«قلم» ؛ در سوگ چهل روز غم! | هادی سروش
حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:
چهل روز از حادثه اندوه بار دی ماه ۱۴۰۴ و ریخته شدنِ خون های زیادی گذشت.
صاحب این قلم آنچنان در اندوه غوطه ور شدکه توان نوشتن نیافت مگر در روزهای اول در تقدیر از ملت شایسته ایران عزیز.
در این سوگ ؛ قلم ها باید با نوشتن ، در مسیرِ اداءِ دِینِ خود بوده و از رسالت دینی و یا اخلاقی خود غافل نباشند.
اول ؛ بحثِ مسئولیت است ؛
قبول مسئولیت ، یعنی ؛ قبول مورد سوال بودن و بالاتر ؛ قبول زیر سوال بردن . آنچه برای آنان در قیامت است که مسئولین را نگه میدارند و از آنان سوال می کنند و زیر سوال می بردشان که در قرآن فرمود: وقفوهم انهم مسئولون . (سوره صافات ۲۴) ، در لحظه لحظه این مسئولیت در دنیا ، سوال باید باشد و بهترین سوال کننده و زیرسوال بردنده ‘افکارعمومی’ است.
مسئولیت مسئولین محترم جمهوری اسلامی طبق قانون ؛ ترتیب زندگی فاخر برای همه شهروندان است. در زندگی فاخر ؛ رفاه ، احترام به فرهنگ و مذهب ، آبرومندی شخصی و ملی ، ارزش پول ملی ، آموزش و بهداشت ، بهرمندی از حقِ اطلاع و اخبار داخلی و خارجی است .
اگر این موارد آسیب ببیند ، جای اعتراض برای ذی حق که مردم هستند به دلیل اخلاق و عقل باید محقق باشد.
دوم ؛ بحثِ مسئولیت نسبت به خون
بحثِ خون ، بحث مهم و مهم از زاویه همه نگاه هاست . نگاه دینی ، نگاه عقلی ، نگاه اخلاقی ، نگاه حقوقی و نگاه عاطفی . پس انتظار نداشته باشند که دینداران ، عقل مداران ، اخلاق پیشگان و دلهای عطوف و رئوف از ماجرای خون بگذرند و خاموش باشند.
در آیات نصوص دینی تعبیراتى درباره ریختن خون بى گناهان آمده که شبیه آن در هیچ موضوع دیگرى دیده نمى شود: طبق آموزه قرآن عزیز ؛ «ریختنِ یک خونِ بی گناه ، مساوی با خون همه انسانهاست ، مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْس أَوْ فَساد فِی الاَْرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعاً» (مائده / ۳۲)
و برای قاتل جهنم ، جاودانگی در عذاب و غضب خدا و لعنت را قرار داد ، چنین فرمود : «مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَغَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً» (نساء/۹۳)
کسى خدمت رسول خدا (ص) رسید و عرض کرد: اى رسول خدا کشته اى در مسجد جُهَیْنه افتاده است. پیامبر برخاست و حرکت کرد تا به مسجد آنها رسید. هنگامى که مردم این سخن را شنیدند در آنجا اجتماع کردند پیامبر فرمود: چه کسى این فرد را کشته است؟ عرض کردند: اى رسول خدا نمى دانیم. عرض کرد: کسى در میان مسلمانان کشته شود و قاتل او معلوم نباشد؟ قسم به خدایى که مرا مبعوث به حق کرده است اگر تمام اهل آسمان ها و زمین شریک خون مسلمانى باشند و راضى به آن شوند همه آنها را به صورت در آتش دوزخ خواهد افکند . ؛ وَاللهِ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَالاَْرْضِ شَرِکُوا فِی دَمِ امْرِئ مُسْلِم وَرَضُوا بِهِ لاََکَبَّهُمُ اللهُ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِی النَّارِ أَوْ قَالَ عَلَى وُجُوهِهِمْ».(بحارالانوار؛ج۱۰۱ص۳۸۳)
عجبا ! امیرالمومنین (ع) در بحبوبه صفین سخن از اصلاح و آرامش و حفاظت از ‘خون’ دارد ؛ «اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِنَا وَ بَینِهِمْ وَ اهْدِهِمْ». (نهج البلاغه ؛ خطبه۲۰۶)
و خود آن جناب به مالک اشتر نوشت؛
«اولا ؛ مبادا خون به ناحقی ریخته شود.
ثانیا ؛ خون دامنه حاکمیت را جمع میکند .
ثالثا ؛خدا در قیامت ، خود مستقیم ورود در تقاص خون را دارد.
