، میفرمودند که « قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَکَانَ أَوَّلَ عَدْلِهِ نَفْیُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ یَصِفُ الْحَقَّ وَ یَعْمَلُ بِه»؛ آنکه مراعات عدالت را بر خود لازم گرفته است، و نخستین عدل او زدودن هوى از نفس خویش است.حق را توصیف می کند و به آن عمل می کند .
جالب است که در این جهت، چون در مسیر رسیدن به عدالت کامل بودند، اینگونه میفرمودند که خداوند بر ائمه عدل واجب کرده است که زندگی خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا تنگدستی مستمند فقیر، او را به هیجان و طغیان نیاورد؛ سوگمندانه باید گفت در حال حاضر در جامعه ما بهراحتی مسئولان بلندپایه از حقوقهای ۷۰ میلیون تومانی، ۸۰ میلیون تومانی در سطوح مدیریتی بالا بهرمنداند، در حالی که خودشان میدانند غالبا حقوق کارگران و کارمندان دونپایه دولت زیر ۲۰ میلیون تومان است. اگر قرار بود که اینان از خود شروع کنند و به پیام امیرالمؤمنین علیهالسلام پایبند باشند، حضرت میفرمایند: « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَى أَئِمَّهِ الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النَّاسِ کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُه»، خداى متعال بر پیشوایان بر حق، واجب فرموده است که خود را با مردم ناتوان برابر نهند، تا فقر و تنگدستى، فقیران را به شورش واندارد.
کاش روحیات که در اوایل انقلاب بود استمرار می یافت. در آن سالها، گاهی یک خدمتکار یا کارپرداز وزارتخانه بر اساس سابقه کار، تعداد فرزندان و شرایط زندگی، بیش از وزیر آن وزارتخانه حقوق میگرفت، متاسفانه اکنون در آرزوها باید به دنبال چنین چیزی گشت.
عدالت علوی چنین عدالتی است که نهتنها نسبت به شخص خودش، نهتنها نسبت به فرزندان خودش، نهتنها نسبت به مسئولان، بلکه به همه کسانی که به نوعی وابسته به حاکمیت هستند، این چشم یکسان و عدالتبین رعایت میشود و فرق آن با عدالت حکومتهای دیگر این است که حاکمان و حکومتهای دیگر موارد مربوط به خودشان را استثناء میکنند؛ وقتی میخواهند امکانات حاکمیت را تقسیم کنند، بخشی را به ناحق بیش از بخشهای دیگر مورد توجه قرار میدهند. سوگمندانه باید گفت امروز در کشور ما این عدالت راستین کمتر دیده میشود؛ وقتی فصل تصویب بودجه میرسد، مثلاً بودجه دفتر ریاست جمهوری، بودجه سازمان برنامه و بودجه، بودجه مجلس شورای اسلامی، بودجه شورای نگهبان به نوع دیگری مورد توجه قرار میگیرد. مقدار افزایش سالانه این سازمانها بیشتر است، چون اینها در حقیقت هر کدام به نوعی در تصویب بودجه مؤثرند. نهادها و موسساتی که مورد عنایت مقامات عالی رتبه هستند یا وصل به یک عضو موثر شورای کذا و نماینده کذا هستند بصورت آشکار و پنهان از کمک های سرشار بودجه عمومی بهره می برند.
نگاهی به نوع تصویب بودجه و مقدار افزایشهایی که در سالهای مختلف داشته است، نشان میدهد که برخلاف نهادها و ارگانهای دیگر که آنها هم احتمالاً با همین مشکلات این نهادها یا با همین توسعهها مواجه هستند، برای آنها هرگز چنین توسعهای نبوده است و این خود چیزی جز عدالت گزینشی نیست. اگر قرار باشد مثلاً کارخانههای مربوط به برخی از نهادهای حاکمیتی را از مالیات معاف کنیم، روشن است که عدالت در مورد مالیات رعایت نشده و همین معاف کردن برخی از کارخانهها از مالیات سبب میشود که کارخانههای دیگر که در دست بخش خصوصی است، نتوانند رقابت جدی با آنان داشته باشند و کمکم ورشکسته و مضمحل شوند. معافیت های مالیاتی دانه درشت ها بخشی از ناترازی بودجه را سبب می شود اما چون وابسته به نهاد های خاص و یا اشخاص متنفذ در مراگز تصمصم گیری هستند از حاشیه امن برخوردارند.