رابعا ؛ توسعه سیاسی را با خون رقم مزن» ؛ «إِیَّاکَ وَالدِّمَاءَ وَسَفْکَهَا بِغَیْرِ حِلِّهَا، فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ أَدْنَى لِنِقْمَه، وَلاَ أَعْظَمَ لِتَبِعَه، وَلاَ أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَه، وَانْقِطَاعِ مُدَّه، مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ بِغَیْرِ حَقِّهَا. وَاللهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَیْنَ الْعِبَادِ فِیمَا تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ؛ فَلاَ تُقَوِّیَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَم حَرَام..» (نهج البلاغه نامه ۵۳)
وسوم ؛ بحث وظیفه امروز و راه حل است
وظیفه امروز ؛ قدم در مسیر اصلاح واقعی آسیب ها و امور کشور و مردم است؛
یکم ؛
مسئولی که نمیتواند در بزنگاه ها و شرایط پیچیده سیاست های داخلی و خارجی بر موارد فوق که حق ملت است ، تشخیص صحیح و کارآیی درست داشته باشد طبق آموزه نهج البلاغه باید کنار رود و صریحا اعلام کند ؛ من توان ارزیابی درست از شرایط بگونه ای که دلها همراه باشد و تشتت افکار را جمع کنم ، ندارم! امیرالمومنین (ع) که خود ؛ اقوی و اعلم به زمان بود ، ورود در حوزه سیاست را چنین معرفی فرمود : “دَعُونِی وَ الْتَمِسُوا غَیْرِی فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ علیه العقول» .( خطبه ۹۱)
دوم ؛
«خون به حق ریخته شده» باید وجوه شرعی و حقوقی آن بصورت واضح به افکار عمومی عرضه شود و آنقدر استدلال و شواهد محکم و متقن باشد که مورد قبول و تمیکن تمام نگاه ها قرار گیرد . و «خون به ناحق ریخته شده» باید بعد روشن شدن با جبران خسارات وارده و بدون لکنت زبان با همه وجود عذرخواهی شده و عوامل ذی ربط از جایگاه مربوطه کنار روند. این حداقلی است که در اخلاق و حقوق و فقه مدون است.
و مهم ؛«اتیام زخمی» است که از این خون ها بر دلها نشسته است. نگاهِ تأسی گونه به سیره پیامبر رحمت (ص) و امیرالمومنین (ع) در مواردی که خونی بحق و به ناحق ریخته می شد ، ضروری است.
سوم ؛
«تغییر» است. تغییر در تمام مناسباتی که مورد توجه مردم است. تغییر در سیاست هایی است که مورد رنجش مردم قرار گرفته است . این تغییر؛ شاملِ تغییر در سیاستهای آموزنِ منفی داده در سیاست خارجی ، و در اقتصاد است تا رفاه مردم تامین شود. و نیز تغییر اساسی در سامانه امنیت کشور و پر کردن حفره های احتمالی نفوذ ، و تغییر در مسیر رسیدنِ به مسئولیت هاست تا از یک سو افراد لایق مسئولیت، از این حق محروم نباشند و از سویِ دیگر بساط تملق ها و دورغ هایِ احتمالی و قدرت طلبی ها و تیغِ حذف شایستگان در پیشگاه ملت ، برای همیشه جمع شود.
چهارم؛
تردیدی نیست ؛ «اکثرِ ایرانیان دل در گرو ایران آباد و متمدن و حفظ فرهنگ و مذهب» دارند . این مهم با ورود جنایت پیشگان و مستبدانِ خارجی شناسنامه دار که در استبداد و تباهی و خونریزی و بد اخلاقی حرف آخر را زده اند، در تعارض ، بلکه در خطر است!
ما موظف به مانع شدنِ ورود آن جنایت پیشگان خارجی هستیم تا ایران عزیز از «تجزیه» ، «هرج و مرج» ، «ضدیت با فرهنگ اصیل ایرانی» ، و «ضدیت با مذهب» حفظ شود.
پنجم ؛
اگر سخن از بقاء نظام “جمهوری اسلامی” داریم، روشن است که مقصود آن جمهوری اسلامی است که در ۴۷ سال پیش مردم شریف این کشور با پیروی از امام خود بوسیله مجاهدات و خون خود پدیدآوردند و آن جمهوری اسلامی که طبق تفسیر آیت الله مطهری در شبهای رفراندوم جمهوری اسلامی در سال ۵۸ در تلویزیون داشت و به مردم عرضه شد که به آن رأی دهند و «مردم دقیقا به آن رأی دادند» ، و آن ؛ این بود ؛ «جمهوری اسلامی ؛ محتوایش اسلام است ، و چگونگی اداره آن ؛ به اراده ملت است.»
انتهای پیام