کدام بخش از سیره علوی بیش از همه برای جامعه امروز ما مغفول مانده است؟
به نظر میرسد یکی از مهمترین نکاتی که از حکومت امام علی(ع) در جامعه ما مغفول مانده است، روح مردمی حکومت امام علی علیهالسلام است. درست است که امام علی، قبل از آنکه با بیعت مردم و اصرار آنان به خلافت ظاهری جامعه اسلامی برسد، به خاطر نصب الهی به ولایت از جانب پیامبر عظیمالشأن اسلام، ولیّ جامعه اسلامی بوده است و حداکثر آن است که این بیعت و همراهی مردم را مشروعیت دومی نسبت به ولایت ایشان و حکومت ایشان بر جامعه میدانیم، اما در شیوه تصمیمسازی، امام علی(ع) حکومتی منطبق بر تمایلات و آراء مردم داشت و از تحمیل بر آنان و لو در جایی که مردم در خطا بودند پرهیز می کرد و خود به صراحت میفرمود که «ألا وَ إِنَّ لَکُمْ عِندِی أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ سِرًّا إِلَّا فِی حَرْبٍ، وَ لَا أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْرًا إِلَّا فِی حُکْمٍ؛ بدانید حق شماست بر من که رازی را از شما نپوشانم مگر در جنگ و بدون مشورت با شما کاری را نکنم، مگر در قضاوت و یا در حکم الهی و درباره دستورات دین.» چنین چیزی به عنوان مقدمه درخواست اطاعت مردم در نظر گرفته شده است؛ لذا حضرت در ادامه میفرمود که : حق شما این است که در برابر حق در نزد من یکسان باشید، سپس در ادامه: «فاذا فعلت ذَلِکَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَیْکُمُ النِّعْمَهُ وَ لِی عَلَیْکُمُ الطَّاعَهُ»؛ بعد از آن است که من چنین کردم، خداوند بر شما حق نعمت خواهد داشت و من بر شما حق طاعت. این روح حکومت علوی است؛ یعنی حکومت علوی اطاعت مردم را بعد از انجام وظایف خود در برابر مردم و بعد از اینکه تصمیمسازیها با اراده مردم و توجه به یکسان بودن مردم در برابر قانون و حق شکل میگیرد، می طلبد. یعنی حکومت تا قبل از انجام وظایف خود حق درخواست همراهی و طاعت مردم را ندارد.
به نظر میرسد ما بخشی از مطالب را از امیرمؤمنان و سیره ایشان گرفتهایم و بخشی را فراموش کردهایم؛ زیاد میگوییم که مردم وظیفه اطاعت از حکومت را دارند، اما نمیگوییم که حکومت وظیفه تصمیمسازی بدون توجه به آراء مردم را ندارد. خودمان به سلیقه خود تصمیم میگیریم، خودمان بر اساس نظرات و آراء اقلیت جامعه تصمیم میگیریم و هزینه آن را بر همه جامعه و بر اکثریتی که موافق نیستند، تحمیل میکنیم.
امروز جامعه ما از روح مردمسالاری خارج شده است
امروز جامعه ما از روح مردمسالاری خارج شده است، چرا که در برخی تصمیمسازیهای مهم جامعه به نظر میرسد اکثریت مردم مخالف هستند و حتی به سازوکاری که در قانون اساسی پیشبینی شده که در مسائل مهم با مراجعه به آراء عمومی تصمیمگیری شود، هرگز در این سالها مراجعه نشده است. روشن است که بر اساس سیره علوی تصمیمگیریهایی که به اقتصاد کشور اثر مستقیم میگذارد و مثلا مردم را به زیر خط فقر میبرد، حتماً باید با رضایت مردم باشد. همانطور که در سؤال قبل جواب دادم، حضرت علی(ع) به مردم گفتند؛ میدانم چگونه شما را در مسیر جنگ با دشمن قرار بدهم، اما نمیخواهم با زور چنین کاری انجام بدهم.
به نظر میرسد مهمترین مسئله این است که ما از روح حکومت علوی، که همان توجه به خواست مردم و توجه به نظر مردم در تصمیمسازیهای کلان است، بیتوجه بودهایم و این بخش مغفول مانده است.
